close
تبلیغات در اینترنت
ازدواج وخانواده
طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي
?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
♣کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه♣
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

ازدواج وخانواده

دکتر انلاين

windows 8 windows 7 opera firefox chrome idm winrar kmplayer kaspersky flashplayer adobe reader

تبليغات رزبلاگ

عطاري انلاين

طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي

?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
?کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه?
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

یک فرمول ریاضی برای یافتن شریک زندگی!

    به گزارش خبرگزاری مهر، کلیو کرسول دانشمند دانشگاه سیدنی با ارائه یک آنالیز پیچیده ریاضی که البته با الگوهای غربی سازگار است نشان داد که این متد تا 75 درصد احتمال یافتن شریک زندگی مناسب را برای افرادی که در جستجوی فرد ایده آل هستند تضمین می کند.
        وی در این خصوص اظهار داشت: "بیشتر افراد جستجو برای یافتن فرد مناسب را تکرار می کنند اما همچنان به نتایج غم انگیزی می رسند. به خصوص پیدا نکردن شریک زندگی مناسب موجب افزایش آمار طلاق در کشورهای مختلف شده است."
        تئوری این ریاضیدان استرالیایی نشان می دهد که گاهی افراد مجرد چندین شکست عاطفی را تجربه می کنند تا شانس یافتن شریک زندگی مناسب و نیمه گمشده آنها تا 75 درصد افزایش یابد.
        این دانشمند افزود: "این یک مسئله درست و یا غلط نیست بلکه تنها یک مدل ریاضی است. نیمه گمشده افراد ناگهان وارد زندگی آنها نمی شود به طوری که افراد باید برای پیدا کردن شریک زندگی تلاش کنند."
        براساس گزارش رویترز، این ریاضیدان گفت: "اغلب افراد زمان بیشتری را صرف پیدا کردن یک خودروی مناسب می کنند تا پیدا کردن یک عشق و طبیعی است که نتیجه عشقهای ناگهانی و ناپخته ازدواجهای منجر به طلاق می شود."

ضرب المثل های جالب درباره ازدواج

ضرب المثل های جالب درباره ازدواج


از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب کرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حکم کلید راهنما را داشته باشد.

۱-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

۲- مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

۴- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )

۵- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

ما به هم محتاجیم یا معتاد؟


سوالی که اغلب زوج*های جوان از مشاوران خانواده می*پرسند این است که عادت به دوست داشتن یعنی چه؟ و اساسا چه اتفاقی می*افتد که عشق تبدیل به عادت می*شود؟ آیا عادت خوب است یا اینکه می*توان همیشه مثل روزهای اول ازدواج عاشق بود؟ اصلا می*توان عشق دائمی برقرار کرد؟ ...

اصولا ما آدم*ها خیلی زود به هم شرطی می*شویم یعنی اینکه ذهن ما عادت می*کند در ساعات خاصی و به شیوه*های خاصی و به شکل* خاصی تغذیه عاطفی شود، این یعنی عادت کردن به کسی که ما را با سبک و سیاق خودش تغذیه عاطفی می*کند و چون این سبک همیشه ثابت است ما نسبت به آن شرطی شده و عادت می*کنیم

 

 


عزت نفس

کسی که تلاش می*کند بیاموزد تا علاقه*اش را به همسرش نشان بدهد، از اعتماد به نفس و مناعت طبع بالایی برخوردار است؛ این تلاش یعنی تلاش برای نزدیک*ترشدن به هم.


لابد شنیده*اید كه فلانی آدم آویزانی است؛ یعنی همیشه محتاج توجه، بخشش، محبت یا حتی پول و امكانات دیگران است. خدا نكند همسر كسی چنین خلق و خویی داشته باشد چون كار از عشق و عاشقی می*كشد به كینه و نفرت. برخلاف تصور بعضی که عزت نفس یا همان مناعت طبع را شکلی از غرور تعبیر می*کنند و معتقدند این حس یا خصوصیت رفتاری یکی از دلایل ایجاد مشکل در روابط زناشویی است، عزت*نفس رفتاری است که دقیقا باعث استحکام روابط زناشویی می*شود. زن یا مردی که از عزت نفس کافی برخوردار نیست، برای رفتارها، برنامه*ها و خواسته*های فردی*اش تعریف مشخصی ندارد و درست به همین دلیل نمی*تواند یا نمی*خواهد حقی هم برای همسرش قائل شود.یکی از مواردی که عدم مناعت طبع باعث تخریب رابطه همسران می شود حساب و کتاب بیش از حد در مسائل مالی است. آنها فکر می کنند اگر درآمد های خود را مستقلا خرج کنند و یا پس انداز نمایید به سلامت رابطه خود کمک کرده اند در صورتی که بالعکس زندگی مشترک یعنی اشتراک در کلیه داشته ها و امکانات. با بررسی این موضوع لازم است تا نشانه های همسران با عزت نفس را بیان کنیم و راهکارهایی را برای آن ارائه دهیم.همان*طور که هر بیماری علائمی دارد، بیماری كمبود عزت*نفس هم نشانه*هایی دارد.

 


عاشق ماندن پس از ازدواج! چگونه؟

عاشق ماندن پس از ازدواج! چگونه؟


در خصوص عشق، ارتباط، ازدواج و چگونه عاشق ماندن، یك نكته اساسی وجود دارد و آن، این است كه ارتباط عالی و بی*نقص تصادفی به دست نمی*آید.

در حقیقت این موضوع نه تنها در مورد ارتباطات شما بلكه در مورد هر چیز دیگر در زندگی صحت دارد. هیچ چیز تصادفی اتفاق نمی*افتد و هر رویدادی دلیلی دارد. مثلا زوج*هایی را در نظر بگیرید كه عاشق هم شده و عشقشان پایدار باقی مانده است. عاشق شدن و عاشق ماندن دو مقوله كاملا متفاوت است.

عاشق شدن به مراتب آسان*تر از عاشق ماندن است، اما در خصوص زوج*هایی كه به هر دو موضوع رسیده*اند و علاوه بر عاشق شدن، عشقشان پایدار باقی مانده، این سوال مطرح است كه آنها چه كرده*اند؟ آنها چگونه بر مشكلات فائق آمده و امری را كه به نظر می*رسد اكثر زوج*ها قادر به تحقق آن نیستند، انجام داده*اند؟
واقعیت این است كه چند روش وجود دارد كه آتش عشق میان همسران را همواره شعله*ور نگه داشته و ارتباط آنها را با هم همچنان مطلوب نگه می*دارد. در این میان سه راز وجود دارد كه با به*كارگیری آنها می*توانید عشق خود را تا آخر عمر تضمین كنید:

 

 


چگونه همسر خود را علاقمند نگه دارید؟

برای کنترل مردان عشق ابزار کارا تری از ***** است. بعد از چند سال اول زندگی معمولاً خانم ها از کاهش رقبت شوهران نسبت به خود شکایت می کنند. دلیل این کاهش علاقه کاهش شور و هیجان اولیه است چون دیگر آن جاذبه جنسی به شدت اوایل ازدواج نیست و مردان مانند اوایل زندگی از رابطه خود لذت نمی برند.

برای اینکه مرد زندگی خود را اغوا کنید و او را علاقمند نگه دارید، باید نقش یک افسونگر را بازی کنید و کاری کنید که عاشق شما باشد.

در این مقاله نکاتی را برای شما بیان می کنیم که به کمک آن می توانید شوهرتان را به گونه ای شورانگیز نسبت به خود وابسته و علاقمند سازید و مسحور خود سازید.
دلفریب باشید


معيارهايي براي انتخاب همسر

ز زمان هاي خيلي دور همواره اين سؤال بين روان شناسان خانواده مطرح بوده است که آيا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق  مي شود يا تفاوت ها؟

پژوهش هاي به عمل آمده نشان مي هد که با ثبات ترين ازدواج ها آنهايي هستند که زن و شوهر بيشترين شباهت ها را با هم داشته اند. استفن وايت معتقد است:« با توجه به بررسي هاي باليني، شباهت هاي اخلاقي و شخصيتي زن و شوهر روي موفقيت ازدواج آنها نقش تعيين کننده اي دارد،» ميزان بي ثباتي و طلاق در زوج هاي به هم شبيه، کمتر مشاهده مي شود. با توجه به نتايج به دست آمده، نداشتن شباهت با بي ثباتي و طلاق همراه است. بعضي از روان شناسان شباهت هاي موجود بين زوجين را در حکم سپرده بانکي تلقي مي کنند و اشاره مي کنند اگر ميزان سپرده بانکي شما رقم بزرگي باشد و ميزان بدهي بانکي شما کم باشد در آن صورت در مقابل بحران هاي اقتصادي بهتر مي توانيد مقاومت کنيد و به نحو احسن مي توانيد احساس امنيت نماييد، ولي اگر ميزان بدهي هاي شما نسبت به سپرده بانکي کم باشد به همان نسبت احتمال اين که دچار مشکل شويد زياد خواهد بود.

اين تشبيه نشان مي دهد که هر قدر تشابه بين زوجين بيشتر باشد به همان نسبت احتمال اين که دچار بحران شوند زياد خواهد شد، سؤالي که در اينجا مطرح مي شود اين است که وجود کدام يک از تشابهات مطلقاً براي ازدواج لازم هستند؟

 هوش: اگر هوش زن و شوهر  به يک اندازه باشد رابطه زناشويي  با گرفتاري کمتري روبه رو مي شود. توجه داشته باشيد که «تحصيلات» ملاک نظر نيست چرا که بعضي از اشخاص بسيار باهوش به هر دليل ممکن است به کالج و دانشگاه راه پيدا نکنند. منظور اين است که زن و شوهر به لحاظ بهره هوشي بايد در يک رديف قرار داشته باشند، بايد بتوانند اشياء و امور را به يک شکل ببينند و درباره آنها به يک شکل صحبت کنند. اگر يکي از طرفين ازدواج اغلب گمان مي کند که همسرش متوجه منظور او نشده است، شرايط خوشايندي بين آنها برقرار نمي شود.

بررسي هاي به عمل آمده نيز نشان مي دهند، اگر بهره هوشي زن و شوهر در يک رديف يا نزديک به هم باشد ثبات ازدواج بيشتر مي شود.

ارزش ها: لازم است که زن و شوهر درباره بسياري از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاً مهم است که زن و شوهر درباره معنويات و يا زندگي خانوادگي اختلاف نداشته باشند. اگر در اين زمينه ها وحدت نظري وجود نداشته باشد، بروز اصطکاک ميان آنها حتمي است.

علايق: اگر زن و شوهر در بسياري از زمينه ها علايق مشترک داشته باشند زندگي به کامشان شيرين مي شود. در اين ميان هر چه تنوع علايق مشترک بيشتر باشد بهتر است.

توقع از نظامات خانوادگي: زن و شوهر بايستي درباره وظايف و مسئوليت هاي يکديگر در رابطه زناشويي وحدت نظر داشته باشند. طرز فکر افراد در اين زمينه کلاً به دو نوع تقسيم مي شود. بعضي از افراد در مورد وظايف و مسئوليت هاي زن و شوهر به طور سنتي فکر مي کنند بدين معنا که مديريت داخلي منزل به عهده زن است و مرد نيز به عنوان مدير بيروني منزل ، يا نان آور خانواده تلقي مي شود. فردي که در اين زمينه به طور سنتي فکر مي کند بايد با فردي ازدواج کند که با او همفکر است. اما اکنون که نقش هاي زن و مرد دستخوش تغييرات زيادي شده است، عده اي معتقد به تساوي حقوق بين زن و مرد هستند و وظايف و مسئوليت هاي مشابهي نيز براي آنان قائل مي شوند. افرادي که اين اعتقاد را دارند بايد با همفکران خود ازدواج کند. سؤال ديگري که مطرح مي شود اين است، تفاوت هاي مسئله ساز کدام ها هستند؟ يا به عبارت ديگر، چه تفاوت هايي مي توانند به خوشبختي زندگي زناشويي آسيب برسانند.

 

 

در پاسخ به اين سؤال بايد گفت وجود اختلافاتي که مي توانند به خوشبختي  زندگي زناشويي لطمه بزنند عبارت اند از:

1 - ميزان انرژي: وقتي يکي از طرفين ازدواج پر انرژي باشد و در مقابل همسر او کم انرژي اين افراد با مشکلات عديده اي برخورد مي کنند. اختلاف در ميزان انرژي در زمينه هاي مختلف خود نمايان مي شود که از جمله مي توان به معاشرت هاي اجتماعي، فعاليت هاي مذهبي و غيره اشاره کرد. در انجام فعاليت هاي مربوط به خانه نيز سطح انرژي ميان زن و شوهر اغلب مسئله ساز مي شود، مثلاً ممکن است زن بخواهد کارهايي را در روزهاي تعطيل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهرعلاقه مند باشد که پاي تلويزيون بنشيند يا روزنامه بخواند.

2 - عادات شخصي: وقتي زن و شوهر عادت هاي شخصي متفاوتي داشته باشند، به تدريج وحدت ميان آنها رو به نقصان مي رود. از جمله عادت هاي مسئله ساز مي توان به اين موارد اشاره کرد:وقت شناسي، نظم و ترتيب، وابستگي ، احساس مسئوليت ، ... مي توان به عادات شخصي متعددي اشاره کرد که زن و مرد بايد قبل از ازدواج  به آن توجه داشته باشند. مثلاً اگر يکي از آنها سيگاري باشد و ديگري نه ، اين اختلاف مي تواند در رابطه زناشويي آنها دردسر ساز شود. اگر يکي از آنها به خوردن غذاهاي مقوي و مغذي علاقه مند باشد و ديگري به اين که چه مي خورد بها ندهد، مشکلاتي در زندگي زناشويي ايجاد مي کند.

3 - استفاده از پول: بسياري از زوج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالي ، دچار مشکل مي شوند. يکي به فکر آينده است و مي خواهد پولش را پس انداز کند و ديگري به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه حال علاقه مند است. يکي معتقد به ريسک کردن است و ديگري فکر مي کند که بايد به تدريج و با ضريب اطمينان بالا بر دارايي هاي خود بيفزايد. يکي مي گويد درآمد را بايد خرج فرزندان کرد و ديگري مي خواهد پول را نگه دارد. اختلافاتي از اين قبيل مي تواند شيرازه زندگي زناشويي را تحت تأثير قرار دهد، به همين دليل لازم است که قبل از ازدواج در اين موارد بيشتر موشکافي شود.

4 - علايق و مهارت هاي کلامي: اگر يکي از طرفين ازدواج زياد حرف بزند و ديگري کم حرف باشد چه مشکلي پيش مي آيد؟ اگر زن يا مرد علاقمند به گفت و گو و ديگري خواهان سکوت باشد، استرس  فراواني ايجاد مي شود.

اگر کسي به هنگام صرف غذا علاقه مند به صحبت باشد و همسرش بخواهد به هنگام صرف غذا سکوت کند و يا اگر يکي از طرفين ازدواج به صحبت تلفني طولاني علاقه مند باشد زمينه هاي اختلاف را پايه ريزي کرده اند.

سؤالي که با توجه به مسائل فوق مطرح مي شود اين است اگر افرادي با هم ازدواج کنند که در موارد فوق اختلاف داشته باشند چه ويژگي را بايد در خود بپرورانند تا بتوانند به زندگي زناشويي ادامه دهند؟

در پاسخ بايد اشاره کرد،اگر زوجين داراي ويژگي انعطاف پذيري باشند مي توانند به جاي اين که تحت تأثير اختلافات قرار بگيرند با تفاوت ها کنار بيايند و براي حل مشکلات راه حل مناسب پيدا کنند.

ازدواج مهارت مي خواهد!

 زندگي مشترك  افقي است روشن و جلوه گاهي زيبا براي تولدي دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروري اين اشتراك، يعني توانايي ها و مهارت هاي خاص و سازنده، در تفكر، بينش و عملكرد انسان رؤيت و ملاحظه شود. زيرا اين مهارت ها و توانايي هاي انسان است كه در وقت لزوم، به ياري او مي آيد تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستي هاي زندگي مشتركش را برطرف نمايد. حال چنانچه زندگي مشتركي كه براساس پيوندي مقدس از سوي زن و مرد، صورت پذيرفته، با عدم توانايي ها و مهارت هاي هر دو نفر و يا حتي يكي از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه اين زندگي با تلخكامي، ناراحتي و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراين بايد در نظر داشته باشيم بقا و تداوم و شيريني يك زندگي مشترك، هميشه در گرو توانايي ها و مهارت هاي خاصي است كه در حقيقت تضمين كننده اي قابل اطمينان براي خوشبختي  زوجين به حساب مي آيند.

به همين لحاظ در نوشتاري كه پيش رو داريد سعي شده است تا به صورت اجمال به راهكارهاي مهم و اساسي، پيرامون برخي از توانايي ها و مهارت هاي لازم براي ايجاد و برقراري يك زندگي مشترك ايده آل پرداخته شود.

 

مهارت در خودآگاهي

آگاهي از خود و خصوصيات مختلف خود، به انسان كمك مي كند با توانايي ها و ضعف ها و ساير خصوصيات خود آشنا شود. همچنين در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكيل زندگي مشترك  بهتر و عميق تر با مسائل روبه رو شود. اين خودآگاهي به شخص نشان مي دهد كه چگونه مي تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نمايد تا منجر به هيچگونه ناراحتي نگردد.

خودآگاهي، موجب شناخت نياز افراد و يافتن راه مناسب براي مواجهه با آنها مي شود. همچنين اهداف زندگي را مشخص تر و واقع بينانه تر نشان مي دهد و ارزش واقعي افراد و مسائل پيرامونشان را نمايان مي سازد. خودآگاهي فرآيند سالم هويت يابي را براي انسان سهل تر مي نمايد، به زندگي او آرامش مي دهد و احساس رضايت مندي اش را رونق مي بخشد.

 

«خودآگاهي» تضمين كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالي است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رويارويي با مشكلات و حل مناسب آنها مي شود.

خودآگاهي تضمين كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالي است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رويارويي با مشكلات و حل مناسب آنها مي شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهي» شناخت و تنظيم احساسات، اهداف و برنامه زندگي، تفريحات و سرگرمي ها، توانايي ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئوليت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانايي هاي خود، به اين دليل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفي دارد تا براي ازدواج خود براساس هدف اصلي زندگي اش، برنامه ريزي نمايد. مثلاً فردي كه هدفش رسيدن به درجات عاليه كمال و معنويات است، اگر با کسي ازدواج كند كه هدفش رسيدن به يك زندگي تجملي و سراسر ماديات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراواني در زندگي مشترك خواهد شد. امتياز ديگري كه مي توان براي خودآگاهي منظور نمود آن است كه موجبي قدرتمند براي شناخت و تشخيص تفاوت هاي بين خود و ديگران است. در اين ميان بايد گفت شناخت تفاوت هاي ميان زن و مرد، يكي از مهم ترين بخش هاي مربوط به مهارت خودآگاهي است.

با چه زنان و مردانی نمی توان ازدواج كرد ؟

ازدواج  نهادی مدنی در حقوق ایران است كه علاوه بر این كه واجد آثار حقوقی و مدنی زیادی می باشد از نظر دینی هم امری بسیار پسندیده بوده و دارای آثار معنوی و اخروی نیز هست . لذا مجرد ماندن و ترك این شیوه ی حسنه مذمت ( سرزنش ) شده است و چنانچه فردی به خاطرازدواج نكردن مرتكب گناه شود تجرد وی ، حرام خواهد بود . به همین دلیل آشنا بودن با قواعد حاكم بر این نهاد، امری لازم است . یكی از این قاعده ها موضوع ممنوعیت نكاح با بعضی افراد است . لذا باید با كسی ازدواج كرد كه از نظر شرعی و قانونی برای آن مانعی وجود نداشته باشد. در این بحث ذیلاً به بررسی موضوع ممنوع بودن ازدواج با گروهی از زنان و مردان می پردازیم كه درقانون مدنی ایران آن را جزء " موانع نكاح " شمرده اند.

از دیدگاه مقررات ایران مانع نكاح در پنج دسته جای می گیرد :

1- ناشی ازخویشاوندی نسبی
2- ناشی از خویشاوندی سببی
3- ناشی از خویشاوندی رضاعی
4- موارد متفرقه
5- رعایت مصالح كشور

درباره چه چيزهايي صحبت کنيم؟

اين مطلب را اختصاص داده ايم به: اولين چيزي که بايد به يک خانم بگوييد، چگونه مي توانيد از مردهاي ديگر الگوبرداري کنيد، و چگونه مي توانيد جلوي خجالت کشيدن خود را بگيريد.                                                                                                                                    يک مرد در اولين ملاقات با يک خانم بايد در مورد چه موضوعاتي با او صحبت کند؟                                                                                                                                          اکثر آقايون تصور مي کنند که وقتي با يک خانم ملاقات مي کنند بايد گفتگوي منصفانه اي داشته باشند. اما من فکر مي کنم که اکثر مردها چيزي در مورد گفتگوي منصفانه نمي دانند. آنها حتي نمي توانند تشخيص دهند که چه موقع نوبت آنهاست که صحبت کنند.                                                                                                                                                       من اعتراف مي کنم که ياد گرفتن اين کار حداقل براي خودم خيلي دشوار بود.                                                                                                                                              اما چيزي که ياد گرفتم اين بود: زماني که شما براي اولين بار با خانمي ملاقات مي کنيد نبايد در مورد چيزي صحبت کنيد. تنها کاري که بايد انجام دهيد اين است که شماره اش يا ايميلش را بگيريد!                                                                                                                                                                                                                                   موفقيت شما در مورد خانمي که شماره و يا راه ارتباطي با او داريد حتمي است. پس به خاطر خدا هم که شده قبول کنيد که تنها کاري که در اولين ملاقات بايد انجام دهيد اين است که شماره تلفن و يا e-mail او را بگيريد.                                                                                                                                                                                                 بله، به همين سادگي!                                                                                          شما مي توانيد اين کار را فقط در چند دقيقه انجام دهيد، البته اگر بدانيد چطور و چگونه.                                                                                                                                  گفتگوهاي طولاني مدت شرط لازم گرفتن شماره تماس و يا قرار هاي ملاقات در آينده نيست.                                                                                                                           شما قبلا گفته بوديد که آقايون بايد با ساير مردهايي که در ارتباط خود با خانم ها موفق هستند ارتباط برقرار کرده و راه و رسم همسر داري را از آنها ياد بگيرند. يک مرد چگونه مي تواند اين کار را انجام دهيد؟                                                                                                                                                                                                                          به نظر من بد نيست که هر چند وقت يکبار به مکان هاي تفريحي پر رفت و آمد برويد و رفتار افراد را زير نظر بگيريد. واضح تر بگويم بهتر است که به خانم هاي زيبايي که با همسرانشان به تفريح آمده اند نگاهي بيندازيد تا ببينيد که آقايون چگونه برخوردي را از خود در مقابل آنها نشان مي دهند.                                                                                                                                                                                                                                     خيلي خوب است که با رفتار ساير مردها با زنها آشنا شويد. با اين کار پي به نکات زير مي بريد:
                                                                                                                      زبان غير کلامي (حرکات بدن) را که باعث جذب خانم ها مي شود را بهتر ياد مي گيريد.
شما ژست هاي آقا و طرز صحبت کردن او را مي بينيد و همچنين شاهد عکس العمل خانم نيز هستيد.                                                                                                                                                                                                                                  همچنين مي توانيد با مردهايي که رفتار خوبي با خانم ها دارند، ملاقات کنيد و پس از مدتي با آنها دوست شويد. کار آساني است. فقط کافي است که بگوييد "تو واقعا فوق العاده اي، بذار برات يه نوشيدني بخرم، يک چيزهايي هست که بايد ازت ياد بگيرم" يک ليوان نوشيدني براي ايجاد هوش و ذکاوت کار پرخرجي نيست.                                                                                                                                                                                          يک مرد چگونه مي تواند در زمان گفتگو با يک خانم "منجمد" نشود؟                                                                                                                                                           در اين قسمت من به آقايون پيشنهاد مي کنم که از قبل حرف هايي را آماده کرده و در ذهن خود داشته باشند. مي توانم به شما چند پيشنهاد کلي بدهم....                                                                                                                                                                  " تو منو دوست داري "                                                                                           " من فکر مي کنم رابطمون به جايي نمي رسه "                                                           " زياد به خودت مغرور نشو، باشه ؟ "                                                                                                                                                                                               اين 3 مورد مي تواند براي هميشه شما را به سمت جلو هدايت کنند.                                                                                                                                                        نکته جالبي که در هر 3 نکته بالا وجود دارد اين است که شما تقريبا در هر موقعيتي مي توانيد از آنها استفاده کنيد.                                                                                                                                                                                                                      مثلا فرض کنيد که شما دختري را اذيت مي کنيد و او هم مي خندد و به شما ضربه ميزند. شما خيلي جدي به او نگاه کنيد و بگوييد " تو دوستم داري "                                                                                                                                                                         خيلي عاليه. شما به سادگي مي توانيد از تمام "معيار" هايي که در بالا ذکر شده، استفاده کنيد.                                                                                                                                                                                                                                      نکته اين جاست که در هر موقعيتي بايد 2 - 3 پاسخ آماده داشته باشيد. 3 مورد بالا را آنقدر تمرين کنيد تا بتوانيد به راحتي از آن استفاده کنيد. اگر بر روي موضوعات مختلف تمرکز کنيد به راحتي مي توانيد به موارد جديدي نيز دست پيدا کنيد.                                                                                                                                                                           به خاطر داشته باشيد: هميشه نبايد حرف هاي قشنگ تحويل خانم ها بدهيد. پيش از هر چيز بايد شماره تماس و يا mail خود را به او بدهيد. اصلا نگران بامزه بودن نباشيد، فقط به اين فکر کنيد که بايد وارد مراحل بعدي بشويد.

جاذبه در مقابل عشق

وقـتي اوليـن بار کسي را مي بيـنيم، صرفنـظر از مـحيـط يـا طريقه اين ملاقات، يا مجذوب او مي شويم يا نمي شويم. ايـن مجذوبـيت اوليـه اگـر دنـبال شود، سرانجام به دوستيمنـجر شـده و بـعد ممـکن است از حصار و موانعي که براي مـحافظت از خـود در اطرافمان کشيده ايم عبور کرده تـبديل به عشق شود. جاذبه معمولاً تصميم آني از دوست داشتن يا نداشتن است که به معيارهاي ناخودآگاه ما برمي گردد. وقتي کسي را رو در رو ملاقات کنيم، سعي مي کنيم او را با معيارهاي فيزيکي و ظاهري بسنجيم. اگر از طريق نامه، تماس هاي تلفني يا چت هاي اينترنتي با کسي آشنا شويم، سعي مي کنيم از طريق نحوه صحبت کردن و گفتگويشان و اينکه چقدر حرف زدن با آنها برايمان جالب و سرگرم کننده است، آنها را بسنجيم. کاملاً حقيقت دارد که در اينترنت مردم مي توانند هر طور که بخواهند رفتار کنند، و هر شخصيتي باشند که مي خواهند. اما آخر کار خودِ واقعيشان از شکاف شخصيتي که براي خود ساخته اند به بيرون نفوذ مي کند و خودِ واقعيشان را مي بينيم. نکته اخلاقي اين چيست؟ اينکه بهتر است خودمان باشيم. چون ممکن است روزي پيش بيايد که مجبور شويد يا بخواهيد که فرد آنطرف مکالمه اينترنتي را ملاقات کنيد. از طرف ديگر وقتي خودِ واقعي طرف مقابل را ملاقات مي کنيد، يادتان باشد که زمان باعث شده آن فرد را دوست داشته باشيد، به خاطر چيزي که در فکرشان و قلبشان است. ممکن است تصور کنيد آن معشوقي را پيدا کرده ايد که دقيقاً مثل شما فکر ميکند و دقيقاً مثل شما احساس مي کند. هيچ کس کامل نيست. همه ما اشکالات و نقص هايي داريم. اينکه بخواهيم فرد "مناسب" را براي خودمان پيدا کنيم اشکالي ندارد. اما اگر بخواهيم فرد "کامل" را پيدا کنيم، به جرات مي توانم بگويم که غير ممکن است. چون هيچ فرد کاملي وجود خارجي ندارد. وضعيت ظاهري اين فرد به اندازه وضعيت روحي و دروني او اهميت ندارد. ما عاشق روح افراد مي شويم نه قد و قواره و ظاهرشان. و گرچه براي بهتر کردن ظاهرمان مي توانيم کارهايي انجام بدهيم، اما اين نبايد معيار اصلي ما براي دوستي باشد. ما عاشق قلب انسانها مي شويم، عاشق درونشان، خودِ واقعيشان. مسئله مهم همين است.

نحوه برقراري ارتباط والدين با نوجوان در سن بلوغ

کاملاً روشن است که وقتي کودک شما به سنين نوجواني مي رسد، استقلال بيشتري طلب مي کند. در اين زمان برقراري ارتباط با او ديگر مانند گذشته کار ساده اي نخواهد بود؛ بايد توجه داشته باشيد که در اين برهه از زمان ارتباط برقرار کردن با او از هر زمان ديگري مهم تر است. شايد تصور کنيد که او همچنان بايد پايبند خانه باشد، اما او در حال حاضر مشغول انجام فعاليت هاي جديد در مدرسه است. براي خود سرگرمي هاي جديدي درست مي کند، و تمايل شديدي به پيوستن به فعاليت هاي اجتماعي بزرگ از خود نشان مي دهد. در اين حالت وظيفه شما حمايت و پشتيباني از اوست. در اين ميان محبت ورزيدن از اهميت ويژه اي برخودار مي باشد. اگر موفق شويد يک چنين ارتباطي را با او برقرار کنيد، يک حس اطمينان را در وجود او ايجاد مي کنيد و فرزند شما اين اطمينان را پيدا مي کند که مي تواند پستي ها و بلندي هاي زندگي را در کنار شما و با وجود پشتيباني و حمايت شما طي کند. انتظارات صحيح شايد در ابتداي دوره ي بلوغ، نوجوان حس خوبي نسبت به توصيه هاي شما نداشته باشد و احساس کند که نيازي به نصيحت هايتان ندارد. اين احتمال وجود دارد که حتي گاهي اوقات زمانيکه مسئله ي مهمي را به او گوشزد مي کنيد، خوشش نيامده و ناراحت شود. در صورت بروز يک چنين شرايطي، کودک بيش از پيش به همکلاسي هايش اعتماد مي کند و از شما تقاضاي فضا و حريم خصوصي بيشتري مي کند. به عنوان مثال ممکن است اين تمايل را پيدا کند که در اتاقش بيش از هر زمان ديگري بسته باقي بماند. شايد قبول يک چنين تغييراتي براي شما کار آساني نباشد و نتوانيد همه ي اين دگرگوني هاي رفتاري را سريعاً هضم کنيد، اما نگران نباشيد انجام همه ي اين کار ها صرفاً نشانه اي از افزايش حس استقلال طلبي در فرزند شما است و کاملاً طبيعي است. شما هم بايد بندها را کمي آزادتر کنيد و به او فضاي بيشتري براي رشد بدهيد. البته حتماً لازم نيست که به آنها اجازه دهيد که به طور کامل از قيد و بند محدوديت ها آزاد شوند و يکمرتبه خود را رها شده تصور کنند. شما هنوز هم نقش تاثير گذاري در تعيين مسير زندگي آنها داريد. فقط بايد اين مطلب را همواره در ذهن داشته باشيد که نوجوان نابالغ شما بيشتر از روي کارهايي که انجام ميدهيد الگو برداري مي کند تا از روي آموزش هاي مستقيمي که به او مي دهيد. بنابراين هر زمان که تصميم به موعظه ي او مي گيريد، سعي کنيد کارهايي که مد نظرتان هستند را به عينه در مقابل او انجام دهيد و سخنراني را به زمان ديگري موکول نماييد. براي او الگو باشيد و زمانيکه انتظار داريد او کاري را انجام دهد، ابتدا خودتان آن کار را انجام دهيد. در حين گفتگو با او اصل احترام متقابل را رعايت کنيد، با او مهربان باشيد، آداب غذايي سالم را برايش روشن کنيد، و کارهاي روزمره خانه را بدون گله و شکايت انجام دهيد تا او هم ياد بگيرد که بايد يک چنين برخوردي از خود نشان دهد. اگر براي او يک الگوي زنده و سالم باشيد، دختر يا پسر نونهال از شما تبعيت کرده و مطابق خواسته هايتان عمل خواهند کرد. برخورد صحيح انجام برخي از کارهاي کوچک و ساده مي توانند ارتباط عميقي ميان شما و فرزندتان ايجاد نمايند. در برنامه هاي روزانه خود زمان کوتاهي را به انجام برخي کارهاي خاص اختصاص دهيد. کارهايي را انتخاب کنيد که مي توانيد به کمک نوجوانتان انجام دهيد و به آنها نشان دهيد که برايشان اهميت قائل هستيد. در اين قسمت به چند نکته ي کاربردي در همين زمينه اشاره مي کنيم: غذاي خانوادگي: شايد غذا درست کردن کار آساني نباشد، به ويژه پس از گذراندن يک روز بلند کاري. ولي صرف يک شام خانوادگي که در آن تک تک اعضاي خانواده دور هم جمع شوند، ارزش زيادي دارد. بنابراين مانند تمام کارهاي ديگري که در طول روز براي آنها برنامه ريزي مي کنيد، انجام اين کار را نيز در اولويت قرار داده و ترتيب يک غذاي خوشمزه را بدهيد، حتي اگر امکان غذا درست کردن را هم نداريد و از بيرون غذاي آماده تهيه مي کنيد، حداقل همه دور هم بنشينيد و آن را ميل کنيد. در حين صرف غذا، تلويزيون را خاموش کنيد و سعي کنيد تلفن ها را جواب ندهيد. اگر انجام روزانه ي اين کار امکان پذير نيست، سعي کنيد در طول هفته يکي دو مرتبه کل افراد خانواده را در کنار هم جمع کنيد. مي بايست انجام اين کار را جالب و جذاب جلوه دهيد و همه ي افراد را در آماده سازي و تميز کردن شريک کنيد. انجام کارهاي مشترک مي تواند نزديکي و اتصال بيشتري ميان افراد خانواده ايجاد کند و برقراري ارتباط را تسهيل نمايد. در اين حال همه افراد نسبت به يکديگر احساس مسئوليت پيدا مي کنند و خود را در يک کار تيمي شريک احساس مي کنند. وقت خواب و شب بخير: شايد ديگر لازم نباشد که فرزندتان را تا رختخواب بدرقه کنيد. البته فراموش نکنيد که خواب کافي در اين زمان از اهميت بالايي برخوردار است و به عنوان تضمين کننده ي رشد مناسب و سلامت جسمي نوجوان به شمار مي رود. مي توانيد پيش از خاموش کردن چراغ ها در کنار هم بنشينيد، کتاب بخوانيد، اتفاقات مهمي که در طول روز برايتان رخ داده است را براي هم تعريف کنيد، و در مورد برنامه هايي که براي فردا در ذهن داريد صحبت کنيد. اگر احساس کرديد که نوجوان نسبت به اين مسئله حس خوبي ندارد، مي توانيد کل کارهاي ذکر شده را به يک بوسه قبل از خواب و شب بخير گفتن محدود کنيد. اگر باز هم از اين کار خوشش نمي آمد، فقط دستي به پشت او بکشيد و بگوييد شب بخير. صرف وقت روزمره در کنار يکديگر: نقاط مشترکي را پيدا کنيد که به شما اجازه مي دهند در کنار هم باشيد. مي توانيد از او بخواهيد تا با شما براي بيرون بردن حيوان خانگي به پارک بيايد. در حين شستن ماشين، درست کردن شيريني، اجاره ي فيلم، تماشاي برنامه ي تلويزيوني مورد علاقه از او دعوت کنيد که در کنارتان قرار بگيرد. همه ي اين کارهاي فرصت هايي هستند که به شما اجازه مي دهند از وجود يکديگر لذت ببريد. علاوه بر اين زمانيکه نوجوان در يک چنين موقعيت هايي قرار مي گيرد، احساس آرامش بيشتري پيدا مي کند و اين امر سبب مي شود که چيزهايي را که در ذهن دارد راحت تر با شما در ميان بگذارد و اگر مشکلي برايش پيش آمده با اعتماد بيشتري در مورد آن با شما صحبت مي کند. دليلش هم اين است که وقتي شما مشغول انجام کاري هستيد، لازم نيست نوجوان با شما ارتباط چشمي برقرار کند و اين امر به نوبه خود سبب مي شود که راحت تر حرف هاي دلش را با شما در ميان بگذارد. خلق لحظات خاص و فراموش نشدني: اين رسم را در خانواده بوجود بياوريد که سالانه موقعيت هاي خاص خانوادگي را جشن بگيريد - البته بجز تعطيلات و تولدها - در اين زمان کليه ي افراد خانواده را در کنار هم جمع کنيد و سالگرد آن اتفاق بخصوص را جشن بگيريد. اين جشن مي تواند به خاطر يک کارنامه درخشان يا بردن تيم فوتبال مدرسه باشد؛ به هر حال مسئله اي است که مي تواند پيوند هاي عاطفي خانوادگي را محکم تر کند. اظهار علاقه : فکر نکنيد که نشان دادن و گفتن اين مطلب که به فرزند خود علاقمند هستد هيچ ارزشي براي او ندارد. انجام اين کار به فرزندتان اين اطمينان را مي دهد که دوستش مي داريد و از او مراقبت و محافظت مي کنيد. البته بايد راهاي درست نشان دادن علاقه را ياد بگيريد. اين بدان معناست که ممکن است دختر و يا پسر شما نسبت به ابراز علاقه ي شديد آن هم در جمع و به صورت عمومي حس مثبتي نداشته باشد . شايد دوست نداشته باشد که مانند گذشته او را بغل کنيد و يا ببوسيد اما شما نبايد اين مسائل را به خودتان بگيريد، چراکه مواردي نيستند که نشات گرفته از کاستي هاي فردي شخصيت شما باشند، به هر حال اگر مي خواهيد به اين شکل نسبت به او ابراز علاقه کنيد بهتر است اين کار را به زماني موکول کنيد که دوستانش آن اطراف نباشند و براي ابراز علاقه در جمع راههاي ديگري پيدا کنيد. يک لبخند و يا حتي دست تکان دادن مي تواند با حفظ همه ي محدوديت هاي ذهني نوجوان، عشق و علاقه ي شما را نسبت به او به ثابت کند. توانايي هاي منحصر بفرد نوجوان را تشخيص دهيد و به آنها ارزش دهيد. به عنوان مثال زمانيکه يک نقاشي زيبا مي کشد بگوييد: "کارت عالي است، خيلي هنرمندي" يا "تو در تمرين فوتبال خوش درخشيدي، از ديدنت در بازي تيم لذت مي بردم" باقي ماندن در صحنه: در روند رشد فرزندتان حضور پرشوري از خود نشان دهيد. با او همکاري و هماهنگي کنيد تا بتوانيد مدت زمان بيشتري در کنار هم بمانيد و پيوندهاي عاطفي محکم تري ايجاد کنيد. لازم نيست حتماً مربي ورزش يا معلم رياضي باشيد تا بتوانيد با او ارتباط برقرار کنيد. شايد خود نوجوان هم ترجيح دهد که آموزش هاي تخصصي تر را از کسي به غير از شما ياد بگيرد. هر چند وقت يکبار مي توانيد او را در انجام فعاليت هاي جانبي همراهي کنيد، اما بقيه ي زمان ها که او تنها به تمرين مي رود از او بخواهيد در مورد تمريناتش با شما صحبت کند و با توجه کامل به حرف هايش گوش بدهيد. بايد به او کمک کنيد تا در مورد ناراحتي ها و نااميدي هايش خيلي راحت با شما صحبت کند. در مورد کوچک ترين شکست هايي که در زندگي برايش اتفاق مي افتد با او همدردي کنيد حتي اگر احساس مي کنيد مسئله ي مورد نظر هيچ ارزشي ندارد. نگرش و طرز برخورد شما نسبت به شکست ها سبب مي شود که او راحت تر آنها را بپذيرد و به اين ايدئولوژي برسد که شکست را بايد پذيرفت و با آن کنار آمد. اين امر جرات تلاش دوباره را در وجود او زنده مي کند. خود را مشتاق نشان دهيد: نسبت به ايده ها، احساسات و تجربياتي که نوجوان در زندگي بدست مي آورده علاقه نشان دهيد و کنجکاوي کنيد. اگر شما به حرفي که او مي زند گوش بدهيد، بهتر مي توانيد حمايت و هدايتي را که از شما طلب مي کند، در اختيارش قرار دهيد. البته کليه اين امور را بايد بدون قضاوت هاي ناآگاهانه و هيچ گونه جبهه گيري خاصي انجام دهيد. زمانيکه کودک با يک چنين واکنشي از جانب شما روبرو مي شود، دفعه هاي بعدي که با مشکلي روبرو شد، خيلي راحت تر نزد شما مي آيد و مشکلاتش را با شما در ميان مي گذارد.

فوايد نداشتن فرزند

خيلي از زوج ها در نقطه اي از زندگي خود تصميم مي گيرند که تشکيل خانواده دهند و صاحب فرزند شوند. اما خيلي ديگر از زوج ها هم هستند که تصميم مي گيرند به هيچ وجه بچه دار نشوند. انتظار جامعه اين است که هر دو نفر که با هم ازدواج مي کنند، صاحب فرزند شوند و آنهايي که چنين کاري نمي کنند معمولاً "خودخواه"، "غيرعادي" و  يا "مشکل دار" خوانده مي شوند. اما خيلي از اين افراد، به جاي اينکه خودشان را "بدون فرزند" ببينند، که روي فقدان و کمبود آنها تکيه دارد، خودشان را "رها از فرزند" مي بينند و اين يعني به اختيار خودشان اين وضعيت را انتخاب کرده اند.                                                                                                                                                                                                            يک زوج رها از فرزند، در همان طبقه زوج هاي بي اولاد که دوست دارند صاحب بچه شوند اما قادر به بچه دار شدن نيستند، قرار نمي گيرند. زوج هاي رها از اولاد آنهايي هستند که درمورد بچه دار شدن با هم صحبت کرده و تصميم گرفته اند که صاحب بچه نشوند. اين مسئله به فاکتورهاي مختلفي بستگي دارد مثل وضعيت وراثت در خانواده اي که نمي خواهند بيماري خاصي را به فرزندشان منتقل کنند، يا آسيب هايي که خودشان در زمان کودکي تجربه کرده اند. برخي از زوج ها هم اصلاً غريزه پدر يا مادري ندارند و به همين خاطر فکر مي کنند که منصفانه نيست بچه اي را در اين شرايط به دنيا بياورند.                                                                                                                                                                                     اعضاي خانواده اين زوج هايي که دوست ندارند بچه دار شوند، معمولاً به آنها فشار مي آورند که بچه دار شوند. پدر و مادرهاي زوج که آرزوي پدربزرگ يا مادربزرگ شدن را در سر مي پرورانند و دوست دارند که کسي باشد که نام خانوادگي آنها را به نسل هاي بعد منتقل کند، بيشتر از هر کس ديگر آنها را به بچه دار شدن تحريک مي کنند. اين فشار وقتي والدين زوج بچه ديگري نداشته باشند، شدت بيشتري پيدا مي کند. به اين ترتيب همه جمع هاي خانوادگي براي زوج جوان بسيار پرفشار شده و همه بحث ها به بچه دار شدن آنها ختم مي شود.                                                                                                                                             همچنين وقتي بقيه خواهر برادرهاي زوج نامبرده، همه يکي پس از ديگري بچه دار شوند، تطبيق يافتن در جمع آنها براي آن زوج بسيار دشوار مي شود. خيلي از دوستانشان هم که بچه دار شده اند، کم کم رابطه شان را با آنها کمتر مي کنند چون وجه اشتراکشان با هم کمتر مي شود. حتي ممکن است ديگران با ديده سوءظن به آنها نگاه کنند. خيلي از مردم تصور مي کنند چنين زوج هايي به اين خاطر بچه دار نمي شوند که يا قدرت باروري ندارند و يا اصلاً بچه ها را دوست ندارند. اين درحالي است که در کمتر مواردي چنين تصوري صحت دارد.                                                                                                                                              بااينکه بچه ها موهبت الهي هستند و وجود آنها، اگر خواسته و برنامه ريزي شده باشد، باعث قشنگ تر شدن زندگي مي شود اما زوج هايي که تصميم مي گيرند بچه دار نشوند هم از مزاياي زيادي بهره مند مي شوند. با وجود درگيري هاي کاري زن و  مرد در جامعه امروز، اين زوج ها ديگر لازم نيست نگران برنامه ريزي زماني براي نگهداري از بچه باشند. همچنين از نظر مالي نيز وضعيت بهتري پيدا مي کنند چون ديگر نيازي نيز زير بار خرج کمرشکن بزرگ کردن بچه از بدو تولد تا بزرگسالي بروند و اين باعث مي شود پول بيشتري برايشان بماند که در هر راهي که بخواهند خرجش کنند.                                                                                                                                                                                                                 زوج هايي که بچه ندارند وقت بيشتري براي اختصاص دادن به همديگر دارند که باعث مي شود بيشتر از زوج هاي بچه دار به هم نزديک شوند. اين به آن معنا نيست که زوج هايي که بچه دارند رابطه نزديکي با همديگر ندارند؛ اما مسئوليت هاي آنها در قبال مراقبت از بچه وقتشان را بسيار محدود مي کند.                                                                                                                                                                                                                         نتيجه اينکه درست نيست بگوييم زوج هايي که خودشان تصميم مي گيرند بچه دار نشوند، به طريقي عيب و ايراد دارند يا فقداني در زندگيشان دارند. اگر زن و مرد به اتفاق هم تصميم گرفته باشند که بچه دار نشوند، آنوقت خانواده و دوستان بايد به نظر و تصميم آنها احترام بگذارند و براي تغيير عقيده شان روي آنها فشار نياورند. از اين گذشته، حتي اگر آنها نظرشان را هم عوض کنند، اين آنها هستند که بايد مسئوليت هاي بچه داري را به دوش بکشند نه خانواده و اطرافيانشان.

ماهيت شوخ طبعي از ديدگاه خانمها و آقايون

اگر از خانم ها و آقايون سوال کنيد که چه خصوصيتي در همسرشان وجود دارد که بيش از هر چيز برايشان جالب و جذاب است مطمئن باشيد که هر دو جنسيت، شوخ طبعي را در ابتداي ليست خود قرار خواهند داد. اين واژه آنقدر مورد استفاده قرار گرفته که در زبان انگليسي سرواژه اي به صورت (GSOH) نيز براي آن ساخته اند.                                                                                                                                                                                     هم خانم ها و هم آقايون هر دو به يک ميزان به دنبال يافتن حس شوخ طبعي در شريک زندگي خود هستند. به هر حال کاملاً طبيعي است که هر کس به دنبال همسري باشد که خوش مشرب، جذاب و خوشمزه باشد.                                                                                                                                                                                                    مي توان گفت که اين روزها شوخ طبعي به شکل مقوله اي در آمده که در ميان عامه ي مردم رواج زيادي پيدا کرده. لازم به ذکر است پژوهشگراني که در مورد شوخ طبعي تحقيق و بررسي مي نمايند سال هاست که متوجه اختلافاتي در مورد مفهوم و کاربرد حس شوخ طبعي در ميان خانم ها و آقايون شده اند. به اين معنا که خانم ها علاقه دارند با مردي ازوداج کنند که با مزه باشد، و برايشان جک هاي خنده دار تعريف کند؛ اين در حالي است که آقايون تمايل دارند با خانم هايي ازدواج کنند که به جک هاي مضحک و مسخره ي آنها بخندند.                                                                                                                                                   بر اساس اظهارات اريک برسلر روانشناس دانشگاه مک مستر در کانادا تعريف خانم ها و آقايون از حس شوخ طبعي به يک معنا نيست. او در تحقيقاتش که در جلد بعدي ماهنامه ي تکامل و سلوک انساني به چاپ خواهد رسيد، تعداد بسيار زيادي از خانم ها و آقايون را مورد پرسش قرار داده است. اين افراد پاسخ هاي جالبي به سوال هاي پژوهشگران داده اند. برسلر و تيمش به اين نتيجه دست پيدا کرده اند که خانم ها بيشتر به دنبال مردي هستند که "توليد کننده" ي شوخي باشد و آقايون نيز بيشتر به خانم هايي گرايش دارند که با روي باز از شوخي آنها "استقبال" کنند.                                                                                                                                                                                                                          جفري مولر روانشناس در رشد تکاملي انسان در دانشگاه نيو مکزيکو و نويسنده کتاب "ذهنيت همسريابي" معتقد است که اين نوع تقسيم مفهومي شوخي در ميان جنسيت ها کاملاً قابل درک و پيش بيني است. خانم ها انتخابگر تر از آقايون هستند و به اين دليل که آنها مردهاي شوخ طبع را ترجيح مي دهند، آقايون خود به خود آموزش مي بينند که حس شوخ طبعي خود را زنده نگه داشته و خودشان را با مزه جلوه دهند تا به اين ترتيب هم بر روي خانم ها تاثير گذار واقع بشوند و هم مردهاي ديگر را از ميدان به در کنند.                                                                                                                                                                           جان موريل پروفسور کالج ويليام و ماري در ويرجينا که به مدت 25 سال است که بر روي شوخ طبعي مطالعه و تحقيق مي کند، معتقد است که : "آقايون خيلي راحت با گذاشتن القاب و نام هاي مستعار بر روي مردهاي ديگر آنها دست انداخته و به آنها طعنه مي زنند." اين در حالي است که خانم ها يک چنين کاري را انجام نمي دهند و کمتر اتفاق مي افتد خانم ها را ببينيد که براي يکديگر جک بسازند و يا شوخي هايي کنند که به شخصيت طرف مقابل توهين شده باشد.
                                                                                                                                                                                                                                            يکي از تفاوت هاي اصلي اين است که آقايون اغلب از شوخي استفاده مي کنند تا به نوعي با هم جنس هاي خود رقابت کرده و حس برتري خود را به آنها بقبولانند. اين در حالي است خانم ها از شوخي و خنده صرفاً به عنوان عاملي براي عميق تر شدن پيوندهاي عاطفي استفاده مي کنند. تحقيقات گوياي اين مطلب هستند که آقايون زمانيکه در کنار يک خانم هستند با دوستان پسر خود شروع مي کنند به شوخي و خنده.                                                                                                                                                                                     تطميع حس شوخ طبعي براي آقايون آنقدر مهم است که يک لبخند از طرف جنس مونث مي تواند به عنوان تثبيت کننده ي علاقه ي جنسي در ذهن آنها است. مجموعه تحقيقات يک پژوهشکده ي آلماني نيز گوياي اين مطلب است که زمانيکه يک خانم و آقاي غريبه به هم مي رسند و شروع مي کنند به يک گفتگوي عادي، ميزان خنده هاي خانم در طول بحث به عنوان عاملي محسوب مي شود که ميزان علاقه ي او به طرف مقابل را تعيين مي کند، و نشان مي دهد که او تا چه حد جذب آقا شده. همچنين همين ميزان خنده هاي خانم است که آقا بر اساس آن تصميم مي گيرد که دفعه ي آينده باز هم او را ملاقات کند يا خير. از سوي ديگر ميزان خنده هاي آقا هيچ ارتباطي به ميزان علاقه ي او به خانم ندارد.                                                                                                                                                                                       برسلر مي گويد که تحقيقاتش همچنين گوياي اين مطلب نيز هستند که شوخي به احتمال زياد بخاطر انتخاب جنسي صورت مي پذيرد چراکه در روابط رمانتيک خنده و شوخي بسيار مطلوب جلوه مي کند. شايد خانم ها به حس شوخ طبعي دوستانشان بي اهميت باشند حال چه دختر و چه پسر، اما تمايل دارند که همسرشان از اين حس برخوردار باشد.                                                                                                                                                                                                                                                                             دان نيلسون پروفسور زبان شناسي دانشگاه آريزنا امريکا مي گويد خانمي که حس شوخ طبعي آقا را به مسخره مي گيرد، اين کار او براي آقا مايوس کننده و دلسر کننده به حساب مي آيد. بسياري از آقايون در اين حال احساس تهديد زيادي را از سوي طرف مقابل دريافت مي کنند. همچنين آقايون خانم هايي که بيش از اندازه شوخي مي کنند را نيز به عنوان تهديد براي خود محسوب مي کنند، به اين معنا که اين احتمال را مي دهند روزي خودشان هدف زبان تيز و تند خانم قرار بگيرند. او مي گويد: "من احساس مي کنم که هر مردي در دنيا عاشق شوخ طبعي و خوشمزگي است."                                                                                                                                                                                                                     نيلسون مي گويد مردهاي مضحک و با مزه خيلي جذاب هستند چراکه داراي خلاقيت بسيار بالايي مي باشند، آنها حتي قابليت ديدن اشياء موجود در درون يک جعبه بسته را نيز دارند. آنها همچنين داراي "ديد مضاعف" هستند. او مي گويد آنها توانايي درک نقطه نظرات متفاوت طرف مقابل را نيز دارند. او مي گويد هر دوي اين خصيصه هاي اخلاقي مورد پذيرش خانم ها هستند.                                                                                                                       البته خود نيلسون هم براي شوخ طبعي حد و اندازه خاصي قائل مي شود. در حقيقت اينطور هم نيست که آقايون بگويند ما به هيچ وجه دلمان نمي خواهد همسرمان شوخي کند. از اين گذشته مردهايي که اين حس را مي ستايند، اغلب نسبت به ساير مردها مطمئن تر، بالغ تر، و آگاه تر هستند. آنها ارزش و اعتبار بالايي به همسرشان مي دهند و از اين بابت هيچ ترس و تهديدي را نيز متوجه خودشان نمي بينند.                                                                                                                                                                                          البته خانم هايي که به دنبال مردهايي هستند که موافق حس شوخ طبعي آنها بوده و ازآن استقبال کنند، داراي عزت نفس بالاتري هستند و براي شخصيت خود ارزش بالاتري قائل هستند.
                                                                                                                                                                                                                                            اکثريت قريب به اتفاق پژوهشگران خانواده و ازدواج نيز موافق آراء فوق الذکر هستند.                                                                                                                                      جان گاتمن يکي از موسسين موسسه ازدواج و خانواده در سياتل امريکا و کارشناس روابط زناشويي به اين نتيجه رسيده است که زمانيکه شوخي و خنده به عنوان عامل از بين برنده ي تنش ها و تعارض ها به کار برده مي شود، زندگي ها دوام بيشتري پيدا مي کنند. مطالعات جامع ديگر نيز حاکي از اين مطلب هستند که افرادي که با همسران خود خنده و شوخي مي کنند و به طور روزانه موجبات خنده و شادي يکديگر را فراهم مي آورند، زندگي خيلي خوشحال تري را دنبال خواهند کرد.                                                                                                                                                                                                              جنبه سرزنده، شوخ، و فکاهي مغز قابل تقدير است حتي اگر زوجين در مورد چيزي که عامل خنده است با هم موافق نباشند.

محل تبليغات شما !