close
تبلیغات در اینترنت
روان شناسی
طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي
?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
♣کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه♣
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

روان شناسی

دکتر انلاين

windows 8 windows 7 opera firefox chrome idm winrar kmplayer kaspersky flashplayer adobe reader

تبليغات رزبلاگ

عطاري انلاين

طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي

?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
?کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه?
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

یک فرمول ریاضی برای یافتن شریک زندگی!

    به گزارش خبرگزاری مهر، کلیو کرسول دانشمند دانشگاه سیدنی با ارائه یک آنالیز پیچیده ریاضی که البته با الگوهای غربی سازگار است نشان داد که این متد تا 75 درصد احتمال یافتن شریک زندگی مناسب را برای افرادی که در جستجوی فرد ایده آل هستند تضمین می کند.
        وی در این خصوص اظهار داشت: "بیشتر افراد جستجو برای یافتن فرد مناسب را تکرار می کنند اما همچنان به نتایج غم انگیزی می رسند. به خصوص پیدا نکردن شریک زندگی مناسب موجب افزایش آمار طلاق در کشورهای مختلف شده است."
        تئوری این ریاضیدان استرالیایی نشان می دهد که گاهی افراد مجرد چندین شکست عاطفی را تجربه می کنند تا شانس یافتن شریک زندگی مناسب و نیمه گمشده آنها تا 75 درصد افزایش یابد.
        این دانشمند افزود: "این یک مسئله درست و یا غلط نیست بلکه تنها یک مدل ریاضی است. نیمه گمشده افراد ناگهان وارد زندگی آنها نمی شود به طوری که افراد باید برای پیدا کردن شریک زندگی تلاش کنند."
        براساس گزارش رویترز، این ریاضیدان گفت: "اغلب افراد زمان بیشتری را صرف پیدا کردن یک خودروی مناسب می کنند تا پیدا کردن یک عشق و طبیعی است که نتیجه عشقهای ناگهانی و ناپخته ازدواجهای منجر به طلاق می شود."

5 راه فرار از افسردگی عصر جمعه

بعدازظهر جمعه که می*شود معمولا احساس گنگی پیدا می*کنیم؛ احساس ناخوشایندی که حتی وقتی بچه هم بودیم آن را تجربه کرده*ایم. نوعی افسردگی خاص که اجازه نمی*دهد از ساعات پایانی روز جمعه لذت ببریم. شاید شما هم بار*ها چنین احساسی پیدا کرده باشید...
افسردگی عصر جمعه تقریبا نوعی احساس شایع است که آمار نشان می*دهد میزان آن در زنان بسیار بیشتر از مردان است. افسردگی عصر جمعه دو دلیل اساسی دارد:

۱) شنبه آغاز روز کاری است.

۲) چنان که باید و شاید از روز تعطیل خودمان بهره نبرده*ایم.
دلیل این افسردگی هر چیز دیگری هم که باشد هیچ فرقی نمی*کند چون آن را به راحتی می*توان از بین برد؛ به شرط آنکه این موضوع را باور کنید که عصر جمعه نیز بخشی از یک روز تعطیل است و شما می*توانید از آن بهره ببرید. توصیه می*کنیم هر هفته جمعه بعدازظهر یکی از پنج راه پیشنهادی زیر را انجام بدهید:

گلچین موزیک های ویژه ایام محرم ماه

 

{ مــــطــــلب ویـــــژه }

{ بهمراه آلبوم جدید بنیامین بهادری بنام ماه مهربون }

تیم کمیاب فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (ع) و ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه محرم را به تمامی شیعیان جهان به ویژه ایرانیان عزیز تسلیت عرض می نماید. در همین راستا کمیاب مجموعه ۱۵ موزیک فوق العاده زیبا که در سال های مختلف ویژه ایام محرم منتشر شده اند را جمع آوری و برای شما عزیزان آماده ساخته است. در این مجموعه اثرهایی از هنرمندان معروفی چون احسان خواجه امیری، علی لهراسبی، محسن چاوشی، محسن یگانه، علیرضا طلیسچی، علی اصحابی، امیرحسین مدرس و … وجود دارد. هم اکنون می توانید این مجموعه شنیدنی را با کیفیت عالی و با فرمت MP3 در قالب یک فایل زیپ از کمیاب دریافت نمایید. امید است در این ایام پر سعادت ما را از دعای خیر خود بی بهره نفرمائید.

دانلود در ادامه مطلب

روشهای بالا بردن اعتماد به نفس

یلی از این راهکارها فقط به طور موقتی اعتماد به نفس شما را بالا میبرند اما باز هم باعث میشوند کارهایی انجام دهید که قبلاً حتی فکرش را هم نمیکردید و با انجام آنها اعتمادی عمیقتر نسبت به خودتان در وجودتان ایجاد می*کنید.

1. از خودتان بپرسید: بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟


ترسیدن از اتفاقاتی که ممکن است بیفتد خیلی راحت است. وقتی واقعاً از خودتان بپرسید بدترین چیزی که ممکن است رخ دهد چیست، تصویری روشن از موقعیت پیدا می*کنید، کمی از ترستان از بین می*رود و می*فهمید که نتایج احتمالی آن به آن اندازه که اول تصور می*کردید ترسناک نیستند. با اینکار عواقب احتمالی را برای خودتان تعریف می*کنید و همچنین متوجه می*شوید که هر اتفاقی که بیفتد می*توانید آن را مدیریت کرده و از آن سربلند بیرون بیایید.


ضرب المثل های جالب درباره ازدواج

ضرب المثل های جالب درباره ازدواج


از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب کرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حکم کلید راهنما را داشته باشد.

۱-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

۲- مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

۴- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )

۵- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

ما به هم محتاجیم یا معتاد؟


سوالی که اغلب زوج*های جوان از مشاوران خانواده می*پرسند این است که عادت به دوست داشتن یعنی چه؟ و اساسا چه اتفاقی می*افتد که عشق تبدیل به عادت می*شود؟ آیا عادت خوب است یا اینکه می*توان همیشه مثل روزهای اول ازدواج عاشق بود؟ اصلا می*توان عشق دائمی برقرار کرد؟ ...

اصولا ما آدم*ها خیلی زود به هم شرطی می*شویم یعنی اینکه ذهن ما عادت می*کند در ساعات خاصی و به شیوه*های خاصی و به شکل* خاصی تغذیه عاطفی شود، این یعنی عادت کردن به کسی که ما را با سبک و سیاق خودش تغذیه عاطفی می*کند و چون این سبک همیشه ثابت است ما نسبت به آن شرطی شده و عادت می*کنیم

 

 


عزت نفس

کسی که تلاش می*کند بیاموزد تا علاقه*اش را به همسرش نشان بدهد، از اعتماد به نفس و مناعت طبع بالایی برخوردار است؛ این تلاش یعنی تلاش برای نزدیک*ترشدن به هم.


لابد شنیده*اید كه فلانی آدم آویزانی است؛ یعنی همیشه محتاج توجه، بخشش، محبت یا حتی پول و امكانات دیگران است. خدا نكند همسر كسی چنین خلق و خویی داشته باشد چون كار از عشق و عاشقی می*كشد به كینه و نفرت. برخلاف تصور بعضی که عزت نفس یا همان مناعت طبع را شکلی از غرور تعبیر می*کنند و معتقدند این حس یا خصوصیت رفتاری یکی از دلایل ایجاد مشکل در روابط زناشویی است، عزت*نفس رفتاری است که دقیقا باعث استحکام روابط زناشویی می*شود. زن یا مردی که از عزت نفس کافی برخوردار نیست، برای رفتارها، برنامه*ها و خواسته*های فردی*اش تعریف مشخصی ندارد و درست به همین دلیل نمی*تواند یا نمی*خواهد حقی هم برای همسرش قائل شود.یکی از مواردی که عدم مناعت طبع باعث تخریب رابطه همسران می شود حساب و کتاب بیش از حد در مسائل مالی است. آنها فکر می کنند اگر درآمد های خود را مستقلا خرج کنند و یا پس انداز نمایید به سلامت رابطه خود کمک کرده اند در صورتی که بالعکس زندگی مشترک یعنی اشتراک در کلیه داشته ها و امکانات. با بررسی این موضوع لازم است تا نشانه های همسران با عزت نفس را بیان کنیم و راهکارهایی را برای آن ارائه دهیم.همان*طور که هر بیماری علائمی دارد، بیماری كمبود عزت*نفس هم نشانه*هایی دارد.

 


عاشق ماندن پس از ازدواج! چگونه؟

عاشق ماندن پس از ازدواج! چگونه؟


در خصوص عشق، ارتباط، ازدواج و چگونه عاشق ماندن، یك نكته اساسی وجود دارد و آن، این است كه ارتباط عالی و بی*نقص تصادفی به دست نمی*آید.

در حقیقت این موضوع نه تنها در مورد ارتباطات شما بلكه در مورد هر چیز دیگر در زندگی صحت دارد. هیچ چیز تصادفی اتفاق نمی*افتد و هر رویدادی دلیلی دارد. مثلا زوج*هایی را در نظر بگیرید كه عاشق هم شده و عشقشان پایدار باقی مانده است. عاشق شدن و عاشق ماندن دو مقوله كاملا متفاوت است.

عاشق شدن به مراتب آسان*تر از عاشق ماندن است، اما در خصوص زوج*هایی كه به هر دو موضوع رسیده*اند و علاوه بر عاشق شدن، عشقشان پایدار باقی مانده، این سوال مطرح است كه آنها چه كرده*اند؟ آنها چگونه بر مشكلات فائق آمده و امری را كه به نظر می*رسد اكثر زوج*ها قادر به تحقق آن نیستند، انجام داده*اند؟
واقعیت این است كه چند روش وجود دارد كه آتش عشق میان همسران را همواره شعله*ور نگه داشته و ارتباط آنها را با هم همچنان مطلوب نگه می*دارد. در این میان سه راز وجود دارد كه با به*كارگیری آنها می*توانید عشق خود را تا آخر عمر تضمین كنید:

 

 


چگونه همسر خود را علاقمند نگه دارید؟

برای کنترل مردان عشق ابزار کارا تری از ***** است. بعد از چند سال اول زندگی معمولاً خانم ها از کاهش رقبت شوهران نسبت به خود شکایت می کنند. دلیل این کاهش علاقه کاهش شور و هیجان اولیه است چون دیگر آن جاذبه جنسی به شدت اوایل ازدواج نیست و مردان مانند اوایل زندگی از رابطه خود لذت نمی برند.

برای اینکه مرد زندگی خود را اغوا کنید و او را علاقمند نگه دارید، باید نقش یک افسونگر را بازی کنید و کاری کنید که عاشق شما باشد.

در این مقاله نکاتی را برای شما بیان می کنیم که به کمک آن می توانید شوهرتان را به گونه ای شورانگیز نسبت به خود وابسته و علاقمند سازید و مسحور خود سازید.
دلفریب باشید


اهمیت روانشناسی کودک

روانشناسی کودک
بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی دوران کودکی است. دورانی که در آن شخصیت (Personality) فرد پایه*ریزی شده و شکل می*گیرد. امروزه این حقیقت انکارناپذیر به اثبات رسیده است که کودکان در سنین پایین (طفولیت) فقط به توجه و مراقبت جسمانی نیاز ندارند، بلکه این توجه باید همه ابعاد وجودی آنها شامل رشد اجتماعی ، عاطفی ، شخصیتی و هوشی را دربر گیرد. این ابعاد عوامل تعیین کننده و اساسی یک انسان هستند که از دوران کودکی پایه*گذاری و شکل می*گیرند.اهمیت روان شناسی کودک
روان شناسی کودک اهمیت خود را از کودک می*گیرد، چرا که دوران کودکی انسان اهمیت فوق*العاده*ای دارد. شاید نگاهی به دوران کودکی انسان و توانائیهای نوزاد انسان در مقایسه با سایر موجودات اهمیت این دوران را آشکارتر *سازد. نوزاد انسان در میان سایر موجودات عالم طولانی*ترین زمان را نیاز دارد که قابلیت*ها و توانائیهای خود را پرورش و آشکار سازد. در واقع انسان حدود 18 سال اول زندگی خود را در حال رشد و تکامل در ابعاد مختلف است و این زمان طولانی و با* اهمیتی در زندگی انسان است.

 


راه های رسیدن به آرامش

زندگی . آرامش و دیگر هیچ
1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه کنید.

2- دست کم روزی 15 دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی که دارید فکر کنید. سکوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد کرد، باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست کم روزی یک ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

3- افراد آرام به خود می ‌گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی ‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگی لذت می ‌برند.

4- وقتی احساس می ‌کنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاک کنید.

5- اگر نتوانید کسی را ببخشید، افکار خشمگین‌ تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن دیگران، باعث آرامش می ‌شود.

6- آرامش را از کودکان بیاموزید، ببینید که چگونه در همان لحظه‌ ای که هستند، زندگی می‌ کنند و لذت می ‌برند.

7- از همان که هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌ کنید.

8- هرچه اکسیژن بیشتری به شما برسد، آرام‌ تر خواهید شد، خوب است در محل کار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

9- مهم نیست که با شما مؤدبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مؤدبانه‌ ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.

10- سرعت حرکت شما با احساستان رابطه‌ ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام ‌تر کنید، طولی نمی‌ کشد که آرام خواهید شد. گاهی می ‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.

 


فواید خنده

اگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیایش کنی

هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد، هر بافت وجودت از شادی بلرزد،
به آرامشی عظیم دست می یابی!


بگذار خنده ات خنده ای از ته دل باشد. چنین خنده ای پدیده ای نادر است!

کسی می تواند بخندد، که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را می بیند.
کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است!

شادی اگر تقسیم شود، دو برابر می شود!

همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم!

یادت باشه! انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند!

کمی موسیقی گوش کن، برقص، بخند(حتی به زور)، آنگاه بنشین و نظاره کن آثار شگرف همین حرکات به اصطلاح اجباری را!

فراموش نکن! همین لحظه را، اگر گریه کنی یا بخندی! بالاخره می گذرد، امتحان کن!

جای تأسف است که ما برای شاد بودن بهانه ای می خواهیم، ولی برای غمگین بودن نیاز به هیچ بهانه ای نداریم!

شاید این جبر زمانه است ولی بدان که بهشت یعنی، شادی، خنده، سرور و شعف!

با شادی خدا را و ضیافت زندگی را تجلیل می کنیم

سرور و شادی، خدای درون فرد است که از اعماق او برخاسته و متجلی می شود!

شادی، یکی از راه های تقرب به درگاه خداوند است


ضرر نمی کنی اگر از هم اکنون لبخند زدن را تجربه کنی

مطمئن باش همیشه یکی هست که عاشق لبخند تو باشه

شاد باشید و لبخندتان جاویدان

به ریش دنیا بخند

اول اینکه از استرسهایتان حرف بزنید: یک آدم صبور و دهن*قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی*ها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خورده*اید را با او تقسیم کنید… بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می*کنید، او هم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..

دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید: گذشته*تان و آینده*تان را خیلی جدی نگیرید… اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی*هایی که در گذشته در حق خودتان کرده*اید، نشوید. همه همینطور بوده*اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده*ای جز چرکی شدن آنها ندارد. آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید. ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است.. فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت*تر و دردناک*تر است…

سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید: حالا می*گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختی*هاتون...!!! آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد… کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، کمی خریت یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید…. که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد… مثل نهنگ*ها که هر از چندگاهی به بالای آب می*آیند و نفسی تازه می*کنند و دوباره به زیر آب برمی*گردند…

روانشناسی شوخی

شوخی حالتی مثبت در ذهن است و موقعی ایجاد می‌شود که فردی موضوعی ناهمخوان ، غیرمنتظره و یا سرگرم کننده را بگوید و یا انجام دهد یا اینکه برای برخی افراد به دلایل دیگری اتفاق می‌افتد و مردم می‌خندند.خنده دار بودن مسائل نوع خاصی از شادی است، لذا خنده در شادی حائز اهمیت است.شوخی ویژگی رایج در زندگی است و غالبا پاسخی خودجوش به موقعیت‌ها در حضور دیگران است. شوخی ناشی از یک خلق مطلوب است و می‌تواند تاثیر عمیقی بر شادی مردم داشته باشد. شوخی یکی از روشهای القاء خلق مثبت است.

روانشناسی شوخی
اغلب روانشناسانی که شوخی را مطالعه کرده‌اند نتیجه گرفته‌اند که ویژگی اصلی رویدادهایی که افراد را خوشحال می‌کند ناهمخوانی آنهاست و برای افرادی که تمایل به شوخ‌طبعی دارند ضرورت دارد. استفاده از شوخی با خود ابرازی و خودنگری قابل پیش‌بینی هستند و هر دو آنها به عنوان شاخص‌های مهارتی اجتماعی مطرح می‌باشند. افراد احساسی لطیفه‌ها را خنده‌دارتر درک می‌کنند و بیشتر می‌خندند.افراد متعصب لطیفه‌های جنسی را دوست دارند. افراد آزاد اندیش لطیفه‌های بی‌معنی را ترجیح می‌دهند. بسیاری از افراد خشک و متعصب از ناهمخوانی لذت می‌برند و از این طریق تنش‌های خود را تخلیه می‌کنند. در بعضی مواقع نیز شوخی وسیله‌ای است برای بیان غیر مستیم دلخوری‌ها و ناراحتی‌ها از شخص یا گروهی بخصوص که به صورت مستقیم نمی‌توان عنوان کرد.

شوخی و مقابله با استرس
شوخی در مقابله با استرس نقش مراقبتی ایفا می‌کند و موجب کاهش تهدید و آسیب استرس می‌شود. افراد دارای حس عمیق شوخ طبعی ، بعد از رویدادهای منفی زندگی بطور قابل ملاحظه‌ای خلق بهتری نشان می‌دهند. شوخی موجب می‌شود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد باعث می‌شود فرد توانایی پیدا کند تا رویدادها را از جهتی شوخی و خنده‌دار و لذا از میزان استرس کاسته می‌شود.

رابطه شوخی و مغز
شوخی به عملکرد بخشهای خاصی از مغز بستگی دارد. شامی و استوس (1999) ، 21 بیمار مصدوم مغزی و تعدادی افراد سالم را مورد مطالعه قرار دادند. بیماران اگر ضایعه‌ای در بخشی از ناحیه قدامی لب راست پیشانی داشتند، شوخی را درک نمی‌کردند. این ناحیه بخشی از مغز است که اطلاعات دریافتی را یکپارچه کرده و تفسیر می‌کند و خودآگاهی در آن قرار دارد، داروهای خاصی نیز بر شوخی تاثیر می‌گذارند. فیتز جرالد و همکاران (1999) نشان دادند اولا نزاپین که حاوی سروتونین و دوپامین است از خندیدن افراطی در بیماران اسکیزوفرنی جلوگیری می‌کند. خنده نیز مانند سایر ابزارهای چهره‌ای بخشی به لبهای پیشانی و بخشی دیگر به نواحی مرکزی بستگی دارد

.

هفت دليل براي اينكه از همين امروز لبخند بزنيد

اگر هميشه لبخند بزنيد خطوط و چين*هاي پوست پيشاني و صورت شما باز مي*شود و چشم*هايتان نيز جوانتر به نظر مي*آيند. هر لحظه كه مي*خنديد چند سال جوانتر از سن خود به نظر مي*رسيد.
آيا شما هم از جمله كساني هستيد كه اغلب صبح*ها با خلق پايين از خواب بيدار مي*شوند و نمي*توانند از جاي خود حركت كنند؟ اين مشكل يك راهكار فوق العاده ساده و بدون خرج دارد.

به گزارش ايسنا، دكتر لائورل هاس از كارشناسان علوم بهداشتي در آمريكا طي يك مصاحبه تلويزيوني با شبكه اگزرسايز تي وي در اين باره گفت: راه*حل اين مشكل لبخند زدن است اگر به جاي نشستن در خانه تلاش كنيد تا با لبخندي روي چهره وارد جامعه شويد به زودي جواب اين لبخند را از اطرافيان خود دريافت مي*كنيد و حالتان بهتر مي*شود.

دكتر هاوس در اين رابطه افزود: 7 دليل قانع كننده وجود دارد كه به شما ثابت مي*كند لبخند زدن واقعا براي سلامتي شما مفيد است. اين دلايل عبارتند از:

اسم تون چه رنگیه ؟

به گفته ی روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و به عبارت دیگر ( خود ) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که می تواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.جالب است نه؟! اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و می توانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد.پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:

رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :

قرمز: 1 ش ج س الف

نارنجی: 2 ت ث ک ب

زرد: 3 ی ل ص ض

سبز: 4 و م د ژ

آبی: 5 چ ن ط ظ

نیلی: 6 ح خ ف -

بنفش: 7 ع پ غ -

صورتی: 8 ز ق ه -

طلایی: 9 ر ذ گ -

برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می آوریم بدین شکل که اسم و فامیل خودرا روی برگه کاغذی می نویسید و بر اساس حروف و اعداد ذکر شده برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا می کنید

 


تست روانشناسی دست خط افراد مختلف

کسانى که خطى نامرتب دارند
احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستندو به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند

کسانى دست خط مرتب و خوانایى داشته باشند
مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند.

کسى که خیلى پررنگ مى نویسد و قلم را زیاد فشار مى دهد
احتمالاً علاقه زیادى به مخالفت کردن با دیگران دارد؛ چرا که احساس قدرت و اعتماد به نفس زیادى مى کند و دوست دارد روى دیگران اعمال نفوذ کند و به همین خاطر شخصیت افراد را درست درک نمى کند.

کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند
احتمال این که فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاداست و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند.

کسانی که خیلى کند و آهسته مى نویسند
به سرعت قادر به نشان دادن عکس العمل نیست؛ این افراد احتمالاً به زمان بیشترى براى ابراز عقیده خود نیاز دارند. افرادى که آهسته مى نویسند از نظر خلق و خو اغلب اشخاصى ملاحظه کار و محتاط هستند و در نتیجه به زمان بیشترى براى فکر کردن و فهمیدن نیاز دارند و در ابراز احساساتشان هم کند هستند و اغلب دوست دارند هیچ تصمیمى نگیرند تا این که یک تصمیم غلط بگیرند.

کسانی که دست خط تند و شتابزده اى دارند
احتمالاً افرادى کم حوصله هستند و از اتلاف وقت خسته مى شوند و از نظر خلق و خو بسیار لحظه اى هستند.. سریع درک مى کنند و در نشان دادن رفتار و احساساتشان چندان پایدار نیستند و اغلب به دلیل شتابزدگى در تصمیم گیرى دچار لغزش و خطا شده و از این که در آرامش به حرف هاى دوستانشان گوش کنند خسته مى شوند.

کسانی که دست خط ساده اى دارند و خیلى ابتدایى مى نویسند
در روابط با دیگران ترجیحاً واقع گرا و با تدبیر هستید و نمى توانید قبول کنید که گاهى باید با دیگران کنار بیایید و به آن ها توجه کنید و همچنین اطرافیان به ندرت از آن چه درون شما مى گذرد آگاهى پیدا مى کنند.

کسانی که دست خطى زیبا و پررنگ و لعابى دارند
این امکان وجود دارد که گاهى به شدت رسمى برخورد کرده و خیلى مفصل و با علاقه درباره مسایل دلخواهتان حرف بزنند و این احتمال نیز وجود دارد که درخواسته ها و تمایلاتتان پرتوقع و رویایى باشند

 

.

۲۶ تکنیک بزرگ از رازهای رسیدن به موفقیت


1)  تفکر مثبت داشته باشید ، « دکترنورمن پیل » می گوید : افکار خوب و مثبت همچون تابش نور خورشید بر اتاقی تاریک است که همه جا را روشن می کند .
۲) باور و ایمان داشته باشید ، همیشه آن چیزی اتفاق می افتد که شما واقعاً باورش دارید . این یک حقیقت است . پس باید باورهای محدود کننده ای که مانع موفقیت شما هستند را شناسایی کنید و آنها را از بین ببرید .
۳) هر روز منتظر اتفاق خوبی باشـید ، اگر انتـظار وقـوع چـیزی را داشته باشـید آن چـیـز به وقـوع می پیوندد .
۴) افکارتان را کنترل کنید ، موفقیت ازطریق کنترل کامل افکار ، اعمال به وجود می آید .
۵) تلاش و پشتکار داشته باشید ، همۀ موفقیتها و رؤیاهای ما در گرو سخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد .
۶) صبور باشید ، ما همواره دوست داریم هر چه زودتر به ارزو هایمان برسیم ، به همین دلیل است که در زندگی مان بی قراریم .
۷) به دیگران کمک کنید . شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت و موفق خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .
۸) ذهن خود را از تردید و ترس رها کنید و تصور کنید هیچ محدودیتی ندارید .
۹) به بهترین چیزها فکر کنید .
۱۰ ) تصویر آن چه را می خواهید در زندگی بیرونیتان داشته باشید ، بسازید .
۱۱) شور و شوق داشته باشید ، « فرانک بتگر » نویسندۀ کتاب چگونه در فروش از ناکامی به کامیابی رسیدم می گوید : شخص قادر است هر وقت بخواهد سرنوشت خود را عوض کند و آن موقعی است که تصمیم بگیرد و در کار خود شوق و حرارت به خرج بدهد
۱۲) از خودتان تصویر خوبی در ذهن داشته باشید .
۱۳) از اشتباهات گذشتۀ خود پند بگیرید و پیش بروید .
۱۴) به خودتان اطمینان داشته باشید ، آنگاه خود را دوست خواهید داشت .
۱۵) مسئولیت کامل زندگی و آنچه را برایتان پیش می آید به عهده بگیرید .
۱۶) همواره ببخشید و فراموش کنید ، اما بگیرید و به خاطر بسپارید .
۱۷) با افراد موفق ارتباط برقرار کنید .
۱۸) هدف خود را از نظر دور نکنید و همیشه آن را جلوی چشم داشته باشید .
۱۹) در زمان حال زندگی کنید ، هر روز به خاطر همان روز زندگی کنید .
۲۰) در هر کار فقط برای همان کار فعالیت کنید .
۲۱) با افراد باانگیزه و با روحیه همنشینی کنید .
۲۲) در کارهای اجتماعی مشارکت داشته باشید .
۲۳) همیشه به دنبال ایدۀ بزرگی باشید ، که زندگی تان را تغییر خواهد داد .
۲۴) شهامت داشته باشید : همان شوید که می خواهید تنها در این صورت است که می توانید .
۲۵) استقامت داشته باشید : حضرت محمد (ص) فرمود ه اند : خداوند با کسانی که در برابر مشکلات پایداری می کنند.
۲۶) شکرگزار باشیم : وقتی شکر می کنیم روح عالم در ما ایجاد انرژی می کند و آن انرژی موهبت های بعدی را به طرف ما جذب می کند .

 


آزمايشي که جهان را شوک*زده کرد

تا به حال از خودتان پرسيده*ايد که علت رخ دادن اين همه فجايع، نسل*کشي*ها و جنگ*ها چيست؟ مگر ممکن است که اين فجايع بدون همکاري ميليون*ها نفر از مردم يک جامعه به وقوع بيپوندند؟ مگر مي*شود جنايات نازي*ها را در جنگ جهاني دوم تنها به هيتلر و سران نازي نسبت داد؟ آيا ممکن است که فقط صدام را عامل اين هم بدبختي و کشتارهايي دانست که در دوران زمامداري او در خاورميانه رخ دادند و نپرسيد که نقش مردم عراق دراين ميان چه بود؟ چه مي*شود که افراد عادي جامعه آمريکا در ويتنام و ابوغريب به هيولا تبديل مي*شوند؟

چنين سؤالي دغدغه فيلسوف*ها و نويسندگان و صاحب*نظران زيادي بوده است. آنها هم از خود پرسيده*اند که چه مي*شود که يک جامعه از خود بي*خود مي*شود و تحت شرايطي با اطاعت بي*چون و چرا، کارها و اعمالي بر خلاف اخلاقيات خود انجام مي*دهد.

شايد هيچ جامعه*اي به اندازه جامعه آلمان در سال*ها و دهه*هاي پس از پايان جنگ جهاني دوم به دنبال يافتن پاسخي براي اين سؤال نبوده است. نويسندگان و روشنفکراني مثل هاينريش بل، گونتر گراس و اووه تيم در آثار خود بارها به اين مسئله اشاره کرده*اند و خواسته*اند با روايت داستان آنچه بر آلماني*ها در دوره تسلط نازي*ها رفت، تفسير خود را از قضيه بيان کنند.

اما اين فقط فيلسوف*ها و نويسندگان نيستند که درگير يافتن پاسخ براي اين معماي لاينحل شده*اند، روانشناسان شايد صلاحيت*دارترين دانشمندان براي بررسي اين موضوع باشند.

در اين پست، آزمايشي را شرح خواهم داد که در دهه ۶۰ ميلادي توسط استنلي ميلگرم -روانشناس اجتماعي مشهور- انجام شد و موسوم به آزمايش ميلگرم است.

آزمايش ميلگرم Milgram experiment
آزمايش ميلگرم، يک آزمايش روانشناسي اجتماعي است که توسط استنلي ميلگرم انجام شد. اين آزمايش براي اين طراحي شده بود که ميل شرکت*کنندگان در آزمايش را به اطاعت از قدرت و انجام اعمالي بر خلاف تمايلات و اخلاقياتشان را بسنجد.

نتايج اين آزمايش، نخستين بار سال ۱۹۶۳، در يک مجله روانشانسي چاپ شد و بعدا با جزئيات بيشتر در سال ۱۹۷۷ در کتابي با عنوان «اطاعت از صاحبان قدرت از منظر آزمايشي» Obedience to Authority: An Experimental View به چاپ رسيد.

اين آزمايش در جولاي سال ۱۹۶۱، *درست سه ماه بعد از شروع دادگاه آيشمن -جنايتکار نازي- به انجام رسيد. ميلگرم مي*خواست به اين سؤال بغرنج آن سال*ها پاسخ بدهد: آيا آيشمن و ميليون*ها آلماني ديگر تنها از دستورات پيروي مي*کردند يا مي*توانيم آنها را همدست بدانيم؟ چگونه يک شهروند عادي تنها با اطاعت از دستورات مافوقش به موجودي متفاوت تبديل مي*شود؟

خشم فاجعه ای خطر ناک!!!!!!!!!!

[هر انسان خدا باوری بدون هیچ شک و تردیدی معترف است که آدمی در زندگی خویش بر سر سفره نعمت های الهی (مادی و معنوی) میهمان بوده و از آنها روزی خورده و بهره مند می گردد. نعمت هایی که به قدری زیاد و بی شمارند که حتّی انسان از شمارش آنها، عاجز و ناتوان است. خداوند بی همتا در این باره به زیبایی می فرمایدو ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها)



1. و اگر نعمت های خدا را شمارش کنید، نمی توانید آن را به آخر رسانید.

یکی از بزرگترین نعم الهی که در سرنوشت حیات بخش دنیوی و اخروی انسان، نقش فوق العاده مهمّی را ایفاء می کند، قوه ی غضب و خشم است. این نعمت خدادادی، اهمیّتش در حدّی است که انسان به برکت وجود آن می تواند دنیا و آخرت خود را آباد و به خوشبختی هر دو سرا نائل آید.

انسان باید بداند که؛ خداوند مهربان این قوه ی ارزشمند را بیهوده نیافریده است، بلکه وجود این قوّه در آدمی سرمایه ی زندگی و کلید خیرات و برکات است.

اهمیّت قوّه ی خشم در آدمی بدین جهت است که اگر این قوّه در انسان نبود او را تبدیل به موجودی ترسو، سست و تنبل و ضعیف و بی غیرت می نمود به گونه ای که در برابر زورگویی ها و غارت ها و جنایات هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نداده و چون چوب خشکی در یک گوشه افتاده و تنها نظاره گر ماجرا می بود و لذا ما شاهدیم که بسیاری از اقدامات شایسته چون جهاد با دشمنان دین، حفظ جان و مال و ناموس و ... همه به برکت وجود این قوّه ی ارزشمند الهی است.

ولی نکته ای که در این باره حائز اهمیّت است این است که: انسان باید قدر این امانت الهی را بداند و در حق آن خیانت نکند و امانت داری در این مورد به این صورت است که از این قوّه گرانبهاء درست و بجا استفاده نماید والّا هرگز از پیامدهای مخّرب و بلاهای خانمان سوزی که در اثر سوء استفاده از این قوّه ی ارزشمند پدید می آید، در امان نخواهد بود.

ششمین پیشوای معصوم، امام صادق (علیه السلام) در بیانی زیبا و دلنشین در این باره می فرماید: (الغضب مفتاح کل شر)



2. خشم کلید همه ی بدی هاست.

این سخن زیبا، بیانگر این است که ما باید سرچشمه ی بسیاری از مشکلات جسمانی و روحانی، فردی و اجتماعی را در خشم و عصبانیّت نابجا جستجو نماییم.

ششمین پیشوای معصوم، امام صادق(علیه السلام) در بیانی زیبا و دلنشین در این باره می فرماید: (الغضب مفتاح کل شر). خشم کلید همه ی بدی هاست.

این سخن زیبا، بیانگر این است که ما باید سرچشمه ی بسیاری از مشکلات جسمانی و روحانی، فردی و اجتماعی را در خشم و عصبانیّت نابجا جستجو نماییم.
یک لحظه عصبانیّت ممکن است یک عمر پشیمانی به بار آورده و انسان را به پرتگاههای نیستی و هلاکت انداخته و دنیا و آخرت انسان را به باد فناء دهد. زیرا چه بسا آدمی در اثر عدم کنترل عصبانیّت از دین خدا برگشته و نور ایمان در وجودش خاموش و کارش به کفر و الحاد و توهین به مقدسات دین می انجامد که نتیجه ی آن چیزی جزء بدبختی و سیه رویی و سوختن در آتش قهر الهی نیست.
عصبانیت و راه حل آن

عصبانیت را جدی بگیرید

کنترل عصبانیّت، کاری است بس دشوار و طاقت فرسا که به آسانی نمی توان از پس آن برآمد، و لذا نباید آن را دست کم گرفته و به سادگی از کنار این موضوع گذشت. زیرا به هنگام عصبانیّت، آتش خشم و غضب از قلب انسان شعله ور گشته و در ظاهر او نمایان می گردد به گونه ای که تمام اعضاء بدنش تحت تأثیر این خشم قرار گرفته و او را تبدیل به ماری زخمی می نماید که در پی ریختن زهر مسموم و کشنده ی خویش است. پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت در این باره به زیبایی می فرماید: (ان هذا الغضب جمزهُ من الشیطان توقد فی قلب ابن آدم و ان احدکم اذا غضب احمرت عیناه و انتفخت اوداجه و دخل الشیطان منه ...)



3. همانا این خشم، آتشی است از ناحیه ی شیطان، که در قلب آدمی افروخته می شود. همانا یکی از شما وقتی خشمناک شود، چشمانش سرخ شده و رگ گردن او باد کند و شیطان در آن وارد شود.

بنابراین به هنگام عصبانیّت، با دشمنی خطرناک و حیله گر به نام شیطان روبرو هستیم و لذا نباید نسبت به آن بی تفاوت باشیم. در ادامه توجّه شما خوانندگان عزیز را به داستانی آموزنده در این زمینه جلب می نمایم:



قهرمان واقعی کیست؟

روزی پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه و آله) از محلّی عبور می کردند، در راه به جمعیّتی برخورد نمودند که در بین آنها، پهلوانی در حال زور آزمایی بود و سنگ بزرگی را که مردم آن را سنگ زورمندان و وزنه ی قهرمانان می نامیدند، از روی زمین بلند می کرد. تماشاگران با مشاهده ی زورآزمایی آن شخص او را تشویق می کردند. پیامبر اکرم پرسید: این اجتماع مردم برای چیست؟ عدّه ای در جواب گفتند: شخصی در اینجا زورآزمایی می کند. سپس حضرت فرمود: به شما بگویم که مرد قوی و قهرمان کیست؟ قهرمان کسی است که اگر شخصی به او دشنام داد غضب نکند و تحمل نماید و بر نفس غلبه کرده و بر شیطان نفس پیروز گردد.4

این شرمساری چون تیری در قلب مؤمن است که دردش، روح و جانش را آزرده می سازد. و لذا از شرّ این بلاء خانمان سوز به خدای مهربان پناه برده و برای کنترل آن از او یاری می جوییم.

بی شک، هر صفت پست و رذیله ای، پیامدهای ناگوار و خسارت باری را در بردارد که غضب و خشم نیز از این امر مستثنی نمی باشد. ما در ادامه به پیامدهای تاریک عصبانیّت نابجا می پردازیم.

معيارهايي براي انتخاب همسر

ز زمان هاي خيلي دور همواره اين سؤال بين روان شناسان خانواده مطرح بوده است که آيا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق  مي شود يا تفاوت ها؟

پژوهش هاي به عمل آمده نشان مي هد که با ثبات ترين ازدواج ها آنهايي هستند که زن و شوهر بيشترين شباهت ها را با هم داشته اند. استفن وايت معتقد است:« با توجه به بررسي هاي باليني، شباهت هاي اخلاقي و شخصيتي زن و شوهر روي موفقيت ازدواج آنها نقش تعيين کننده اي دارد،» ميزان بي ثباتي و طلاق در زوج هاي به هم شبيه، کمتر مشاهده مي شود. با توجه به نتايج به دست آمده، نداشتن شباهت با بي ثباتي و طلاق همراه است. بعضي از روان شناسان شباهت هاي موجود بين زوجين را در حکم سپرده بانکي تلقي مي کنند و اشاره مي کنند اگر ميزان سپرده بانکي شما رقم بزرگي باشد و ميزان بدهي بانکي شما کم باشد در آن صورت در مقابل بحران هاي اقتصادي بهتر مي توانيد مقاومت کنيد و به نحو احسن مي توانيد احساس امنيت نماييد، ولي اگر ميزان بدهي هاي شما نسبت به سپرده بانکي کم باشد به همان نسبت احتمال اين که دچار مشکل شويد زياد خواهد بود.

اين تشبيه نشان مي دهد که هر قدر تشابه بين زوجين بيشتر باشد به همان نسبت احتمال اين که دچار بحران شوند زياد خواهد شد، سؤالي که در اينجا مطرح مي شود اين است که وجود کدام يک از تشابهات مطلقاً براي ازدواج لازم هستند؟

 هوش: اگر هوش زن و شوهر  به يک اندازه باشد رابطه زناشويي  با گرفتاري کمتري روبه رو مي شود. توجه داشته باشيد که «تحصيلات» ملاک نظر نيست چرا که بعضي از اشخاص بسيار باهوش به هر دليل ممکن است به کالج و دانشگاه راه پيدا نکنند. منظور اين است که زن و شوهر به لحاظ بهره هوشي بايد در يک رديف قرار داشته باشند، بايد بتوانند اشياء و امور را به يک شکل ببينند و درباره آنها به يک شکل صحبت کنند. اگر يکي از طرفين ازدواج اغلب گمان مي کند که همسرش متوجه منظور او نشده است، شرايط خوشايندي بين آنها برقرار نمي شود.

بررسي هاي به عمل آمده نيز نشان مي دهند، اگر بهره هوشي زن و شوهر در يک رديف يا نزديک به هم باشد ثبات ازدواج بيشتر مي شود.

ارزش ها: لازم است که زن و شوهر درباره بسياري از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاً مهم است که زن و شوهر درباره معنويات و يا زندگي خانوادگي اختلاف نداشته باشند. اگر در اين زمينه ها وحدت نظري وجود نداشته باشد، بروز اصطکاک ميان آنها حتمي است.

علايق: اگر زن و شوهر در بسياري از زمينه ها علايق مشترک داشته باشند زندگي به کامشان شيرين مي شود. در اين ميان هر چه تنوع علايق مشترک بيشتر باشد بهتر است.

توقع از نظامات خانوادگي: زن و شوهر بايستي درباره وظايف و مسئوليت هاي يکديگر در رابطه زناشويي وحدت نظر داشته باشند. طرز فکر افراد در اين زمينه کلاً به دو نوع تقسيم مي شود. بعضي از افراد در مورد وظايف و مسئوليت هاي زن و شوهر به طور سنتي فکر مي کنند بدين معنا که مديريت داخلي منزل به عهده زن است و مرد نيز به عنوان مدير بيروني منزل ، يا نان آور خانواده تلقي مي شود. فردي که در اين زمينه به طور سنتي فکر مي کند بايد با فردي ازدواج کند که با او همفکر است. اما اکنون که نقش هاي زن و مرد دستخوش تغييرات زيادي شده است، عده اي معتقد به تساوي حقوق بين زن و مرد هستند و وظايف و مسئوليت هاي مشابهي نيز براي آنان قائل مي شوند. افرادي که اين اعتقاد را دارند بايد با همفکران خود ازدواج کند. سؤال ديگري که مطرح مي شود اين است، تفاوت هاي مسئله ساز کدام ها هستند؟ يا به عبارت ديگر، چه تفاوت هايي مي توانند به خوشبختي زندگي زناشويي آسيب برسانند.

 

 

در پاسخ به اين سؤال بايد گفت وجود اختلافاتي که مي توانند به خوشبختي  زندگي زناشويي لطمه بزنند عبارت اند از:

1 - ميزان انرژي: وقتي يکي از طرفين ازدواج پر انرژي باشد و در مقابل همسر او کم انرژي اين افراد با مشکلات عديده اي برخورد مي کنند. اختلاف در ميزان انرژي در زمينه هاي مختلف خود نمايان مي شود که از جمله مي توان به معاشرت هاي اجتماعي، فعاليت هاي مذهبي و غيره اشاره کرد. در انجام فعاليت هاي مربوط به خانه نيز سطح انرژي ميان زن و شوهر اغلب مسئله ساز مي شود، مثلاً ممکن است زن بخواهد کارهايي را در روزهاي تعطيل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهرعلاقه مند باشد که پاي تلويزيون بنشيند يا روزنامه بخواند.

2 - عادات شخصي: وقتي زن و شوهر عادت هاي شخصي متفاوتي داشته باشند، به تدريج وحدت ميان آنها رو به نقصان مي رود. از جمله عادت هاي مسئله ساز مي توان به اين موارد اشاره کرد:وقت شناسي، نظم و ترتيب، وابستگي ، احساس مسئوليت ، ... مي توان به عادات شخصي متعددي اشاره کرد که زن و مرد بايد قبل از ازدواج  به آن توجه داشته باشند. مثلاً اگر يکي از آنها سيگاري باشد و ديگري نه ، اين اختلاف مي تواند در رابطه زناشويي آنها دردسر ساز شود. اگر يکي از آنها به خوردن غذاهاي مقوي و مغذي علاقه مند باشد و ديگري به اين که چه مي خورد بها ندهد، مشکلاتي در زندگي زناشويي ايجاد مي کند.

3 - استفاده از پول: بسياري از زوج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالي ، دچار مشکل مي شوند. يکي به فکر آينده است و مي خواهد پولش را پس انداز کند و ديگري به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه حال علاقه مند است. يکي معتقد به ريسک کردن است و ديگري فکر مي کند که بايد به تدريج و با ضريب اطمينان بالا بر دارايي هاي خود بيفزايد. يکي مي گويد درآمد را بايد خرج فرزندان کرد و ديگري مي خواهد پول را نگه دارد. اختلافاتي از اين قبيل مي تواند شيرازه زندگي زناشويي را تحت تأثير قرار دهد، به همين دليل لازم است که قبل از ازدواج در اين موارد بيشتر موشکافي شود.

4 - علايق و مهارت هاي کلامي: اگر يکي از طرفين ازدواج زياد حرف بزند و ديگري کم حرف باشد چه مشکلي پيش مي آيد؟ اگر زن يا مرد علاقمند به گفت و گو و ديگري خواهان سکوت باشد، استرس  فراواني ايجاد مي شود.

اگر کسي به هنگام صرف غذا علاقه مند به صحبت باشد و همسرش بخواهد به هنگام صرف غذا سکوت کند و يا اگر يکي از طرفين ازدواج به صحبت تلفني طولاني علاقه مند باشد زمينه هاي اختلاف را پايه ريزي کرده اند.

سؤالي که با توجه به مسائل فوق مطرح مي شود اين است اگر افرادي با هم ازدواج کنند که در موارد فوق اختلاف داشته باشند چه ويژگي را بايد در خود بپرورانند تا بتوانند به زندگي زناشويي ادامه دهند؟

در پاسخ بايد اشاره کرد،اگر زوجين داراي ويژگي انعطاف پذيري باشند مي توانند به جاي اين که تحت تأثير اختلافات قرار بگيرند با تفاوت ها کنار بيايند و براي حل مشکلات راه حل مناسب پيدا کنند.

ازدواج مهارت مي خواهد!

 زندگي مشترك  افقي است روشن و جلوه گاهي زيبا براي تولدي دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروري اين اشتراك، يعني توانايي ها و مهارت هاي خاص و سازنده، در تفكر، بينش و عملكرد انسان رؤيت و ملاحظه شود. زيرا اين مهارت ها و توانايي هاي انسان است كه در وقت لزوم، به ياري او مي آيد تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستي هاي زندگي مشتركش را برطرف نمايد. حال چنانچه زندگي مشتركي كه براساس پيوندي مقدس از سوي زن و مرد، صورت پذيرفته، با عدم توانايي ها و مهارت هاي هر دو نفر و يا حتي يكي از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه اين زندگي با تلخكامي، ناراحتي و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراين بايد در نظر داشته باشيم بقا و تداوم و شيريني يك زندگي مشترك، هميشه در گرو توانايي ها و مهارت هاي خاصي است كه در حقيقت تضمين كننده اي قابل اطمينان براي خوشبختي  زوجين به حساب مي آيند.

به همين لحاظ در نوشتاري كه پيش رو داريد سعي شده است تا به صورت اجمال به راهكارهاي مهم و اساسي، پيرامون برخي از توانايي ها و مهارت هاي لازم براي ايجاد و برقراري يك زندگي مشترك ايده آل پرداخته شود.

 

مهارت در خودآگاهي

آگاهي از خود و خصوصيات مختلف خود، به انسان كمك مي كند با توانايي ها و ضعف ها و ساير خصوصيات خود آشنا شود. همچنين در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكيل زندگي مشترك  بهتر و عميق تر با مسائل روبه رو شود. اين خودآگاهي به شخص نشان مي دهد كه چگونه مي تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نمايد تا منجر به هيچگونه ناراحتي نگردد.

خودآگاهي، موجب شناخت نياز افراد و يافتن راه مناسب براي مواجهه با آنها مي شود. همچنين اهداف زندگي را مشخص تر و واقع بينانه تر نشان مي دهد و ارزش واقعي افراد و مسائل پيرامونشان را نمايان مي سازد. خودآگاهي فرآيند سالم هويت يابي را براي انسان سهل تر مي نمايد، به زندگي او آرامش مي دهد و احساس رضايت مندي اش را رونق مي بخشد.

 

«خودآگاهي» تضمين كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالي است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رويارويي با مشكلات و حل مناسب آنها مي شود.

خودآگاهي تضمين كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالي است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رويارويي با مشكلات و حل مناسب آنها مي شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهي» شناخت و تنظيم احساسات، اهداف و برنامه زندگي، تفريحات و سرگرمي ها، توانايي ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئوليت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانايي هاي خود، به اين دليل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفي دارد تا براي ازدواج خود براساس هدف اصلي زندگي اش، برنامه ريزي نمايد. مثلاً فردي كه هدفش رسيدن به درجات عاليه كمال و معنويات است، اگر با کسي ازدواج كند كه هدفش رسيدن به يك زندگي تجملي و سراسر ماديات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراواني در زندگي مشترك خواهد شد. امتياز ديگري كه مي توان براي خودآگاهي منظور نمود آن است كه موجبي قدرتمند براي شناخت و تشخيص تفاوت هاي بين خود و ديگران است. در اين ميان بايد گفت شناخت تفاوت هاي ميان زن و مرد، يكي از مهم ترين بخش هاي مربوط به مهارت خودآگاهي است.

روشهاي شگفت انگيز براي يافتن اميد در موقعيتهاي دشوار زندگي

وقتي زندگي بر وفق مرادتان است اميد داشتن كار سختي نيست. اما وقتي اين روزگار مشكلاتي را بر سر راهتان قرار مي‌دهد هم مي‌توانيد اميدوار باشيد. خوشبختانه، اميدي كه خداوند به ما ارزاني مي‌كند بيش از يك احساس ساده است: اميد واقعيت وجود خداوند در كنار شماست. اين اميد را مي‌توانيد در هر موقعيتي احساس كنيد—حتي وقتي سلامتيتان به خطر مي‌افتد، كارتان را از دست مي‌دهيد، همسرتان تركتان مي‌كند يا هر مشكل ديگري برايتان اتفاق مي‌افتد. مي‌خواهيم به شما نشان دهيم چطور مي‌توانيد هميشه اميدوار باشيد.
 
بيهوده زندگي نكنيد، مشتاق باشيد.
اجازه ندهيد موقعيت‌هاي سخت و پيچيده كاري كند كه نتوانيد از هر لحظه زندگيتام لذت ببريد. بدانيد كه حتي زمان‌هايي كه زندگي سخت مي‌شود، خيلي بيشتر از فقط تحمل كردن آن موقعيت از دستتان برمي‌آيد. وقتي به ياد مي‌آوريد كه زندگي نعمتي از جانب خداست، مي‌توانيد حتي در سخت‌ترين شرايط تا آخرين حد از زندگيتان لذت ببريد. از خدا بخواهيد كه كمكتان كند حضورش را حس كنيد و وقتي او را نزديك خود حس كرديد از اين احساس زيبا لذت ببريد. دعا كنيد خداوند ذهنتان را آزاد كند تا افكار و احساسات مثبت پيدا كنيد و بتوانيد از زندگي حتي در شرايط سخت لذت ببريد.
 
اعتماد كنيد.
وقتي اتفاقي در زندگيتان مي‌افتد، با شكايت كردن نزد خداوند يا اعتراض به او واكنش ندهيد. درعوض، به خدا اعتماد كنيد و بدانيد كه او حتي در اتفاقات بد نيز خير و صلاح شما را مي‌خواهد. به ياد داشته باشيد كه خداوند كامل است، بنابراين از هر اشتباهي مبراست و هر تصميمي كه مي‌گيرد در جهت نيك است. اگر اجازه داده است اتفاق بدي براي شما بيفتد، بدانيد كه حتماً دليلي پشت آن است.
 
از مشكلاتتان درس بگيريد.
خداوند به شما اجازه مي‌دهد موقعيت‌هاي سخت را تجربه كنيد تا بتوانيد ياد بگيريد عميق‌تر به او عشق بورزيد و اعتماد كنيد، بالغ‌تر شويد و شخصيتتان محكم‌ترشود. به خاطر داشته باشيد كه خداوند بيشتر مشتاق روحانيت شماست تا خوشبختي موقتيتان زيراكه روحانيت به شما كمك مي‌كند ياد بگيريد چه چيز به نفع شماست. از خدا بخواهيد كمكتان كند همه چيز را از ديدگاه او بتوانيد ببينيد. اجازه بدهيد مشكلاتتان به شما هر چه كه خدا مي‌خواهد را ياد بدهد. وقتي مشكلات برايتان اتفاق مي‌افتد سعي كنيد به آنچه كه ببشتر اهميت دارد—ارزش‌هاي معنوي—فكر كنيد تا بتوانيد در اين فرايند قوي‌تر شويد.
 
درمقابل وسوسه گناه مقاومت كنيد.
براي فرار كردن از درد و رنج موقعيت‌هاي سخت به كارهاي گناه‌ آلود روي نياوريد. اينكار فقط درد و رنجتان را بيشتر مي‌كند. درعوض، دعا كنيد خداوند به شما قدرتي دهد تا دربرابر اين وسوسه‌ ها مقاومت كنيد.
 
وقتي ديگران نظاره ‌تان مي‌كنند، آنها را به ايمان دعوت كنيد.
وقتي درگير موقعيت‌هاي سخت مي‌شويد، ديگران نگاهتان مي‌كنند تا ببينند چطور با اين موقعيت‌ها برخورد مي‌كنيد. اگر با حفظ ايمان به اين موقعيت‌ها واكنش دهيد، آنها هم به سمت خداوند كشيده مي‌شوند چراكه به آنها نشان مي‌دهيد ايمان واقعي در عمل چه شكلي دارد. پس به جاي شكايت درمورد مشكلاتتان  يا به خطر انداختن ارزش‌هايتان، از خداوند بخواهيد نور رحمتش را بر زندگيتان بيندازد و شخصيتتان را طوري نشان دهد كه ديگران بفهمند رابطه با خداوند چه شكل و صورتي مي‌تواند داشته باشد.
 
چيزي را بخواهيد كه خداوند برايتان مي‌خواهد.
اشتباه نكنيد، تصور نكنيد اگر هر چه كه از خدا مي‌خواهيد را به شما نمي‌دهد پس خداوند نگران و مراقب شما نيست. بدانيد كه خداوند آنقدر دوستتان دارد كه هر چه لازم داشته باشيد را به شما مي‌دهد، حتي اگر آن چيزي نباشد كه خودتان مي‌خواهيد. به خاطر داشته باشيد كه به خاطر ديدگاه محدودي كه درمقايسه با ديدگاه نامحدود خداوند، نسبت به زندگي داريد، گاهي چيزهايي طلب مي‌كنيد كه به ظاهر خوب مي‌رسد اما ممكن است به ضررتان باشد. به اين واقعيت اعتماد كنيد كه خداوند مي‌داند به چه نياز داريد تا زندگي فوق‌العاده داشته باشيد. از خدا بخواهيد اميالتان را درجهت ميل و خواسته خود قرار دهد.
 
بر ترستان غلبه كنيد.
مهم نيست كه در چه موقعيتي گير كرده باشيد، نبايد بترسيد چراكه خداوند هميشه با شما خواهد بود و هميشه خير و صلاح شما را مد نظر خواهد داشت. هر زمان كه ترس وارد زندگيتان شد، به خدا روي بياوريد و از او كمك بخواهيد تا موقعيتتان را بهبود بخشد.
 
بهشت را در خاطر داشته باشيد.
همه آنچه كه پس از اين دنيا در بهشت منتظر شماست را به ياد داشته باشيد. بگذاريد انتظار لذت‌هايي كه در بهشت از آن شما خواهد بود، براي غلبه بر مشكلات زندگي به شما انگيزه و ايمان دهد. وقتي به بهشت فكر مي‌كنيد، ذهنتان را به آنچه كه واقعاً اهميت دارد متمركز كنيد و اجازه ندهيد چيزي باعث شود نتوانيد بيشترين بهره را از زندگي ببريد.
 
نااميد نشويد.
هر زمان كه احساس كرديد اميدتان را از دست مي‌دهيد، از خدا بخواهيد اميدي تازه به شما بدهد تا بتوانيد با ايمان كامل به مسيرتان ادامه دهيد و با موقعيت‌هاي سخت زندگي برخورد كنيد. مطمئن باشيد كه خداوند پاداش صبر و تحمل شما را خواهد داد. هر زمان كه نياز به اميد بيشتر داشتيد، روي او حساب كنيد.

استرس کمتر = عمر بيشتر

استرس احساسي قدرتمند و طاقت فرسا است. ميتوانيد از افرادي که تجربه اش را داشته اند، سوال کنيد. اگر مدت زيادي اين اضطراب ها و نگراني هاي موجود در زندگيتان را در خود نگاه داريد، اين فشارهاي روحي ممکن است به پيري زودرس و انواع بيماري ها مثل فشارخون و مشکلات گوارشي  بيانجامد.                                                                                                                                                                                                     تحقيقات نشان داده است که خانم ها بيشتر از آقايون دچار ناراحتيها و مشکلات عصبي ميشوند. يکي از دلايل اين مسئله ميتواند اين باشد که آقايون معمولاً به طرق مختلف استرس را از بدن بيرون مي کنند، ممکن است آن را با همکارانشان در ميان بگذارند يا وقتي مسير اداره تا خانه را رانندگي مي کنند مقدار زيادي از اين فشار کاهش مي يابد و يا حتي وقتي بين کار براي ناهار بيرون مي روند به دفع اين استرس و فشار کمک مي کنند.                                                                                                                                                              وقتي براي داشتن يک زندگي شاد و خوشبخت کنار همسر و فرزندانمان هدفمند باشيم، ديگر اجازه نخواهيم داد که فشارهاي روحي و جسمي تاثير منفي روي ما بگذارد. متاسفانه، فشاري که معمولاً پدرها و مادرها براي مراقبت کردن از فرزندان و گرداندن چرخ زندگي متحمل مي شوند، ديگر وقتي براي رسيدگي و مراقبت از خودشان به آنها نمي دهد. هرچند که اميدوار بودن به کاهش فشارهاي روحي ممکن است بسيار کمک کننده باشد، اما بهتر است که طريقه مقابله با اين فشارها و راه کنترل خود در زمان رويارويي با مشکلات  را ياد بگيريم.                                                                                                                                                  معمولاً وقتي خسته و در هم شکسته ايد، داشتن فشارهاي عصبي امري کاملاً طبيعي است. اگر بگذاريد که اين فشارها از ميان برود و دوباره تعادل خود را به دست آوريد، زندگيتان تفاوت بسياري خواهد کرد و مي توانيد سالم تر و راحت تر به زندگي خود ادامه دهيد. با رعايت چند نکته در اين زمينه مي توانيد نيروي تازه اي به جسمتان داده و به کنترل فشارهاي عصبيتان کمک کنيد.                                                                                                                                                                                                                                      بهانه نياوريد                                                                                                                                                                                                                              استرس مي تواند پشت نقاب هاي مختلفي پنهان شود. "ديشب خوب نخوابيدم چون همسرم يکسره خر و پف مي کرد" يا "از گرما سردرد گرفته ام" اينها فقط روش هاي متداول براي درست کردن بهانه به دليل وجود استرس و فشار عصبي است. سعي کنيد علائم ايجاد استرس را دريابيد تا بتوانيد به موقع وارد عمل شده و با اين فشارهاي عصبي مقابله کنيد. متعجب خواهيد شد اگر بفهميد که چطور اين فشارهاي عصبي به همه جوانب زندگيتان رخنه خواهد کرد. در اين مواقع سعي کنيد از مسکن هاي سردرد استفاده کرده و بخوابيد. به ميزان انرژيتان  و قدرت تمرکزتان دقت کنيد. ببينيد وقتي براي بيرون رفتن با دوستان براي ناهار بهانه مي آوريد به اين دليل است که خسته ايد يا خير.                                                                                                                                                                                                     به چهره تان دقت کنيد                                                                                           فقط نبودن لبخند روي لبانتان دليل بر داشتن استرس نيست. شناسايي علائم جسمي استرس ممکن است تا حد زيادي به شما براي مقابله با آن کمک کند. محققان مي گويند که در هنگام داشتن فشارهاي عصبي گردش خون در دور لبها و چانه کمتر مي شود و به همين دليل باعث به وجود آمدن جوش و آکنه در آن قسمت ها مي شود. استرس مي تواند باعث کم پشتي مو هم شود. پزشکان معتقدند که فشارهاي عصبي باعث تغييرات ناگهاني وزن بدن هم مي شود. همچنين به شکنندگي و بد شکل شدن ناخن ها نيز مي انجامد.                                                                                                                                                              براي بيرون رفتن وقت بگذاريد                                                                                   روزانه، وقتي بگذاريد و بيرون برويد، تا بتوانيد تا حدي فشارهاي عصبي را فراموش کرده، دوباره خود را با اهدافتان و احساساتتان هماهنگ کنيد. کار کردن تنها باعث نخواهد شد که شما به آرامش روحي و جسمي مورد نياز بدن  برسيد. مهم نيست که چه کاري انجام مي دهيد، کتاب مي خوانيد، در وان حمام استراحت مي کنيد يا براي پياده روي مي رويد، مهم فقط اين است که کاري که انجام مي دهيد جزء برنامه روزانه تان نباشد.                                                                                                                                                                           محيط هاي آرام ايجاد کنيد                                                                                       مکان هاي آرام و موسيقي ملايم محيطي آرام و بي صدا ايجاد خواهد کرد که به شما براي مقابله با فشارهاي عصبي کمک مي کند. تزيين خانه خود را با انواع شمع ها و عطريات با بوهايي طبيعي محيطي آرام ايجاد کرده و به شما آرامش مي دهد. سعي کنيد زماني از روز را به تنهايي و در آرامش روي صندلي بنشينيد و استراحت کنيد. ميتوانيد به موسيقي هاي ملايم و آرامش دهنده نيز در اتاقي کم نور گوش دهيد.                                                                                                                                                                                   درست تنفس کنيد                                                                                               براي ساليان متمادي فرهنگ هاي شرقي از تنفس صحيح به عنوان ابزاري براي دفع استرس استفاده مي کردند. بنا بر تحقيقات متخصصين، 8 تا 10 نفس در دقيقه کاملاً طبيعي است اما 15 بار يا بيشتر نفس کشيدن نشان مي دهد که شما دچار فشار و استرس هستيد. سعي کنيد در اين موقعيت ها نفس هاي عميق تري بکشيد و بدنتان تفاوت را احساس خواهد کرد .                                                                                                                           مديتيشن                                                                                                           مديتيشن يکي از راه هاي بسيار عالي براي مقابله با استرس شناخته شده است و کمک مي کند که فشارهاي عصبي از بدنتان خارج شود. حتي براي کمتر از 10 دقيقه هم که شده سعي کنيد در روز براي اين کار وقت اختصاص دهيد و خواهيد ديد که چه تاثير شگرفي روي شما مي گذارد. مديتيشن همچنين به پايين آوردن ضربان قلب و فشار خون نيز کمک مي کند.                                                                                                                                      دستگاه هاي سخن گو را از برق بکشيد                                                                      براي مدتي سعي کنيد همه آنچه را که سر و صدا ايجاد مي کند و صحبت مي کند را خاموش کنيد. تلويزيون، راديو، کامپيوتر، تلفن و ... همه را از برق بکشيد تا محيطي کاملاً آرام و بي صدا ايجاد کنيد. اين تغيير، فکر شما را از همه آشفتگي ها آزاد مي کند و آن را وادار مي کند که با خود حرف بزند.                                                                                                                                                                                                                          بخنديد                                                                                                             براي افرادي که دچار استرس و فشارهاي عصبي هستند توصيه مي شود که زندگي را جدي نگيرند. سعي کنيد خنده را وارد زندگي خود و اطرافيانتان کنيد. خنده تاثير بسيار مثبتي روي سلامتي شما داشته و همانطور که از قديم گفته اند: خنده بر هر درد بي درمان دواست.                                                                                                                                اگر زندگي را سبک بگيريد، همه چيز ساده تر خواهد شد و اين تاثير بسيار خوبي روي اطرافيانتان هم خواهد گذاشت و از استرس و فشارهاي عصبي اطرافيان هم کم خواهد کرد. تاثير بسيار خوبي روي بچه ها نيز خواهد گذاشت و باعث مي شود که آنها هم از شما الگو بگيرند. به خاطر دارم که پزشکي مي گفت بهترين هديه اي که مي توانيد به فرزندانتان بدهيد اين است که با او بخنديد. اگر جدي و عصبي باشيد، بچه شما نيز همانطور خواهد شد.                                                                                                                                                        راه حلي براي استرستان پيدا کنيد                                                                            مهم است که بدانيد اينکه مداوماً به يک مشکل فکر کنيد راه حلي براي آن مشکل نخواهد بود و فقط استرس بيشتر به وجود خواهد آورد. سعي کنيد که منشاء استرستان را پيدا کنيد و روي آن کار کنيد تا بتوانيد راه حلي براي آن پيدا کنيد. ميتوانيد با دوستان نزديک و خانواده نيز در اين رابطه مشورت کنيد. آنها حتماً کمکتان خواهند کرد.                                                                                                                                                                                      خود را رها کنيد                                                                                                    اگر بخواهيد اين فشارهاي عصبي را همه جا با خود ببريد، مانند مسابقه فوتبال فرزندتان يا وقتي با دوستي براي ناهار بيرون مي رويد، باعث خواهد شد که هيچوقت به آن آرامش مورد نياز بدن براي از بين بردن آن فشار روحي نرسيد. سعي کنيد خود را از همه چيز آزاد کنيد. آنچه را که باعث ناراحتيتان مي شود را فراموش کنيد و محيطي آرام براي خود ايجاد کنيد.                                                                                                                                             براي بعضي افراد رفتن به باشگاه هاي ورزشي بسيار به از بين رفتن فشارهاي عصبيشان کمک مي کند. بعضي ديگر با کار کردن فشارهاي خود را فراموش مي کنند. ببينيد شما چطور مي توانيد مشکلات را فراموش کنيد. فعاليت ها و کارهايي را انجام دهيد که به شما براي از بين رفتن فشارهاي عصبيتان کمک مي کند.

اختلال شخصيت اسکيزوئيد يعني چه ؟

_ بنيادي ترين ويژگي اختلال شخصيت اسکيزوئيد عبارت است از دوري گزيدن از روابط اجتماعي . ايـن افراد در ارتباط با ديگران قادر بـه ابراز عواطف عادي نيستند و اصولا دامنه عواطف آنان محدود است . اين ويژگي از ابتداي جواني و در زمينه هاي گوناگون زندگي آنان ، چه در محيط خانه و چه در تحصيل ، چه در کار و چه در زناشويي قابل ملاحظه است .                                                                                                                                                                 ايـن افراد اشتياقي براي برقراري دوستي و صميميـت با ديگران ندارند . از رابطه با مردمان پـرهـيـز مي کنند و بـر خلاف اکثـر انسان ها که از تـعـلـق بـه خانـواده يا گـروه هاي اجتماعي ديـگر لـذت مي برنـد ، از ايـن تعلقات رضايـت خاطر ندارند . آنها کار شبانه را بـه کار روزانه ترجيـح مي دهند ، زيـرا به ايـن ترتـيـب مجبـور نيستند با عده زيادي سر و کار داشته باشنـد . دوستان نزديک يا افراد مورد اطمينان ندارند . اين افراد در نخستين ديدارها معذب و ناراحت به نظـر مي رسنـد و از تماس چشمي دوري مي کنند . در ابراز خشم خود حتي در واکنش به تحريک مستقيم مشکل دارند که در نتيجه اين تاثير را پديد مي آورد که آنان فاقد هيجان هستند .

3 فاکتور اصلي موفقيت

موفقيت در کار و تجارت به فاکتورهاي گوناگوني بستگي دارد که بارزترين آن شانس و اقبال ميباشد. امـا اگـر شما  ميخواهيد که نبردبان ترقي را بسرعت طي کنيد اين نکته  را بايد بـخاطر بسپاريد: مـوفقيت امري کاملا سيستماتيک بوده و مي شود آن را با فرمول بيان نمـود. راهبرهاي زيـر ميتوانند به مقدار زيادي شما را براي رسيدن بـه آن يـاري نمايند.                                                                                                                                                          موفقيت بسراغ کساني ميآيد که از آگاهي، متقاعدسازي  و قدرت بتوانند به نفع خود بهره بگيرند. به عبارت ديگر:                                                                                                                           موفقيت =    آگاهي + متقاعد سازي + قدرت                                                                                                                                                     بياموزيد که چگونه با بکاربـردن اين قوانـيـن تعيين کننده در زندگي کاري خود مي توانيد در شغل خود موفق گرديد.                                                                                                                                                                                                                       • آگاهي                                                                                                                                                                                                                                  ظواهر ابزار سنج زندگي هستند. نحوه اي که خـود را معرفي ميکنيد مـقياسي از شمـا ايجاد مي نمايد که ديگران بر اساس آن شما را تصور کرده، در موردتان قـضاوت نـمـوده و رفتار مي نمايند. همه روزه با افرادي روبرو خواهيد شـد که مايـليد آنها را تحـت تاثير قرار دهيد، خواه افراد بالادست باشند و خواه مشتريان بالقوه.                                                                                                                                                                                            حتي کساني که زير دست شما کار مي کـنـند را نـيز براي ايجاد نمودن يـک رابطه کاري مفيد بايد متاثر نماييد. براي رسيدن به کاميابيهاي بزرگ لازم است بعنوان نـمونه بارزي از نزاکت و اعتماد بنفس در جـامـعه ظـاهر شده و در اين زميـنـه مـرتکب هيچ اشتباهي نگرديد - بخت و اقبال فقط يکبار بسراغ شما خواهد آمد.                                                                                                                                                                                            هميشه بايـد بـراي ايـجـاد يـک تاثير گذاري مناسب آمادگي داشته باشيد. اگر چه ممکن است اين کار در ابتدا نياز به کمي سعي و تلاش داشته باشد، ولي بعد از مدتي عادي خواهد شد.                                                                                                                                                                                                                                               نکات زير شما را براي شروع کارتان ياري خواهند نمود.                                                                                                                                                                           • لباس مناسب براي تاثيرگذاري                                                                                                                                                                                                      اجازه دهيد از خارجي تـرين لايه آغاز کنيم: لبـاسهاي شما. دو دسـت از بـهتـريـن کت و شلوارهايي که در استطاعت شما است را خريـداري نمايـيـد. يـک پيـراهن شيـک بـر تـن نموده و کفشهايتان را واکس بزنيد. اکنـون کـه دنـده در دسـت شـما اسـت، بياموزيد که چـگونه مـي تـوانـيـد از آن استفاده کنيد. هميشه راست قامت بايستيد؛ نه تنـها بـاوقـار بنظر خواهيد رسيد، بلکه لباسهايتان نيز بسيار گران قيمت تر جلوه خواهند کرد.                                                                                                                                                                     • محکم دست دهيد                                                                                                                                                                                                                    نميتوانم بگويم که يک دست دادن خوب و مـناسب چـقدر حائز اهميت است. مردم از آن متوجه ابهت و بزرگي شما ميشوند. مطمئن شويد که دستتان کاملا خشک باشد؛ يــک دست مرطوب و چسبنده خوشايند نبوده و نشانگر عصبانيت و دستپاچگي مي بـاشـد. دستها بايد درنقطه تلاقي انگشت سبابه با شست بهم متصل شده و خود دست دادن بايد سفت و محکم باشد.                                                                                                                         • تماس چشمي را حفظ کنيد                                                                                                                                                                                                        هميشه در چشم فردي که با او در حال گفتگو هستيد نـگاه کنيد. روي برگرداندن نشانه خستگي و يا توجه اندک و سرسري مي بـاشد. بـه پــايين نگاه کردن سستي و تزلزل را ميرساند. نگاه خود را بطور ثابت و با حالتي دوستانه حفظ کنيد.                                                                                                                                                                • مهربان باشيد                                                                                                                                                                                                                         شمـا بــايد سرچشمه اي از لذت براي ديگران باشيد. کليد اين کار مـهـربـانـي اسـت، از آنجايي که شما را انــساني منطقي و معاشرتي نشان خواهد داد. يک لبخند طبيعي و پيوسته تنها چيزي است که نيازدارد.با اينحال حد و مرز خود را بشناسيد؛ مهربان بودن بـه مـعناي دوست کسي بودن نمي باشد. به ديگران احترامي مقتضي نشان دهيـد تـا آنها نيز مقابله بمثل نمايند.                                                                                                                        • با فصاحت سخن بگوييد                                                                                                                                                                                                              سخنراني  شما بايد شفاف، باز و دقيـق باشد. آميختن "ااا.." ها به جملات بهتـريـن راه براي از دست دادن علاقه شنوندگان بــوده و باعث عدم توجه کامل آنها به شما ميگردد.                                                                                                                                          • متقاعد سازي                                                                                                                                                                                                                         شـمـا تـاثـيـر مثـبتي از خـود بـجاي گذاشته و مـورد توجه بسيار زياد کارفرماي خـود قرار گرفته ايد. اين فرصتي براي شما جهت درخشيدن و پيشرفت محسوب ميگردد.                             تصور ميکنيد که ايده ها و ديدگاه هاي شما نسبت به بــقيه بهتر و منطقي تر هستند و ميـخواهيد ديـگـران را راجع به اين موضوع قانع کنيد. اگر از قوانين هنرمتقاعدسازي  آگـاه بـاشـيـد، کار بسيار آسان خواهد بود. فـروشـنــدگـان، سـياسـتـمداران و مـکتـب سـازان از اين قـوانـين بخوبي اطلاع دارند. چه چيزي در آن شخص وجود دارد که شما را وادار به پذيرش مينمايد؟ بــه خواندن ادامه دهيد تا متوجه شويد چگونه ميتوانيد چنين تاثيري را در خود بوجود آوريد.                                                                                                                                    • مخاطبين خود را بشناسيد                                                                                                                                                                                                          هيچ عذري بـراي يک تحقـيـق و بـررسـي ضـعـيـف پـذيرفته نيست. شناختن مخاطبين و شـرايـط آنـها کليـدي است براي يافتن بهترين راه براي قانع نمودن و هـدايـت ديـگران. تـا جاييکه ميتوانيد از شرکت خود اطلاعات کسب نماييد؛ چه تغييراتي در آن اعمال شده و در چـه سـمت و سويي در حال حرکت است. پيش بيني نيازها و ارائه راه حل براي آنهـا بشما در وادار نمودن ديگران براي پذيرش ايده هايتان کمک خواهد کرد.                                                                                                                                                                                               • خودتان را قانع کنيد                                                                                                                                                                                                                   پيش از اينکه بخواهيد آماده متقاعد نمودن ديگران شويد، بايد خودتان را قانع کنيد. تنها زماني ميتوانيد موضوعي را به ديگران بقبولانيد که خودتان واقعا و کاملا از بهتريـن بـودن بودن آن موضوع اطمينان حاصل نموده باشيد.                                                                                                                                                                                                         از ليستي شـروع کنيد که دلايل بهترين بودن شما را براي شغلتان تشريح کند. هر نکته را بصورت دقيق خوانده و شروع به باور آن نماييد. هرگونه شک و شبه مي تواند در نحوه معرفي شما نمايان شده و تلاشهايتان را هدر دهد.بهترين فروشندگان کساني هستند که بهترين مشتريان خودشان ميباشند. آنها عاشق چيـزي هسـتند کـه مــي فروشند و حقيقتا باور دارند که نظر ديگران نيز بايد همين باشد.                                                                                                                                                                                                           • کلمات کليدي و تعابير را تکرار نماييد                                                                                                                                                                                               انسانها مخلوق عـادات بوده و بـنـابراين در مـورد شـناخته شده ها و آشـنـايان احساس راحتي ميکنند. تاکيد کردن بر عبارات کليدي محبوب و ايده هايي از قبيل درآمدها، سود سهام، پاداش و مساعده جذب ادراکات و قواي تشخيص اغلب مردم ميشود.                                                                                                                                                                  • ايده هاي خود را با نيازهاي ديگران مرتبط سازيد                                                                                                                                                                                 متصل نمودن ايـده و يا محصولـتـان بـا آنـچه کـه مخاطبين تمايل به آن داشته و يا بسيار علاقمندش هستند، ابزاري عالي براي متقاعد سازي محسوب ميگردد. آگهي دهندگان هر زماني کـه مـحصولاتشان را با نـيـازهاي اساسي مانند غذا، مسـکن و امنيت مرتبط مي کنند، در واقع از همين اصل بهره مي برند. اگر در زمينه تجارت فعاليت مي نـماييـد، لازم اسـت کـه جذب نيازهاي تجاري شويد: رضايت مشتري، دوام محصـول، بـهره وري، پس انداز و سود.                                                                                                                                       • علاقه شنونده را توسط جرياني مناسب برانگيخته کنيد                                                                                                                                                                        يک "سمـفوني" موفق داراي سـاختاري بسيار مدبرانه ميباشد. جمله بندي، آهنگ صدا و تـرتيب کلمات در تاثيرگذاري سخنراني شما نقش بسيار با اهميتي را بازي مي کـند. به چگونگي شروع ارائه مطالب و عکس العمل مخاطبين دقت نماييد.                                                                                                                                                                                 با يک حرکت جلب توجه کننده شروع ميکنيد و يا بايک عبارت اطمينان زا و يا با جمله اي که باعث برانگيختن حس نياز و تمايل گردد؟ آيا بصورتي رسمي صحبت مي کنيد؟ آيا از حرکات مخصوص سخنراني بطور مؤثر بهره ميبريد؟ زبان بدني را چـطـور دخــيل ميکنيد؟ آيا مطالبات و ادعاهاي مثبت شما بصورت ضمني يا آشکار شرح داده شده است؟تـوجه به اين نکات در معطوف نمودن و شيفتن مخاطبين بسيار اهميت دارد                                                                                                                                                                                                 • قدرت                                                                                                                                                                                                                                    افـرادي که در تجارت بسيار موفق هستند خوب مي دانند  که از قدرت و نفوذ خود چگونه استفاده و آنرا حفظ نمايند.                                                                                                                                                                                                            قدرت داشتن اغلب به معناي دورنگاهداشتن خود از لحظهاست -- با نگاه کردن به گذشته و آيـنده، بـه اشـتـباهات و  احتمالات. يک مجموعه عقايد عملي و استراتژيک به شمـا کـمک کنـد تـا بـتـوانيد اتفاقات آينده را پيش بيني نمـوده و در نتيجه زمانيکه شرايط بوجود آمدند، براي مقابله با آنهـا  آمـادگـي لازم را خـواهيـد داشـت. نـکات زيـر شما را يـاريميکند تا در همان ليگي باشيد که بزرگان تجـارت جهـانـي    در آن مسابقه داده اند.                                                                                                                                                                            • قدرت افشاني کنيد                                                                                                                                                                                                                  اولين قانون استفاده استادانه از قـدرت تـسلط يافتن بر تـصوير خودتان است. با قدرتمند بودن و قدرتمند ظاهرشدن، ديگـران خـواهند خـواسـت کـه خـود را بـا شـما پـيوند دهند. مردان قدرتمند يا مي خواهند هم پيمانان شما باشند يا شما را همچنان در حال تلاش و کوشش براي موفقيت نگاه دارند. پس بـا خود همانند يک پادشاه رفتار کنيد. با صلابت بنشينيد و يا راه رويد، پيرامون خود را با افراد با نفوذ پر کرده و خود را باوقار بپنداريد.                                                                                                                                                                            • هميشه بهترين کارتان را انجام دهيد                                                                                                                                                                                              هميشه از خود و ديـگـران انتظار بهترين ها را داشته باشيد. چيز ديگري براي گفتن لازم نـيـست به جز اينکه: برندگان خـواهان انجام چيزي مي بـاشـنـد کـه بازندگان رغبتي به آن ندارند.                                                                                                                                 • احساسات خود را پنهان و کنترل کنيد                                                                                                                                                                                            بزرگتريـن مـوانع قـدرت، احساسات ميباشد. به همين دليل است که بايد بر آنها مسلط شويد. مخصوصا عصبانيت مي تواند مهلک باشد. عصـبـانـيت باعـث مکـدر شدن قضاوت گرديده، شـما را در سـيـلابـي از خـشم و طـغـيان فـرو برده و بـه وجهه تان صدمه خواهد رساند. احساسات را تحت کنترل خود درآوريد تا به بهترين نتيجه دست يابـيـد. يـک قـدم به عقب برگشـته و ذهـن خـود را از مـوقيعت ناخـوشـايند کـنـوني رها سازيد. اين باعث خواهد شد به مـوضوع بصورتـي واقـعي نگريسته و منـطقـي تــرين تصميم را در مورد آن اتخاذ نماييد.                                                                                                                                                                    • از قدرت خود استفاده سوء نکنيد                                                                                                                                                                                                  در انتها بايد از گرفتار شدن در دام خود بزرگ بيني اجـتـنـاب کـرده و در بــرابــر وسـوسـه بـدسـت آوردن قـدرت بـيـشتـر مـقـاومت نـمايــيد. طمع و حرص پايان ناپـذيـر بـراي قـدرت بسياري از افراد را به ديار نابودي فرستاده است. حـد و مـرز خود را دانسته و زمانيکه به حد کافي قدرتمند شديد به همان اندازه اکتفا کنيد.                                                                                                                                                                                                            • مسئوليت پذير باشيد                                                                                                                                                                                                                 عـمـلکردهـاي افـرادي که در قدرت بسر ميبرند اغلب پي آمدهاي دور از دسترسي دارد. فرق نميکـند که يک نفر تا چـه اندازه محتاط است، بـه هـر حال اغلب بهترين طرح ها نيز دچـار انــحراف خواهند شد. اگر چنين شود، بايد آمادگي رويارويي با آنرا داشته باشـيـد. ايـن طبيعت بشر است که براي يافتن  کسي که قرباني خود شود به جستجو بـپـردازد، اما اشخاص محترم، مسئوليت اعمالشان را بعهده ميگيرند. انـجـام چـنين عملي بيانگر آن است که شما براي پذيرش اشتباهات خود به انداز کافي قدرتمند مي بـاشـد. و اگــر براي جبران اشتباهات خود وارد عمل شويد، تحسين برانگيز تر خواهد بود.                                                                                                                                                                            &

درباره چه چيزهايي صحبت کنيم؟

اين مطلب را اختصاص داده ايم به: اولين چيزي که بايد به يک خانم بگوييد، چگونه مي توانيد از مردهاي ديگر الگوبرداري کنيد، و چگونه مي توانيد جلوي خجالت کشيدن خود را بگيريد.                                                                                                                                    يک مرد در اولين ملاقات با يک خانم بايد در مورد چه موضوعاتي با او صحبت کند؟                                                                                                                                          اکثر آقايون تصور مي کنند که وقتي با يک خانم ملاقات مي کنند بايد گفتگوي منصفانه اي داشته باشند. اما من فکر مي کنم که اکثر مردها چيزي در مورد گفتگوي منصفانه نمي دانند. آنها حتي نمي توانند تشخيص دهند که چه موقع نوبت آنهاست که صحبت کنند.                                                                                                                                                       من اعتراف مي کنم که ياد گرفتن اين کار حداقل براي خودم خيلي دشوار بود.                                                                                                                                              اما چيزي که ياد گرفتم اين بود: زماني که شما براي اولين بار با خانمي ملاقات مي کنيد نبايد در مورد چيزي صحبت کنيد. تنها کاري که بايد انجام دهيد اين است که شماره اش يا ايميلش را بگيريد!                                                                                                                                                                                                                                   موفقيت شما در مورد خانمي که شماره و يا راه ارتباطي با او داريد حتمي است. پس به خاطر خدا هم که شده قبول کنيد که تنها کاري که در اولين ملاقات بايد انجام دهيد اين است که شماره تلفن و يا e-mail او را بگيريد.                                                                                                                                                                                                 بله، به همين سادگي!                                                                                          شما مي توانيد اين کار را فقط در چند دقيقه انجام دهيد، البته اگر بدانيد چطور و چگونه.                                                                                                                                  گفتگوهاي طولاني مدت شرط لازم گرفتن شماره تماس و يا قرار هاي ملاقات در آينده نيست.                                                                                                                           شما قبلا گفته بوديد که آقايون بايد با ساير مردهايي که در ارتباط خود با خانم ها موفق هستند ارتباط برقرار کرده و راه و رسم همسر داري را از آنها ياد بگيرند. يک مرد چگونه مي تواند اين کار را انجام دهيد؟                                                                                                                                                                                                                          به نظر من بد نيست که هر چند وقت يکبار به مکان هاي تفريحي پر رفت و آمد برويد و رفتار افراد را زير نظر بگيريد. واضح تر بگويم بهتر است که به خانم هاي زيبايي که با همسرانشان به تفريح آمده اند نگاهي بيندازيد تا ببينيد که آقايون چگونه برخوردي را از خود در مقابل آنها نشان مي دهند.                                                                                                                                                                                                                                     خيلي خوب است که با رفتار ساير مردها با زنها آشنا شويد. با اين کار پي به نکات زير مي بريد:
                                                                                                                      زبان غير کلامي (حرکات بدن) را که باعث جذب خانم ها مي شود را بهتر ياد مي گيريد.
شما ژست هاي آقا و طرز صحبت کردن او را مي بينيد و همچنين شاهد عکس العمل خانم نيز هستيد.                                                                                                                                                                                                                                  همچنين مي توانيد با مردهايي که رفتار خوبي با خانم ها دارند، ملاقات کنيد و پس از مدتي با آنها دوست شويد. کار آساني است. فقط کافي است که بگوييد "تو واقعا فوق العاده اي، بذار برات يه نوشيدني بخرم، يک چيزهايي هست که بايد ازت ياد بگيرم" يک ليوان نوشيدني براي ايجاد هوش و ذکاوت کار پرخرجي نيست.                                                                                                                                                                                          يک مرد چگونه مي تواند در زمان گفتگو با يک خانم "منجمد" نشود؟                                                                                                                                                           در اين قسمت من به آقايون پيشنهاد مي کنم که از قبل حرف هايي را آماده کرده و در ذهن خود داشته باشند. مي توانم به شما چند پيشنهاد کلي بدهم....                                                                                                                                                                  " تو منو دوست داري "                                                                                           " من فکر مي کنم رابطمون به جايي نمي رسه "                                                           " زياد به خودت مغرور نشو، باشه ؟ "                                                                                                                                                                                               اين 3 مورد مي تواند براي هميشه شما را به سمت جلو هدايت کنند.                                                                                                                                                        نکته جالبي که در هر 3 نکته بالا وجود دارد اين است که شما تقريبا در هر موقعيتي مي توانيد از آنها استفاده کنيد.                                                                                                                                                                                                                      مثلا فرض کنيد که شما دختري را اذيت مي کنيد و او هم مي خندد و به شما ضربه ميزند. شما خيلي جدي به او نگاه کنيد و بگوييد " تو دوستم داري "                                                                                                                                                                         خيلي عاليه. شما به سادگي مي توانيد از تمام "معيار" هايي که در بالا ذکر شده، استفاده کنيد.                                                                                                                                                                                                                                      نکته اين جاست که در هر موقعيتي بايد 2 - 3 پاسخ آماده داشته باشيد. 3 مورد بالا را آنقدر تمرين کنيد تا بتوانيد به راحتي از آن استفاده کنيد. اگر بر روي موضوعات مختلف تمرکز کنيد به راحتي مي توانيد به موارد جديدي نيز دست پيدا کنيد.                                                                                                                                                                           به خاطر داشته باشيد: هميشه نبايد حرف هاي قشنگ تحويل خانم ها بدهيد. پيش از هر چيز بايد شماره تماس و يا mail خود را به او بدهيد. اصلا نگران بامزه بودن نباشيد، فقط به اين فکر کنيد که بايد وارد مراحل بعدي بشويد.

جاذبه در مقابل عشق

وقـتي اوليـن بار کسي را مي بيـنيم، صرفنـظر از مـحيـط يـا طريقه اين ملاقات، يا مجذوب او مي شويم يا نمي شويم. ايـن مجذوبـيت اوليـه اگـر دنـبال شود، سرانجام به دوستيمنـجر شـده و بـعد ممـکن است از حصار و موانعي که براي مـحافظت از خـود در اطرافمان کشيده ايم عبور کرده تـبديل به عشق شود. جاذبه معمولاً تصميم آني از دوست داشتن يا نداشتن است که به معيارهاي ناخودآگاه ما برمي گردد. وقتي کسي را رو در رو ملاقات کنيم، سعي مي کنيم او را با معيارهاي فيزيکي و ظاهري بسنجيم. اگر از طريق نامه، تماس هاي تلفني يا چت هاي اينترنتي با کسي آشنا شويم، سعي مي کنيم از طريق نحوه صحبت کردن و گفتگويشان و اينکه چقدر حرف زدن با آنها برايمان جالب و سرگرم کننده است، آنها را بسنجيم. کاملاً حقيقت دارد که در اينترنت مردم مي توانند هر طور که بخواهند رفتار کنند، و هر شخصيتي باشند که مي خواهند. اما آخر کار خودِ واقعيشان از شکاف شخصيتي که براي خود ساخته اند به بيرون نفوذ مي کند و خودِ واقعيشان را مي بينيم. نکته اخلاقي اين چيست؟ اينکه بهتر است خودمان باشيم. چون ممکن است روزي پيش بيايد که مجبور شويد يا بخواهيد که فرد آنطرف مکالمه اينترنتي را ملاقات کنيد. از طرف ديگر وقتي خودِ واقعي طرف مقابل را ملاقات مي کنيد، يادتان باشد که زمان باعث شده آن فرد را دوست داشته باشيد، به خاطر چيزي که در فکرشان و قلبشان است. ممکن است تصور کنيد آن معشوقي را پيدا کرده ايد که دقيقاً مثل شما فکر ميکند و دقيقاً مثل شما احساس مي کند. هيچ کس کامل نيست. همه ما اشکالات و نقص هايي داريم. اينکه بخواهيم فرد "مناسب" را براي خودمان پيدا کنيم اشکالي ندارد. اما اگر بخواهيم فرد "کامل" را پيدا کنيم، به جرات مي توانم بگويم که غير ممکن است. چون هيچ فرد کاملي وجود خارجي ندارد. وضعيت ظاهري اين فرد به اندازه وضعيت روحي و دروني او اهميت ندارد. ما عاشق روح افراد مي شويم نه قد و قواره و ظاهرشان. و گرچه براي بهتر کردن ظاهرمان مي توانيم کارهايي انجام بدهيم، اما اين نبايد معيار اصلي ما براي دوستي باشد. ما عاشق قلب انسانها مي شويم، عاشق درونشان، خودِ واقعيشان. مسئله مهم همين است.

نحوه برقراري ارتباط والدين با نوجوان در سن بلوغ

کاملاً روشن است که وقتي کودک شما به سنين نوجواني مي رسد، استقلال بيشتري طلب مي کند. در اين زمان برقراري ارتباط با او ديگر مانند گذشته کار ساده اي نخواهد بود؛ بايد توجه داشته باشيد که در اين برهه از زمان ارتباط برقرار کردن با او از هر زمان ديگري مهم تر است. شايد تصور کنيد که او همچنان بايد پايبند خانه باشد، اما او در حال حاضر مشغول انجام فعاليت هاي جديد در مدرسه است. براي خود سرگرمي هاي جديدي درست مي کند، و تمايل شديدي به پيوستن به فعاليت هاي اجتماعي بزرگ از خود نشان مي دهد. در اين حالت وظيفه شما حمايت و پشتيباني از اوست. در اين ميان محبت ورزيدن از اهميت ويژه اي برخودار مي باشد. اگر موفق شويد يک چنين ارتباطي را با او برقرار کنيد، يک حس اطمينان را در وجود او ايجاد مي کنيد و فرزند شما اين اطمينان را پيدا مي کند که مي تواند پستي ها و بلندي هاي زندگي را در کنار شما و با وجود پشتيباني و حمايت شما طي کند. انتظارات صحيح شايد در ابتداي دوره ي بلوغ، نوجوان حس خوبي نسبت به توصيه هاي شما نداشته باشد و احساس کند که نيازي به نصيحت هايتان ندارد. اين احتمال وجود دارد که حتي گاهي اوقات زمانيکه مسئله ي مهمي را به او گوشزد مي کنيد، خوشش نيامده و ناراحت شود. در صورت بروز يک چنين شرايطي، کودک بيش از پيش به همکلاسي هايش اعتماد مي کند و از شما تقاضاي فضا و حريم خصوصي بيشتري مي کند. به عنوان مثال ممکن است اين تمايل را پيدا کند که در اتاقش بيش از هر زمان ديگري بسته باقي بماند. شايد قبول يک چنين تغييراتي براي شما کار آساني نباشد و نتوانيد همه ي اين دگرگوني هاي رفتاري را سريعاً هضم کنيد، اما نگران نباشيد انجام همه ي اين کار ها صرفاً نشانه اي از افزايش حس استقلال طلبي در فرزند شما است و کاملاً طبيعي است. شما هم بايد بندها را کمي آزادتر کنيد و به او فضاي بيشتري براي رشد بدهيد. البته حتماً لازم نيست که به آنها اجازه دهيد که به طور کامل از قيد و بند محدوديت ها آزاد شوند و يکمرتبه خود را رها شده تصور کنند. شما هنوز هم نقش تاثير گذاري در تعيين مسير زندگي آنها داريد. فقط بايد اين مطلب را همواره در ذهن داشته باشيد که نوجوان نابالغ شما بيشتر از روي کارهايي که انجام ميدهيد الگو برداري مي کند تا از روي آموزش هاي مستقيمي که به او مي دهيد. بنابراين هر زمان که تصميم به موعظه ي او مي گيريد، سعي کنيد کارهايي که مد نظرتان هستند را به عينه در مقابل او انجام دهيد و سخنراني را به زمان ديگري موکول نماييد. براي او الگو باشيد و زمانيکه انتظار داريد او کاري را انجام دهد، ابتدا خودتان آن کار را انجام دهيد. در حين گفتگو با او اصل احترام متقابل را رعايت کنيد، با او مهربان باشيد، آداب غذايي سالم را برايش روشن کنيد، و کارهاي روزمره خانه را بدون گله و شکايت انجام دهيد تا او هم ياد بگيرد که بايد يک چنين برخوردي از خود نشان دهد. اگر براي او يک الگوي زنده و سالم باشيد، دختر يا پسر نونهال از شما تبعيت کرده و مطابق خواسته هايتان عمل خواهند کرد. برخورد صحيح انجام برخي از کارهاي کوچک و ساده مي توانند ارتباط عميقي ميان شما و فرزندتان ايجاد نمايند. در برنامه هاي روزانه خود زمان کوتاهي را به انجام برخي کارهاي خاص اختصاص دهيد. کارهايي را انتخاب کنيد که مي توانيد به کمک نوجوانتان انجام دهيد و به آنها نشان دهيد که برايشان اهميت قائل هستيد. در اين قسمت به چند نکته ي کاربردي در همين زمينه اشاره مي کنيم: غذاي خانوادگي: شايد غذا درست کردن کار آساني نباشد، به ويژه پس از گذراندن يک روز بلند کاري. ولي صرف يک شام خانوادگي که در آن تک تک اعضاي خانواده دور هم جمع شوند، ارزش زيادي دارد. بنابراين مانند تمام کارهاي ديگري که در طول روز براي آنها برنامه ريزي مي کنيد، انجام اين کار را نيز در اولويت قرار داده و ترتيب يک غذاي خوشمزه را بدهيد، حتي اگر امکان غذا درست کردن را هم نداريد و از بيرون غذاي آماده تهيه مي کنيد، حداقل همه دور هم بنشينيد و آن را ميل کنيد. در حين صرف غذا، تلويزيون را خاموش کنيد و سعي کنيد تلفن ها را جواب ندهيد. اگر انجام روزانه ي اين کار امکان پذير نيست، سعي کنيد در طول هفته يکي دو مرتبه کل افراد خانواده را در کنار هم جمع کنيد. مي بايست انجام اين کار را جالب و جذاب جلوه دهيد و همه ي افراد را در آماده سازي و تميز کردن شريک کنيد. انجام کارهاي مشترک مي تواند نزديکي و اتصال بيشتري ميان افراد خانواده ايجاد کند و برقراري ارتباط را تسهيل نمايد. در اين حال همه افراد نسبت به يکديگر احساس مسئوليت پيدا مي کنند و خود را در يک کار تيمي شريک احساس مي کنند. وقت خواب و شب بخير: شايد ديگر لازم نباشد که فرزندتان را تا رختخواب بدرقه کنيد. البته فراموش نکنيد که خواب کافي در اين زمان از اهميت بالايي برخوردار است و به عنوان تضمين کننده ي رشد مناسب و سلامت جسمي نوجوان به شمار مي رود. مي توانيد پيش از خاموش کردن چراغ ها در کنار هم بنشينيد، کتاب بخوانيد، اتفاقات مهمي که در طول روز برايتان رخ داده است را براي هم تعريف کنيد، و در مورد برنامه هايي که براي فردا در ذهن داريد صحبت کنيد. اگر احساس کرديد که نوجوان نسبت به اين مسئله حس خوبي ندارد، مي توانيد کل کارهاي ذکر شده را به يک بوسه قبل از خواب و شب بخير گفتن محدود کنيد. اگر باز هم از اين کار خوشش نمي آمد، فقط دستي به پشت او بکشيد و بگوييد شب بخير. صرف وقت روزمره در کنار يکديگر: نقاط مشترکي را پيدا کنيد که به شما اجازه مي دهند در کنار هم باشيد. مي توانيد از او بخواهيد تا با شما براي بيرون بردن حيوان خانگي به پارک بيايد. در حين شستن ماشين، درست کردن شيريني، اجاره ي فيلم، تماشاي برنامه ي تلويزيوني مورد علاقه از او دعوت کنيد که در کنارتان قرار بگيرد. همه ي اين کارهاي فرصت هايي هستند که به شما اجازه مي دهند از وجود يکديگر لذت ببريد. علاوه بر اين زمانيکه نوجوان در يک چنين موقعيت هايي قرار مي گيرد، احساس آرامش بيشتري پيدا مي کند و اين امر سبب مي شود که چيزهايي را که در ذهن دارد راحت تر با شما در ميان بگذارد و اگر مشکلي برايش پيش آمده با اعتماد بيشتري در مورد آن با شما صحبت مي کند. دليلش هم اين است که وقتي شما مشغول انجام کاري هستيد، لازم نيست نوجوان با شما ارتباط چشمي برقرار کند و اين امر به نوبه خود سبب مي شود که راحت تر حرف هاي دلش را با شما در ميان بگذارد. خلق لحظات خاص و فراموش نشدني: اين رسم را در خانواده بوجود بياوريد که سالانه موقعيت هاي خاص خانوادگي را جشن بگيريد - البته بجز تعطيلات و تولدها - در اين زمان کليه ي افراد خانواده را در کنار هم جمع کنيد و سالگرد آن اتفاق بخصوص را جشن بگيريد. اين جشن مي تواند به خاطر يک کارنامه درخشان يا بردن تيم فوتبال مدرسه باشد؛ به هر حال مسئله اي است که مي تواند پيوند هاي عاطفي خانوادگي را محکم تر کند. اظهار علاقه : فکر نکنيد که نشان دادن و گفتن اين مطلب که به فرزند خود علاقمند هستد هيچ ارزشي براي او ندارد. انجام اين کار به فرزندتان اين اطمينان را مي دهد که دوستش مي داريد و از او مراقبت و محافظت مي کنيد. البته بايد راهاي درست نشان دادن علاقه را ياد بگيريد. اين بدان معناست که ممکن است دختر و يا پسر شما نسبت به ابراز علاقه ي شديد آن هم در جمع و به صورت عمومي حس مثبتي نداشته باشد . شايد دوست نداشته باشد که مانند گذشته او را بغل کنيد و يا ببوسيد اما شما نبايد اين مسائل را به خودتان بگيريد، چراکه مواردي نيستند که نشات گرفته از کاستي هاي فردي شخصيت شما باشند، به هر حال اگر مي خواهيد به اين شکل نسبت به او ابراز علاقه کنيد بهتر است اين کار را به زماني موکول کنيد که دوستانش آن اطراف نباشند و براي ابراز علاقه در جمع راههاي ديگري پيدا کنيد. يک لبخند و يا حتي دست تکان دادن مي تواند با حفظ همه ي محدوديت هاي ذهني نوجوان، عشق و علاقه ي شما را نسبت به او به ثابت کند. توانايي هاي منحصر بفرد نوجوان را تشخيص دهيد و به آنها ارزش دهيد. به عنوان مثال زمانيکه يک نقاشي زيبا مي کشد بگوييد: "کارت عالي است، خيلي هنرمندي" يا "تو در تمرين فوتبال خوش درخشيدي، از ديدنت در بازي تيم لذت مي بردم" باقي ماندن در صحنه: در روند رشد فرزندتان حضور پرشوري از خود نشان دهيد. با او همکاري و هماهنگي کنيد تا بتوانيد مدت زمان بيشتري در کنار هم بمانيد و پيوندهاي عاطفي محکم تري ايجاد کنيد. لازم نيست حتماً مربي ورزش يا معلم رياضي باشيد تا بتوانيد با او ارتباط برقرار کنيد. شايد خود نوجوان هم ترجيح دهد که آموزش هاي تخصصي تر را از کسي به غير از شما ياد بگيرد. هر چند وقت يکبار مي توانيد او را در انجام فعاليت هاي جانبي همراهي کنيد، اما بقيه ي زمان ها که او تنها به تمرين مي رود از او بخواهيد در مورد تمريناتش با شما صحبت کند و با توجه کامل به حرف هايش گوش بدهيد. بايد به او کمک کنيد تا در مورد ناراحتي ها و نااميدي هايش خيلي راحت با شما صحبت کند. در مورد کوچک ترين شکست هايي که در زندگي برايش اتفاق مي افتد با او همدردي کنيد حتي اگر احساس مي کنيد مسئله ي مورد نظر هيچ ارزشي ندارد. نگرش و طرز برخورد شما نسبت به شکست ها سبب مي شود که او راحت تر آنها را بپذيرد و به اين ايدئولوژي برسد که شکست را بايد پذيرفت و با آن کنار آمد. اين امر جرات تلاش دوباره را در وجود او زنده مي کند. خود را مشتاق نشان دهيد: نسبت به ايده ها، احساسات و تجربياتي که نوجوان در زندگي بدست مي آورده علاقه نشان دهيد و کنجکاوي کنيد. اگر شما به حرفي که او مي زند گوش بدهيد، بهتر مي توانيد حمايت و هدايتي را که از شما طلب مي کند، در اختيارش قرار دهيد. البته کليه اين امور را بايد بدون قضاوت هاي ناآگاهانه و هيچ گونه جبهه گيري خاصي انجام دهيد. زمانيکه کودک با يک چنين واکنشي از جانب شما روبرو مي شود، دفعه هاي بعدي که با مشکلي روبرو شد، خيلي راحت تر نزد شما مي آيد و مشکلاتش را با شما در ميان مي گذارد.

فوايد نداشتن فرزند

خيلي از زوج ها در نقطه اي از زندگي خود تصميم مي گيرند که تشکيل خانواده دهند و صاحب فرزند شوند. اما خيلي ديگر از زوج ها هم هستند که تصميم مي گيرند به هيچ وجه بچه دار نشوند. انتظار جامعه اين است که هر دو نفر که با هم ازدواج مي کنند، صاحب فرزند شوند و آنهايي که چنين کاري نمي کنند معمولاً "خودخواه"، "غيرعادي" و  يا "مشکل دار" خوانده مي شوند. اما خيلي از اين افراد، به جاي اينکه خودشان را "بدون فرزند" ببينند، که روي فقدان و کمبود آنها تکيه دارد، خودشان را "رها از فرزند" مي بينند و اين يعني به اختيار خودشان اين وضعيت را انتخاب کرده اند.                                                                                                                                                                                                            يک زوج رها از فرزند، در همان طبقه زوج هاي بي اولاد که دوست دارند صاحب بچه شوند اما قادر به بچه دار شدن نيستند، قرار نمي گيرند. زوج هاي رها از اولاد آنهايي هستند که درمورد بچه دار شدن با هم صحبت کرده و تصميم گرفته اند که صاحب بچه نشوند. اين مسئله به فاکتورهاي مختلفي بستگي دارد مثل وضعيت وراثت در خانواده اي که نمي خواهند بيماري خاصي را به فرزندشان منتقل کنند، يا آسيب هايي که خودشان در زمان کودکي تجربه کرده اند. برخي از زوج ها هم اصلاً غريزه پدر يا مادري ندارند و به همين خاطر فکر مي کنند که منصفانه نيست بچه اي را در اين شرايط به دنيا بياورند.                                                                                                                                                                                     اعضاي خانواده اين زوج هايي که دوست ندارند بچه دار شوند، معمولاً به آنها فشار مي آورند که بچه دار شوند. پدر و مادرهاي زوج که آرزوي پدربزرگ يا مادربزرگ شدن را در سر مي پرورانند و دوست دارند که کسي باشد که نام خانوادگي آنها را به نسل هاي بعد منتقل کند، بيشتر از هر کس ديگر آنها را به بچه دار شدن تحريک مي کنند. اين فشار وقتي والدين زوج بچه ديگري نداشته باشند، شدت بيشتري پيدا مي کند. به اين ترتيب همه جمع هاي خانوادگي براي زوج جوان بسيار پرفشار شده و همه بحث ها به بچه دار شدن آنها ختم مي شود.                                                                                                                                             همچنين وقتي بقيه خواهر برادرهاي زوج نامبرده، همه يکي پس از ديگري بچه دار شوند، تطبيق يافتن در جمع آنها براي آن زوج بسيار دشوار مي شود. خيلي از دوستانشان هم که بچه دار شده اند، کم کم رابطه شان را با آنها کمتر مي کنند چون وجه اشتراکشان با هم کمتر مي شود. حتي ممکن است ديگران با ديده سوءظن به آنها نگاه کنند. خيلي از مردم تصور مي کنند چنين زوج هايي به اين خاطر بچه دار نمي شوند که يا قدرت باروري ندارند و يا اصلاً بچه ها را دوست ندارند. اين درحالي است که در کمتر مواردي چنين تصوري صحت دارد.                                                                                                                                              بااينکه بچه ها موهبت الهي هستند و وجود آنها، اگر خواسته و برنامه ريزي شده باشد، باعث قشنگ تر شدن زندگي مي شود اما زوج هايي که تصميم مي گيرند بچه دار نشوند هم از مزاياي زيادي بهره مند مي شوند. با وجود درگيري هاي کاري زن و  مرد در جامعه امروز، اين زوج ها ديگر لازم نيست نگران برنامه ريزي زماني براي نگهداري از بچه باشند. همچنين از نظر مالي نيز وضعيت بهتري پيدا مي کنند چون ديگر نيازي نيز زير بار خرج کمرشکن بزرگ کردن بچه از بدو تولد تا بزرگسالي بروند و اين باعث مي شود پول بيشتري برايشان بماند که در هر راهي که بخواهند خرجش کنند.                                                                                                                                                                                                                 زوج هايي که بچه ندارند وقت بيشتري براي اختصاص دادن به همديگر دارند که باعث مي شود بيشتر از زوج هاي بچه دار به هم نزديک شوند. اين به آن معنا نيست که زوج هايي که بچه دارند رابطه نزديکي با همديگر ندارند؛ اما مسئوليت هاي آنها در قبال مراقبت از بچه وقتشان را بسيار محدود مي کند.                                                                                                                                                                                                                         نتيجه اينکه درست نيست بگوييم زوج هايي که خودشان تصميم مي گيرند بچه دار نشوند، به طريقي عيب و ايراد دارند يا فقداني در زندگيشان دارند. اگر زن و مرد به اتفاق هم تصميم گرفته باشند که بچه دار نشوند، آنوقت خانواده و دوستان بايد به نظر و تصميم آنها احترام بگذارند و براي تغيير عقيده شان روي آنها فشار نياورند. از اين گذشته، حتي اگر آنها نظرشان را هم عوض کنند، اين آنها هستند که بايد مسئوليت هاي بچه داري را به دوش بکشند نه خانواده و اطرافيانشان.

ماهيت شوخ طبعي از ديدگاه خانمها و آقايون

اگر از خانم ها و آقايون سوال کنيد که چه خصوصيتي در همسرشان وجود دارد که بيش از هر چيز برايشان جالب و جذاب است مطمئن باشيد که هر دو جنسيت، شوخ طبعي را در ابتداي ليست خود قرار خواهند داد. اين واژه آنقدر مورد استفاده قرار گرفته که در زبان انگليسي سرواژه اي به صورت (GSOH) نيز براي آن ساخته اند.                                                                                                                                                                                     هم خانم ها و هم آقايون هر دو به يک ميزان به دنبال يافتن حس شوخ طبعي در شريک زندگي خود هستند. به هر حال کاملاً طبيعي است که هر کس به دنبال همسري باشد که خوش مشرب، جذاب و خوشمزه باشد.                                                                                                                                                                                                    مي توان گفت که اين روزها شوخ طبعي به شکل مقوله اي در آمده که در ميان عامه ي مردم رواج زيادي پيدا کرده. لازم به ذکر است پژوهشگراني که در مورد شوخ طبعي تحقيق و بررسي مي نمايند سال هاست که متوجه اختلافاتي در مورد مفهوم و کاربرد حس شوخ طبعي در ميان خانم ها و آقايون شده اند. به اين معنا که خانم ها علاقه دارند با مردي ازوداج کنند که با مزه باشد، و برايشان جک هاي خنده دار تعريف کند؛ اين در حالي است که آقايون تمايل دارند با خانم هايي ازدواج کنند که به جک هاي مضحک و مسخره ي آنها بخندند.                                                                                                                                                   بر اساس اظهارات اريک برسلر روانشناس دانشگاه مک مستر در کانادا تعريف خانم ها و آقايون از حس شوخ طبعي به يک معنا نيست. او در تحقيقاتش که در جلد بعدي ماهنامه ي تکامل و سلوک انساني به چاپ خواهد رسيد، تعداد بسيار زيادي از خانم ها و آقايون را مورد پرسش قرار داده است. اين افراد پاسخ هاي جالبي به سوال هاي پژوهشگران داده اند. برسلر و تيمش به اين نتيجه دست پيدا کرده اند که خانم ها بيشتر به دنبال مردي هستند که "توليد کننده" ي شوخي باشد و آقايون نيز بيشتر به خانم هايي گرايش دارند که با روي باز از شوخي آنها "استقبال" کنند.                                                                                                                                                                                                                          جفري مولر روانشناس در رشد تکاملي انسان در دانشگاه نيو مکزيکو و نويسنده کتاب "ذهنيت همسريابي" معتقد است که اين نوع تقسيم مفهومي شوخي در ميان جنسيت ها کاملاً قابل درک و پيش بيني است. خانم ها انتخابگر تر از آقايون هستند و به اين دليل که آنها مردهاي شوخ طبع را ترجيح مي دهند، آقايون خود به خود آموزش مي بينند که حس شوخ طبعي خود را زنده نگه داشته و خودشان را با مزه جلوه دهند تا به اين ترتيب هم بر روي خانم ها تاثير گذار واقع بشوند و هم مردهاي ديگر را از ميدان به در کنند.                                                                                                                                                                           جان موريل پروفسور کالج ويليام و ماري در ويرجينا که به مدت 25 سال است که بر روي شوخ طبعي مطالعه و تحقيق مي کند، معتقد است که : "آقايون خيلي راحت با گذاشتن القاب و نام هاي مستعار بر روي مردهاي ديگر آنها دست انداخته و به آنها طعنه مي زنند." اين در حالي است که خانم ها يک چنين کاري را انجام نمي دهند و کمتر اتفاق مي افتد خانم ها را ببينيد که براي يکديگر جک بسازند و يا شوخي هايي کنند که به شخصيت طرف مقابل توهين شده باشد.
                                                                                                                                                                                                                                            يکي از تفاوت هاي اصلي اين است که آقايون اغلب از شوخي استفاده مي کنند تا به نوعي با هم جنس هاي خود رقابت کرده و حس برتري خود را به آنها بقبولانند. اين در حالي است خانم ها از شوخي و خنده صرفاً به عنوان عاملي براي عميق تر شدن پيوندهاي عاطفي استفاده مي کنند. تحقيقات گوياي اين مطلب هستند که آقايون زمانيکه در کنار يک خانم هستند با دوستان پسر خود شروع مي کنند به شوخي و خنده.                                                                                                                                                                                     تطميع حس شوخ طبعي براي آقايون آنقدر مهم است که يک لبخند از طرف جنس مونث مي تواند به عنوان تثبيت کننده ي علاقه ي جنسي در ذهن آنها است. مجموعه تحقيقات يک پژوهشکده ي آلماني نيز گوياي اين مطلب است که زمانيکه يک خانم و آقاي غريبه به هم مي رسند و شروع مي کنند به يک گفتگوي عادي، ميزان خنده هاي خانم در طول بحث به عنوان عاملي محسوب مي شود که ميزان علاقه ي او به طرف مقابل را تعيين مي کند، و نشان مي دهد که او تا چه حد جذب آقا شده. همچنين همين ميزان خنده هاي خانم است که آقا بر اساس آن تصميم مي گيرد که دفعه ي آينده باز هم او را ملاقات کند يا خير. از سوي ديگر ميزان خنده هاي آقا هيچ ارتباطي به ميزان علاقه ي او به خانم ندارد.                                                                                                                                                                                       برسلر مي گويد که تحقيقاتش همچنين گوياي اين مطلب نيز هستند که شوخي به احتمال زياد بخاطر انتخاب جنسي صورت مي پذيرد چراکه در روابط رمانتيک خنده و شوخي بسيار مطلوب جلوه مي کند. شايد خانم ها به حس شوخ طبعي دوستانشان بي اهميت باشند حال چه دختر و چه پسر، اما تمايل دارند که همسرشان از اين حس برخوردار باشد.                                                                                                                                                                                                                                                                             دان نيلسون پروفسور زبان شناسي دانشگاه آريزنا امريکا مي گويد خانمي که حس شوخ طبعي آقا را به مسخره مي گيرد، اين کار او براي آقا مايوس کننده و دلسر کننده به حساب مي آيد. بسياري از آقايون در اين حال احساس تهديد زيادي را از سوي طرف مقابل دريافت مي کنند. همچنين آقايون خانم هايي که بيش از اندازه شوخي مي کنند را نيز به عنوان تهديد براي خود محسوب مي کنند، به اين معنا که اين احتمال را مي دهند روزي خودشان هدف زبان تيز و تند خانم قرار بگيرند. او مي گويد: "من احساس مي کنم که هر مردي در دنيا عاشق شوخ طبعي و خوشمزگي است."                                                                                                                                                                                                                     نيلسون مي گويد مردهاي مضحک و با مزه خيلي جذاب هستند چراکه داراي خلاقيت بسيار بالايي مي باشند، آنها حتي قابليت ديدن اشياء موجود در درون يک جعبه بسته را نيز دارند. آنها همچنين داراي "ديد مضاعف" هستند. او مي گويد آنها توانايي درک نقطه نظرات متفاوت طرف مقابل را نيز دارند. او مي گويد هر دوي اين خصيصه هاي اخلاقي مورد پذيرش خانم ها هستند.                                                                                                                       البته خود نيلسون هم براي شوخ طبعي حد و اندازه خاصي قائل مي شود. در حقيقت اينطور هم نيست که آقايون بگويند ما به هيچ وجه دلمان نمي خواهد همسرمان شوخي کند. از اين گذشته مردهايي که اين حس را مي ستايند، اغلب نسبت به ساير مردها مطمئن تر، بالغ تر، و آگاه تر هستند. آنها ارزش و اعتبار بالايي به همسرشان مي دهند و از اين بابت هيچ ترس و تهديدي را نيز متوجه خودشان نمي بينند.                                                                                                                                                                                          البته خانم هايي که به دنبال مردهايي هستند که موافق حس شوخ طبعي آنها بوده و ازآن استقبال کنند، داراي عزت نفس بالاتري هستند و براي شخصيت خود ارزش بالاتري قائل هستند.
                                                                                                                                                                                                                                            اکثريت قريب به اتفاق پژوهشگران خانواده و ازدواج نيز موافق آراء فوق الذکر هستند.                                                                                                                                      جان گاتمن يکي از موسسين موسسه ازدواج و خانواده در سياتل امريکا و کارشناس روابط زناشويي به اين نتيجه رسيده است که زمانيکه شوخي و خنده به عنوان عامل از بين برنده ي تنش ها و تعارض ها به کار برده مي شود، زندگي ها دوام بيشتري پيدا مي کنند. مطالعات جامع ديگر نيز حاکي از اين مطلب هستند که افرادي که با همسران خود خنده و شوخي مي کنند و به طور روزانه موجبات خنده و شادي يکديگر را فراهم مي آورند، زندگي خيلي خوشحال تري را دنبال خواهند کرد.                                                                                                                                                                                                              جنبه سرزنده، شوخ، و فکاهي مغز قابل تقدير است حتي اگر زوجين در مورد چيزي که عامل خنده است با هم موافق نباشند.

در حمله وحشت زدگي چه بايد کرد ؟

_ حمله وحشت زدگي از کنترل خارج شدن اضطراب است. علائم آن ممکن است شامل کوتاهي تنفس ، سرگيجه يا از حال رفتن، لرزيدن، تپش يا تندي ضربان قلب، عرق کردن، احساس خفگي، دل به هم خوردگي ، احساس کرختکي يا سوزش ، برافروختگي يا لرز ، درد يا ناراحتي در قفسه سينه باشد . کارهايي که خود مي توانيد براي رفع آن انجان دهيد : 1 - به خود بقبولانيد که اين حمله گذرا است ، معمولا ظرف 5 تا 10 دقيقه طول مي کشد . 2 - به خاطر بياوريد که هرگز کسي از حمله وحشت زدگي نمرده و ديوانه نشده است . به خود بگوييد اين هم مي گذرد . 3 - بر احساس خود غلبه کنيد و به خود بگوييد فقط يک احساس است . بگذاريد تنفس سخت را تجربه کنيد و به آرامي نفس بکشيد ، در اين حالت اکسيژن کافي دريافت مي کنيد . 4 - ده نفس آهسته عميق و ديافراگمي انجام دهيد . 5 - بـر روي اجسام اطراف خود تمرکز کنيـد . در ذهـن خـود اتاق ، لباسهايـتان ، صداها و بـوها را توصيـف کنيـد . توجه خود را هميشه از درون بدن به بيرون آن جلب کنيد.

با آلزايمر آشنا شويد

_ آلزايمر بيماري است که بر حافظه و توانايي هاي ذهني اثر مي گذارد . اين بيماري اغلب ، افراد بالاي 65 سال را گرفتار مي کند و علائم آن به تدريـج زيـاد مي شود و از يک سردرگمي و اختلال محدود حافظه به اختلال شديد و محدوديت جسمي مي رسد . علائم اوليـه آلزايمـر ، به علت کمبود يک ماده شيميايي در مـغـز و يـا در اثـر يک عفـونت ويـروسي است . علائم اوليـه آلزايمـر بـه شکل فرامـوشکاري ، کاهش دامنـه توجـه ، اشکال در محاسبات ساده ، اشکال در بيـان افکار و خلق و رفتـار متغييـر است اما علائم بعـدي آلزايمـر شامل فقـدان شديد حافظه ، تغييرات خلق و شخصيت ، فقدان کامل قضاوت و تمرکـز ، ناتواني در انجام تکاليف خانه يا رعايت بهداشت فردي است . هم اکنـون درمان قطعي آْلزايمـر وجـود دارد ، اما راههايي بـراي بهتـر زندگي کردن مبتلايان وجود دارد که شايد مهمترين آنها درک احساسات بيمار توسط افراد خانواده است که نخستين گام در ارائه بهترين مراقبت ممکن است .

اختلالات شخصيتي يعني چه ؟

_ برخي از اختلالات رواني ، در نخستين نگاه ، چندان جلب نظر نمي کنند و نشانه هاي آن چنان آشکار نيست که هر کس متوجه وجود بيماري در فـرد شود . شخص بيمار هم ، از بيماري خويش آگاه نيست و ذهنيـت و رفتارهاي خويش را مناسب مي پندارد اما اين اختلالات موجب ناراحتي و مشکلات فراواني بـراي اطرافيان بيمار و سبب ناکامي ها و شکست هاي متعدد بـراي خود بيمار مي شود .                                                                                                                                                                                                                          مهم تـريـن ويـژگي همه انواع « اختلالات شخصيـت » عبارت است از : ذهـنيـت انعطاف ناپـذيـر و رفتارهاي محدود که در اين مورد فرد مبتلا در برابر همه رويدادها و مسائل متنوع زندگي رفتارهاي بي انعطافي را نشان مي دهد که عموما به شکست او مي انجامد،هرچند که از ظرفيت هوشي کافي برخوردار است . اگر چه اطرافيان وي سريعا به نابه هنجار بودن ديدگاه و رفتار فرد مبتلا پي مي برند ، اما او خود و جنبـه هاي شخصيتي اش را سالم و طبيعي مي پنـدارد و صلاح انديشي ديگران را ناشي از ناآگاهي و يا سوءنيت آنان مي انگارد .

6 نکته پيرامون مهارتهاي مديريتي

آيا شما در زندگي شغلي خود براي امر مديريت ارزش قائل هسـتيد؟ شــايد براي انجام شغلهاي مختلف توانايي هاي فني و اطلاعات حرفه اي لازم باشد، اما مهارتـهـاي رهـبري و مديريت نيز جزء پيش نيازهاي رسيدن به موفقيت بشمار مـي روند. اگر مي خواهيد مدير موفقي باشيد بايد توانايي هاي رهبري خود را افزايش دهيد. اگر بـه تازگي ترفيع رتبه گرفته ايد، مديريت يک پروژه عظيم را به عهده داريد، و يا اينکه به دنبال کسب اطلاعات بيشتر در زميـنـه مـديـريت هستـيـد تا بعدها بتوانيد به اين منصب نائل شويد، ما در اين قسمت 6 مهارت ضروري براي مديران موفق را براي شما بيان مي کنيم: "ابتکار نياز به سرپرستي، اما افراد نيازمند هدايت و رهبري هستند" راس پروت 1- ديد ـــــــــــــ ذهن خود را بر روي تصويرهاي بزرگتر متمرکز کنيد بايد مطمئن شويد که گروه شما از بالاترين بهره وري برخوردار است. اهداف خود را بر اساس استراتژي هاي بلند مدت پايه ريزي کنيد و آنها را با مقامات ارشد و ساير پرسنل در ميان بگذاريد. اهداف فردي و گروهي تعيين کنيد (البته سعي کنيد که تمام آنها واقع بينانه باشند.) تمام خواست ها و آرزوهاي خود را در يک سيطره بزرگتر قرار دهيد و با يک ديد وسيع تر به آنها نگاه کنيد. بلند پرواز باشيد بلند پرواز بودن به معناي جاه طلبي و تجاوز به حقوق ديگران نيست. شما بايد از حس بلند پروازي خود زيرکانه استفاده کنيد. براي بالا رفتن از نردبان ترقي نبايد پاي خود را بر سر افراد ديگر بگذاريد. بدانيد که از شغل خود چه مي خواهيد و حرکت شما به کدام جهت است. توانايي هاي بالقوه خود را همواره در جلوي چشمتان قرار دهيد. اگر به موقعيت فعلي خود قانع باشيد هيچ گاه ترفيع رتبه از آن شما نخواهد شد. 2- اطمينان ــــــــــــــــــــ بايد خود را به خوبي بشناسيد نقاط قوت و ضعف خود را پيدا کنيد و بر روي ضعف هايتان بيشتر کار کنيد. از سوال پرسيدن و يا گذراندن دوره هاي کمک آموزشي ترسي به دل راه ندهيد. لازم نيست که هميشه همه چيز را بدانيد و بهترين باشيد. اگر به جزئيات کار اجحاف کامل نداريد کساني را به تيم خود دعوت کنيد که توانايي آنها در انجام موارد مورد نظر از شما بالاتر باشد. اطراف خود را با افرا کارآمد پر کنيد نه با "بله قربان گو" هايي که تنها حرف هايي مي زنند که با مزاج شما سازگاري داشته باشد. مصمم باشيد براي وقايع غير منظره برنامه ريزي کنيد تا اتفاقي روي ندهد که شما در مقابل آن خلع سلاح شويد. اگر تمام اتفاقاتي که ممکن است در طول انجام يک پروژه روي دهد را پيش بيني کنيد، آنگاه مي توانيد با داشتن آگاهي کامل تصميمات مناسب اتخاذ کنيد و کار درست را انجام دهيد. کنترل استرس چنان که از گذشته مرسوم بوده: " هيچ گاه به ديگران اجازه ندهيد که متوجه عرق کردن شما بشوند" اگر به خود مطمئن باشيد اين حس به ديگران نيز القا مي شود و آنها هم نسبت به شما اعتماد پيدا مي کنند. انتقاد پذير باشيد شما مي توانيد اعتماد به نفس خود را از طريق پذيرفتن نظرهاي منفي ديگران در مورد خود اثبات کنيد. زماني که مورد انتقاد ديگران قرار مي گيريد به لاک دفاعي فرو نرويد و خود را فردي متکبر و سلطه جو نشان ندهيد. در هر انتقاد به دنبال نکته هاي سودمند و سازنده بگرديد و از فرد منتقد تشکر کنيد. با اين کار حرفه اي بودن و تکامل خود را آشکار مي سازيد. 3- مهارت هاي سايرين ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ "پيش از اينکه به کمک کارمندانتان نيازمند شويد، بايد اعتماد آنها را نسبت به خود جلب کنيد" راسل وايت گوش فرا دهيد به نظرات ديگران توجه کنيد و نسبت به پذيرش عقايد مختلف از خود علاقه نشان دهيد. از سياست ها و مشکلاتي که باعث پسرفت تيمي مي شوند و اجازه نمي دهند که افراد گروه کار خود را با کيفيت، دقت و علاقه انجام دهند به شدت پرهيز کنيد. به گفته هاي سايرين با دقت گوش کنيد که هم بتوانيد کيفيت زندگي شغلي خود را بهتر درک کنيد و هم بين کليه امور تعادل برقرار کنيد. در چنين حالتي مي توانيد کارمندان را به سمت مسير مناسب هدايت کنيد. انعطاف پذير باشيد يک رهبر قدرتمند لازم نيست که هميشه درست عمل کند. شما بايد نسبت به عقايد مخالف، ساير نظرات و ابتکارات نوين از خود روي باز نشان دهيد. کليه پرسنل بايد براي پيشنهاد دادن از آزادي عمل برخوردار باشند و بتوانند آزادانه در توسعه و تکميل طرح هاي پيشنهادي خود گام بردارند. در چنين شرايطي آنها همواره به دنبال فرصت هاي تازه اي هستند تا بتوانند وضعيت فعلي شرکت را ارتقا بخشند. حمايت کنيد در کارها همدلي و شکيبايي خود را آشکار سازيد و افرادي را که در انجام وظايف از خود علاقه نشان نمي دهند از امتيازات ويژه محروم سازيد. با خدمه و کارکنان با نزاکت برخورد کنيد و به آنها احترام بگذاريد و نشان دهيد که به کارهاي فردي شان علاقمند هستيد. هميشه به خاطر داشته باشيد که چگونگي برخورد شما با افراد ديگر نشان دهنده توانايي هاي مديريتي شما است. 4- افزايش انگيزه ـــــــــــــــــــــــــــ اطرافيانتان را تشويق کنيد يک رهبر قدرتمند توانايي تاثير گذاري در ديگران را دارد. ديگران را تشويق کنيد و به آنها انرژي و قوت قلب دهيد تا بتوانيد از ابتکارات و نوآوري هايشان استفاده کنيد. موفقيت ها را جشن بگيريد هميشه براي تشکر و قدرداني پيش قدم باشيد، مثلا بر روي يک صفحه کاغذ مناسب يک يادداشت بنويسيد و از اين طريق از افراد سپاسگذاري کنيد. هيچ گاه در جمع از کارمندان خود انتقاد نکنيد. اگر لازم بود چنين کاري را انجام دهيد بايد آرامش خود را حفظ کنيد وبا او شخصا به صحبت بنشينيد. در زمان اخراج کردن هم بهتر است اشاره اي به نقاط مثبت افراد اخراجي داشته باشيد. اگر با وجود تلاش هاي بسيار زياد، وقت گذاشتن هاي طولاني مدت و به کارگيري عقايد ابتکاري پروژه شما به موفقيت نرسيد، تمام افراد گروه را گرد هم آوريد و با هم در مورد راهکارهاي رسيدن به موفقيت به مشورت بنشينيد و بعد هم تمام تجربه هاي خود را با يکديگر در ميان بگذاريد. از پرسنل خود پشتيباني کنيد رهبري به اين معنا نيست که همه بايد به دنبال شما باشند بلکه بايد به آنها بگوييد که شما در پشت آنها هستيد. به نياز هاي کارکنان خود توجه کنيد حال چه اين نيازها دوره هاي کمک آموزشي باشند چه ارتقا دستگاهها و به کارگيري تکنولوژي جديد و ... خود را براي آنها به آب و آتش بزنيد. شايد هميشه کارها بر وفق مراد پيش نروند اما حداقل اين است که آنها مي دانند شما همواره حامي و پشتيبان آنها هستيد. کمک کنيد هر زمان که وقت داشتيد حتي براي مدت کوتاهي هم که شده سري به بخش هاي مختلف شرکت بزنيد و به کارکنانتان نشان دهيد که متوجه تلاش آنها هستيد هر چند خود تجربه اي در انجام وظايف آنها نداريد. البته يک مدير زماني مي تواند به موفقيت دست پيدا کند که همواره دانش خود را به روز کند و اطلاعات کافي در زمينه هاي مختلف داشته باشد تا بتواند انتظارات خود را به وضوح براي پرسنلش شرح دهد. 5- مسئوليت ــــــــــــــــــــــ "بهاي رسيدن به بزرگي مسئوليت پذيري است" وينستون چرچيل سرزنش هاي وارده را بپذيريد اگر اطلاعات غلط مورد استفاده قرار بگيرد و محموله مورد نياز با تاخير بدست کارکنان برسد، بالطبع کسب درآمد نيز براي مدتي مختل خواهد شد. مسئوليت اشتباهاتي را که مرتکب آن مي شويد به عهده بگيريد به خاطر آن عذزخواهي کنيد و اقدامات لازم در رفع مشکل به جود آمده را انجام دهيد. اينکه اشتباه از جانب چه کسي سر زده مهم نيست بلکه امري که حائز اهميت است قبول مسئوليت و تلاش براي حل مشکلات است. مشکلات را حل کنيد به عنوان يک رهبر شما بايد گاهي تصميمات دشوار و نا خوشايندي را اتخاذ کنيد. شما بايد کشمکش هاي موجود را متوقف کنيد و به افراد کمک کنيد تا تغيير و تحول ها را آسان تر قبول کنند. رمز موفقيت شما برقراري ارتباط است. اگر کارمندان متوجه شوند که شما تا چه حد به شغل خود اهميت مي دهيد و براي آن تلاش مي کنيد، آنها نيز روش هاي ابتکاري خود را ارائه مي دهند و براي رسيدن به موفقيت تمام توان خود را به کار مي گيرند. الگو باشيد هميشه ديگران را متوجه توانايي هاي خود را در کار کردن کنيد. بيطرف باشيد و با تمام مسائل عادلانه برخورد کنيد و از پارتي بازي هم به شدت پرهيز کنيد. به نظرهاي مخالف گوش دهيد و در هر شرايطي رفتار مناسب از خود نشان دهيد و امواج مثبت از خود ساطع کنيد. 6- درستي ـــــــــــــــــــ "توانايي يک مدير در استاندارها و معيارهايي منعکس مي شود که براي خود پي ريزي مي کند" ري کروک درستکار باشيد در زمان مواجهه با مواردي که ارزشهاي اخلاقي شما را زير پا مي گذارند از خود عکس العمل نشان دهيد. اگر از شما درخواست شد که يک کار غير اخلاقي و يا غير قانوني انجام دهيد به راحتي از انجام آن سرباز زنيد. براي حفظ حقوق خود، کارمندان و افرادي که با آنها کار مي کنيد تلاش کنيد. صادق باشيد در زمان صحبت کردن بايد براي گفته هاي خود اهميت قائل شويد. اگر نمي توانيد قول انجام کاري را بدهيد خوب لازم نيست اين کار را بکنيد. اگر خطايي از شما سر زد، آنرا قبول کنيد و به خاطر انجام آن پوزش بطلبيد. اين روزها که تنها صحبت از "راندمان بالا" و "محدودکردن ضرر و زيان" است فقط با اتکا به صداقت و درستي است که مي توانيد بر روي مقامات ارشد، مراجعين و کارمندان خود تاثير گذار واقع شويد. از شايعات دوري کنيد در مورد افراد ديگر غيبت نکنيد و داستان هاي ناخوشايند را از روي بدخواهي منتشر نکنيد. شما بايد خيلي قدرتمند باشيد که بتوانيد چنين جمله اي را بر زبان بياوريد: "من دوست ندارم در مورد کسي که در حال حاضر اينجا حضور ندارد صحبت کنم." اين امر نشان دهنده صداقت و درستکاري شماست. به ديگران احترام بگذاريد و متقابلا به آنها اجازه ندهيد که در مورد شما به غيبت بنشينند. تمام تلاش خود را به کار گيريدبرقراري ارتباط در تمام شرايط اعتماد به نفس خود را حفظ کنيد، به ديگران احترام بگذاريد و استوار و ثابت قدم باشيد. در راه انجام يک پروژه از تمام مهارت ها و توانايي هاي خود استفاده کنيد. اگر نسبت به تعهدات خود وفادار باشيد ديگران به شما احترام مي گذارند و مورد قدرداني آنها قرار خواهيد گرفت. کارفرماي مسلم و قطعي ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ "در هرجايي که هستيد و با هرگونه امکاناتي که در اختيارداريد کاري را که ميتوانيد انجام دهيد" تئودور روزولت توانايي رهبري و مديريت تنها به اين معنا نيست که عنوان مديريت، سرپرست و يا مدير گروه را يدک بکشيد. شغل شما بايد همواره مراحل رشد و پيشرفت مداوم را برايتان فراهم آورد. در مورد ندانسته هاي خود سوال بپرسيد، تمام گزينه ها را در نظر بگيريد و کليه منابع موجود را چندين مرتبه ارزيابي کنيد، به طور مداوم از توانايي هاي خود کمک بگيريد، همواره استعدادهاي خود را افزايش دهيد و به نداهاي دروني تان گوش فرا دهيد. اگر مي خواهيد شما را به عنوان فردي بشناسند که داراي خصوصيات غريزي مديريتي است يايد يک شخصيت شکوهمند را در خود پرورش دهيد و خود را به صلاح استعدادهاي ويژه تجهيز کنيد تا بتوانيد بر روي افراد مختلف تاثير بگذاريد و در مقابل شما فرمانبردار باشند. ما شما را با ديد، اطمينان، مهارت و توانايي، ترغيب و تشويق، مسوليت پذيري و راستي و درستي آشنا کرديم بقيه امور به عهده خودتان است.

6 کلاه فکري: نگاه کردن به تصميمات از همه جوانب

تکنيکي بسيار قوي است که به شما کمک ميکند از جوانب مختلف به تصميمات مهم خود در زندگي نگاه کنيد. اين تکنيک به شما کمک ميکند با هل دادن خودتان فراتر از روش هاي فکر کردن عاديتان، تصميمات بهتري اتخاذ کنيد. به همين ترتيب، به شما کمک مي کند که پيچيدگي يک تصميم را به طور کامل درک کنيد و مسائل و فرصت هايي را که ممکن است به آن دقت نکرده باشيد را پيدا کنيد.                                                                                                                                                                                                              خيلي از افراد موفق از يک ديدگاه منطقي و مثبت به قضايا نگاه مي کنند و اين يکي از دلايلي است که در کار و زندگي خود موفق شده اند. اما معمولاً قادر نيستند از ديد احساسي، انگيزشي خلاقانه و منفي به مسئله بنگرند. اين يعني آنها مقاومت در برابر تغيير را دست کم مي گيرند، پرش هاي خلاقانه ندارند و قادر به داشتن برنامه هاي احتمالي و تصادفي لازم براي زندگي نيستند.                                                                                                                                                                                                                          به همين ترتيب، افراد منفي گرا هم بسيار تدافعي هستند و افراديکه در حل مشکلات خود بسيار منطقي عمل مي کنند نمي توانند از خلاقيت يا انگيزه خود در اين راستا کمک بگيرند.                                                                                                                            اگر با استفاده از تکنيک "6 کلاه فکري" به مشکلات خود نگاه کنيد، آنوقت مي توانيد از اين رويکردها براي رسيدن به بهترين راه حل ممکن استفاده کنيد. تصميمات و برنامه هاي شما ترکيبي از جاه طلبي، مهارت در اجرا، حساسيت، خلاقيت، و برنامه ريزي تصادفي خواهد بود.                                                                                                                      چطور از اين تکنيک استفاده کنيد:                                                                                                                                                                                                    براي استفاده از تکنيک "6 کلاه فکري" براي ارتقاء کيفيت تصميم گيريهايتان، بايد به تصميم سر گذاشتن هر کدام از اين کلاه ها فکر کنيد.                                                                                                                                                                                         هر کلاه فکري نوعي متفاوت از فکر کردن است که در زير به توضيح آن خواهيم پرداخت.                                                                                                                                   کلاه سفيد: در اين طرز تفکر شما بر اطلاعات موجود تمرکز مي کنيد. به اطلاعاتي که در دست داريد نگاه کنيد، و ببينيد چه چيزي دستگيرتان مي شود. کمبودهاي اطلاعاتتان را دريابيد و سعي کنيد يا آنها را پر کنيد يا در نظرشان داشته باشيد. اينجاست که مي توانيد رويدادهاي قديمي را تجزيه و تحليل کنيد.                                                                                                                                                                                                                    کلاه قرمز: با سر گذاشتن کلاه قرمز بايد با بصيرت، درک مستقيم و احساستان به تصميم نگاه کنيد. همچنين سعي کنيد فکر کنيد که چرا بقيه مردم احساسي برخورد مي کنند و سعي کنيد بفهميد واکنش هاي شهودي افرادي که کامل از دلايل و منطق شما باخبر نيستند را درک کنيد.
                                                                                                                      کلاه سياه: در اين طرز تفکر بايد به همه چيز منفي گرايانه، محتاطانه و تدافعي نگاه کنيد. ببينيد چرا ايده ها و رويکردهاي مختلف ممکن است موثر نباشد. اين مسئله از آن جهت اهميت دارد که نقاط ضعف مسئله را در برنامه تان به خوبي به شما نشان مي دهد. به شما اين امکان را مي دهد که آنها را از بين برده، رويکردتان را تغيير دهيد يا برنامه هاي تصادفي براي برخورد با مشکل آماده کنيد. اين کلاه به شما کمک مي کند برنامه هايتان را سخت تر و ارتجاعي تر اتخاذ کنيد. همچنين مي تواند به شما کمک کند که نواقص و خطرات کار را قبل از اينکه وارد عمل شويد، بشناسيد. اين يکي از بهترين فوايد اين تکنيک است. خيلي از افراد موفق آنقدر به مثبت انديشي عادت مي کنند که گاهي اوقات نمي توانند مشکلات را از قبل تشخيص دهند و براي دشواري ها آمادگي لازم را نداشته باشند.                                                                                                                                                                                                   کلاه زرد: کلاه زرد به شما کمک مي کند مثبت به قضيه نگاه کنيد. يک ديدگاه مثبت گرايانه است که به شما کمک مي کند همه فوايد و مزاياي يک تصميم و ارزش هاي درون آنرا ارزيابي کنيد . همه فرصت هايي که ممکن است در پي آن برايتان به وجود آيد را تشخيص دهيد. رويکرد کلاه زرد به شما کمک مي کند وقتي همه چيز گرفته و ناراحت کننده است همچنان به راهتان ادامه دهيد و اميدتان را از دست ندهيد.                                                                                                                                                                                            کلاه سبز: اين کلاه خلاقيت است. اينجاست که مي توانيد راه حل هاي خلاقانه براي يک مشکل ابداع کنيد. يک طريقه فکري است که در آن ايده ها به هيچ وجه نقد نمي شوند.                                                                                                                                کلاه آبي:  کلاه آبي کنترل پروسه است. وقتي به خاطر فقدان ايده و نظر، وارد مشکل مي شويد، اين کلاه شما را به سمت کلاه سبز هدايت مي کند. وقتي نياز به تصميمات تصادفي داريد، کلاه سياه را به شما معرفي مي کند و از اين قبيل.                                                                                                                                                                     اين تکنيک را مي توانيد در ميتينگ ها يا در مشکلات شخصي خودتان مورد استفاده قرار دهيد. در ميتينگ ها اين مزيت را دارد که اختلاف نظرها را از بين مي برد.                                                                                                                                                             يک رويکرد متفاوت مي تواند اين باشد که به مشکلات از ديد متخصين مختلف (مثلاً پزشکان، معماران، مديران و ...) يا از ديد مشتريان مختلف نگاه کنيد.                                                                                                                                                                     مثال                                                                                                                                                                                                                                       مديران يک شرکت توليدي دنبال اين هستند که آيا بايد يک دفتر جديد بر پا کنند يا نه. اقتصاد شرکت روبه راه است و فضاي خالي درون شرکت رو به اتمام. آنها تصميم مي گيرند از تکنيک "6 کلاه فکري" براي تصميم خود استفاده کنند.                                                                                                                                                                                       وقتي با کلاه سفيد به مسئله نگاه مي کنند، اطلاعاتي که در دست دارند را تحليل مي کنند. روند پر شدن فضاهاي شرکت را که نشان مي دهد روبه کاهش سريع است بررسي مي کنند. پيشبيني مي کنند که تا زمانيکه دفتر جديد ساخته شود، مطمئناً با کمبود فضا روبه رو خواهند شد. طرح هاي کنوني دولت اعلام مي کند که اقتصاد حداقل در دوره ساخت رشد ثابتي دارد.
                                                                                                                      با کلاه قرمز بعضي از مديران فکر مي کنند که ساختمان پيشنهادي اصلاً زيبا نيست. بااينکه خيلي اقتصادي است اما کارمندان ممکن است علاقه اي به کار کردن در آن محل را نداشته باشند.                                                                                                              وقتي مديران با کلاه سياه به قضيه نگاه مي کنند نگران اين هستند که طرح هاي هيئت مديره اشتباه باشد. اقتصاد بايد به رکود چرخشي وارد شده باشد که در آن مورد ساختمان شرکت ممکن است براي مدت طولاني خالي باشد.                                                                 اگر ساختمان مورد نظر زيبا نباشد، آنوقت کمپاني ها تصميم مي گيرند که در يک ساختمان بهتر و زيباتر با همان ميزان اجاره بها کار کنند.                                                                                                                                                                                          اما با کلاه زرد، فکر مي کنند که اگر اقتصاد بالا بکشد و طرح ها به همان صورت باقي بمانند، شرکت بيشترين سود را خواهد داشت.                                                                                                                                                                                            اگر خوش شانس باشند مي توانند ساختمان را قبل از اينکه به رکود اقتصادي برسند، فروخته يا به رهن و اجاره بگذارند.                                                                                                                                                                                                                با کلاه سبز اين نکته را در نظر مي گيرند که آيا بايد طرح ساختمان را تغيير دهند تا کمي خوشايندتر شود. مطمئناً مي توانند طراحي داخلي آنرا کمي دستکاري کنند و با خريد وسائل و لوازم ارازن قيمتي آنجا را بهتر از آنچه هست نشان دهند.                                                                                                                                                                       کلاه آبي توسط رئيس جلسه براي حرکت بين روش هاي فکري مختلف استفاده مي شود. ممکن است ساير شرکت کننده هاي ميتينگ را از تغيير سبک هاي مختلف يا نقد ايده هاي افراد ديگر بازدارد.                                                                                                                                                                                                                              نکات مهم                                                                                                                                                                                                                               "6 کلاه فکري" تکنيکي بسيار خوب براي نگاه کردن به تاثير تصميمات از نقطه نظرات مختلف است. اين تکنيک اين امکان را فراهم مي آورد که از احساسات و شکاکيت هاي لازم براي رسيدن به تصميمات منطقي استفاده شود. فرصت خلاقيت را نيز در تصميم گيري ايجاد مي کند. همچنين کمک مي کند که مثلاً افراد منفي گرا کمي مثبت تر و خلاقانه تر به مسائل نگاه کنند.
برنامه ها و تصميماتي که با استفاده از روش "6 کلاه فکري" اتخاذ مي شوند بسيار منطقي تر و بهتر هستند. اين تکنيک همچنين مي تواند به شما کمک کند از اشتباهات متداول در تصميم گيري ها جلوگيري به عمل آوريد.

6 روش ساده براي برنامه ريزي بودجه در خانواده

يکي از حياتيترين مؤلفه هاي برنامه ريزي مالي،يادگيري طريقه تقسيم و خرج کردن بودجه است.  در اين مقاله قصد داريم شما را با متدي بسيار ساده براي برنامه ريزي بودجه آشنا کنيم. اين متد، شامل 6 مرحله است که عبارتند از:                                                                                                                                                                                          • قدم اول:                                                                                                                                                                                                                               درآمد مـاهـيـانه خـود را مشخص کنيد. کليه مبالغ دريافتي (مـثـل بـيـمـه تـــامين اجتماعي، ماليات بر درآمد، عوارض، حقوق بازنشستگي و...) و ساير منابع درآمد را حساب کنيد.              همه ي عايدات و درآمدها را با هم جمع کرده و روي کاغذ يادداشت کنيد و آن را "ارزش الف" بناميد.                                                                                                                                                                                                                                    • قدم دوم:                                                                                                                                                                                                                               هزينه هاي ماهيانه "ثابت" و "متغير" خود (مثل اجاره خانه، قبوض آب، برق و تلفن و...، مواد غذايي و حمل و نقل) را ليست کنيد. حتماً مبلغي را نيز به هزينه پوشاک، مراقبت هاي پزشکي، مراقبت از فرزندان، هزينه هاي شخصي، تعميرات و هزينه هاي غير مترقبه اختصاص دهيد.                                                                                                                               هزينه هاي سالانه، شش ماهه، و سه ماهه خود (ماليات ها و بيمه) را براي هر ماه تقسيم کنيد. مثلاً بيمه ماشين که براي هر شش ماه 150 هزار تومان  است را تقسيم بر شش کرده تا هزينه ماهيانه آن 25 هزار تومان درآيد. با اينکار با سررسيد زمان تمديد بيمه يا پرداخت ماليات، هزينه ي هنگفتي را متحمل نخواهيد شد و با مشکلي مواجه نخواهيد بود و پرداخت ها برايتان آسان تر خواهد شد.                                                                                                                                                                                                                   پس از ليست کردن، همه ي اين هزينه ها را جمع بزنيد و آن را "ارزش ب" نام گذاري کنيد.                                                                                                                              • قدم سوم:                                                                                                                                                                                                                             قدم بعدي به دست آودن رقم "درآمد اختياري" با تفريق هزينه هاي کلي (ارزش ب) از درآمد خالص (ارزش الف) مي باشد. اين رقم را نيز روي کاغذ به نام "ارزش ج" يادداشت کنيد.                                                                                                                                  • قدم چهارم:                                                                                                                                                                                                                            کليه بدهي هاي بدون وثيقه (کارت اعتباري و...)، پرداخت هاي ماهيانه و مانده حساب را ليست کنيد. اگر ميزان دقيق بدهي خود را نمي دانيد، الان وقتش رسيده است که به آن هم سر و ساماني دهيد.                                                                                                                                                                                                                          اين جمع کل ماهيانه را با نام "ارزش د" يادداشت کرده و به سراغ مرحله بعد برويد.                                                                                                                                       • قدم پنجم:                                                                                                                                                                                                                              مقداري از درآمد اختياري شما بايد صرف پرداخت بدهي هاي اقساطي شود که در مرحله قبل ذکر شد. در مرحله پنجم  بايد ببينيد که آيا پس از تفريق پرداخت هاي اقساطي ماهيانه (ارزش د) از درآمد اختياري (ارزش ج)، چيزي از درآمد اختياري باقي مي ماند يا خير.                                                                                                                                                اگر عدد به دست آمده منفي بود، شما آمادگي رفتن به مرحله شش که هدف گذاري است را نداريد. مي توانيد از مشاور مالي خصوصي کمک بخواهيد تا بتوانيد اين رقم را افزايش داده و مثبت کنيد.                                                                                                                                                                                                                               • قدم ششم:                                                                                                                                                                                                                          در اين مرحله بايد اهداف و برنامه هاي کوتاه و بلند مدت خود را مشخص کنيد. ليستي از اين اهداف خود تهيه کنيد. براي شروع مي توانيد از مثال هاي زير استفاده کنيد.                                                                                                                                                دراز مدت - خريد ملک و مستغلات، تحصيلات آتي، بازنشستگي کوتاه مدت - بازسازي خانه، خريد ماشين جديد، مسافرت ساير سرمايه گذاري هاي مطلوب - سرمايه گذاري در بورس سهام، اوراق بهادار، گواهي سپرده، خريد سهام شرکت هاي ديگر و...                                                                                                                                                      پس از تهيه ليست، حال بايد ميزان مبلغي که براي رسيدن به هر يک از اين اهداف نياز داريد را حساب کنيد و ببينيد که ماهيانه چقدر بايد براي هرکدام پس انداز کنيد.

5 قانون براي مديران و رئيسان

بعضي تصور ميکنند که رئيس بودن فقط به پشت ميز نشستن، سيگار کشيدن و به اين و آن دستور دادن است. ممکن است وقتي مي بينند کساني هستند که از حرف هايشان اطاعت مي کنند و به آنها احترام مي گذارند، احساس رضايت کنند. متاسفانه، آنچه شما مي بينيد فقط يک درصد از زندگي آنها ميباشد—در واقع ساعات فراغت آنهاست. مطمئناً رئيس بودن الزامات و خصوصيات خاصي مي طلبد. يک رئيس هيچوقت تعطيلي ندارد و 24 ساعت روز بايد گوش به زنگ باشد. هيچ کس تا به حال با نشستن در رستورانها و ديد زدن دخترها رئيس نشده است. براي رئيس شدن بايد سخت تلاش کرد و هميشه هوشيار بود. نکاتي که در اين مقاله پيش روي شما قرار داده ايم، به شما براي رسيدن به اين هدف کمک مي کند. 1. اگر احترام مي خواهيد، احترام بگذاريد يکي از اصلي ترين قانون هاي موجود در رياست اين است که افراد تنبل هميشه پس رفت مي کنند. فقط افراد کمي هستند که خود را از اين قانون جدا مي کنند، اما اکثر مردم نمي توانند. به قدرت رسيدن از طريق کانال هاي مناسب آسان تر و قابل تحمل تر از کندن تونل به سمت بالا با دستان خودتان است، فقط به اين دليل که رئيس هاي قبلي به شما احترام گذاشته و از شما حمايت مي کنند. خاطرتان باشد که احترام گذاشتن به معناي بادمجان دور قاب چيني و چاپلوسي نيست. به اين معني است که بايد در مقابل نيازهاي سازمان و شرکت، مراقب و متوجه باشيد. البته بايد دقت داشته باشيد که زير دستان شما اين مهرباني را با ضعف شما اشتباه نگيرند. 2. تصميم غلط بهتر از بي تصميمي است تلاش براي به چنگ آوردن همه ي قدرت در يک زمان، نتايج متضادي در پي خواهد داشت. در بعضي موارد تصميمات بزرگ در زندگي توام با شناخت و گه گاه افتخار خواهد بود. سزار نام خود را با عبور از رابيکون و ورود به روم نهاد. از طرف ديگر، برتوس نام خود را با خيانت به سزار نهاد. تفاوت بين اين دو مرد به طور آشکاري در يک چيز است: پيروزي. اگر بروتوس دشمنان خود را پس از خيانت برکنار مي کرد، مي توانست تاريخ را به خواست خود رقم بزند، اما تصميم او باعث رسوايي و بدنامي هميشگيش شد. اگر درگير يک تصميم گيري هستيد، ممکن است افراد کم طاقت ديگري اين تصميم را به جاي شما بگيرند. شما به عنوان يک رئيس بايد بتوانيد زيردستانتان را آنقدر تحت جذبه خود نگاه داريد که به خود اجازه ي خيانت به شما را ندهند. اگر کسي به شما خيانت کرد، بايد کاري کنيد تا آن فرد را الگويي براي ساير کارمندان شرکت کنيد. او را اخراج و يا از مقام خود عزل کنيد. 3. با هوشياري شر بدخواهان را از سر خود کم کنيد يک رئيس تاثير گذار بايد بتواند رقيبان و بدخواهان را از جلوي راه بردارد. در مسير شما به عنوان يک رئيس ممکن است افراد به ظاهر مهربان، اما در باطن بدخواه زيادي باشد که بخواهند وارد مسير شما شوند. هيچ چيز مثل کينه و طرز برخورد کار را خراب نميکند. به عنوان يک رئيس بايد بتوانيد به هر طريق ممکن خود را آماده و برتر و بالاتر از همه نگاه داريد. يکي از راه هايي که ميتوانيد از طريق آن اجازه ندهيد هيچ چيز و هيچ کس سد راه شما نشود اين است که با همه به طور يکسان رفتار کنيد، از مدير عامل گرفته تا آبدارچي شرکت. البته اين به آن معنا نيست که بايد مثل بعضي سياست مداران يک نقاب پلاستيکي به صورت بزنيد. اما اگر ديديد کسي قصد مزاحمت و بدخواهي دارد، بار اول نصيحتش کنيد. اگر زير بار نرفت، بار دوم فشار بيشتري بر او بياوريد، اما اگر باز سر عقل نيامد، بيرونش کنيد. شما به عنوان يک رئيس بايد بدانيد که با مردم چطور رفتار کنيد، چطور آنها را ترسانده و يا چطور خيلي مودبانه خردشان کنيد. 4. از فرصت ها نهايت استفاده را ببريد وقتي به قدرت رسيديد، تازه زماني است که فشار را بر روي خود احساس مي کنيد. لحظاتي وجود دارد که يک نفر با يک ايده جالب و عالي، از فرصت استفاده کرده و پاورقي بر تاريخ زندگي کس ديگري مي شود. در واقع، زندگي ترکيبي از تقاطع هاي بين آن افرادي است که انتخاب صحيح کردند و آنها که انتخابي غلط کردند. براي اينکه نامتان ماندگار شود، بايد جزء آن افرادي باشيد که گوش به زنگند و از فرصت ها بهترين استفاده را مي برند. براي رئيس بودن بايد از فرصت ها استفاده کنيد و گرنه پشيمان خواهيد شد. 5. از همه بيشتر کار کنيد بدون تلاش و کوشش فراوان هيچوقت رئيس نخواهيد شد. براي اينکه سوپراستاري معروف هم بشويد بايد حداقل 20 سال تلاش کنيد. اگر هميشه براي انجام کار بيشتر اشتياق داشته و هدفمند باشيد، ساعاتي که روي آن سرمايه گذاري کرده ايد، فرصتي پيش روي شما قرار مي دهند. و زمانيکه رئيس شديد، همه دوست دارند که جاي شما باشند. همه به شما نگاه مي کنند، پس بهتر است سرتان را بالا نگه داريد و باز به سعي و تلاشتان ادامه دهيد، چون احترام خيلي زود ناپديد مي شود. خاطرتان باشد حتي زمانيکه به عنوان يک رئيس شناخته شديد، باز بايد کوشش کنيد چون در غير اينصورت خيلي زود آن را از چنگتان در خواهند آورد. روي شخصيتتان کار کنيد مي توانيد از يک تلاشگر 20 ساله به موفقيت يک شبه نائل شويد، فقط اگر براي آن تلاش کنيد. اما براي اين منظور نيازمند شخصيت هم هستيد. براي خاطره انگيز کردن زندگي، تقلا و کشمکش نيز لازم است. يادتان باشد رئيس در وادي خطر زندگي ميکند. چيزي که به شما کمک ميکند بتوانيد مقام و موقعيتتان را حفظ کنيد اين است که کارهايي را انجام دهيد که ديگران از انجام آن واهمه دارند. اين جرات و جسارت از شخصيتي جسور و باشهامت ناشي مي شود. هوشيار باشيد و تلاشگر، و خيلي زود خواهيد ديد که نام شما نيز به تاريخ اضافه خواهد شد .

5 خصوصيت اخلاقي افراد پر درآمد

پول فقط با کمي حساب کتاب و شانس به دست نمي آيد. براي موفقيت در اين راه فقط شما مهم هستيد. افرادي در اين راه موفق شده اند که خصوصيات اخلاقي ويژه اي داشته اند. در اينجا به چند خصيصه اخلاقي افرادي که در پول درآوردن موفق بوده اند اشاره مي کنيم تا بتواند به پيشرفت شما کمک کند. 1- واقع بين باشيد ــــــــــــــــــــــــــــــــ واقع بيني راه باريکي است که از بين خوشبيني و منفي گرائي رد مي شود. فرد موفق هميشه واقع بين است، و اين به اين معني است که هيچگاه خود را با بدبيني و منفي گرايي دچار بدبختي نکرده و همچنين با اعتماد خوشبينانه به هر کس يا هر چيز ريسک نمي کند. بيل گيتس را در نظر بگيريد. او زماني که دانشگاه هاروارد را با روياي مايکروسافت ترک کرد، ريسک بزرگي انجام داد. اما اين ريسک کاملاً هم بي پايه و اساس نبود. بيل چيزي را مي دانست که بقيه ما بعدها مي فهميديم: کامپيوترهاي خصوصي اگر نرم افزاري که روي آنها نصب باشد کمي دوستانه تر باشد، در آينده معروف تر و متداول تر مي شوند. ما نمي گوئيم به اندازه بيل گيتس دور انديش باشيد، اما بايد از تصميم گيري هاي او ياد بگيريد. قبل از اينکه تصميم اساسي بگيريد، از خودتان بپرسيد که آيا در اين تصميم گيري واقع بين بوده ايد يا نه. اين کار دشواري است، اما موفق ترين افراد کساني هستند که مي توانند براي لحظه اي دور از خود باشند و موقعيت را ارزيابي کنند. 2- مرد عمل باشيد ـــــــــــــــــــــــــــــــ بهترين ايده ها در دنيا اگر به مرحله عمل نرسند کاملاً بي ارزش خواهند بود. اما عمل مثل شمشير دو لبه است چون ممکن است به راحتي فراموش شود. طرز فکري که باعث مي شود افراد موفق از ناموفق مشخص شوند همين مسئله عمل کردن است. يک مرد موفق هيچوقت يک گوشه نمي ايستد تا چيزي اتفاق بيافتد. ممکن است همان سال اول پولي گيرش نيايد، اما هميشه منتظر موقعيت است. اين همان چيزي است که باعث موفقيت ورن بافِت شد. خصوصيت ويژه او خريدن شرکت هاي از ارزش افتاده بود. 3- از روي علاقه يا دانشتان انتخاب کنيد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اگر شما چيزي را دوست نداريد، خيلي سخت خواهد بود که ديگران را وادار به دوست داشتن آن کنيد. روي چيزي متمرکز شويد که به آن علاقه داريد. هر تعهد مالي به مراحل سخت خواهد رسيد و شما مجبور خواهيد شد اضافه کاري که آن را پيش بيني نمي کرديد داشته باشيد. اما در اين زمان فردي که به کارش علاقه مند است مشکلي نخواهد داشت. اگر روي علاقه تان کار انجام دهيد، اضافه کاري زياد هم برايتان سخت نخواهد بود. در واقع، اگر واقعاً راه درست را انتخاب کرده باشيد، اصلاً احساس نخواهيد کرد که مشغول کار هستيد. لَري اليسون کسي بود که علاقه اش به رياضيات و کامپيوتر را دنبال کرد و توانست انقلابي در پايگاه داده ها بر پا کند و به موفقيت چشمگيري نائل آيد. ممکن است علائق شما در ابتدا زياد جنبه پول درآوردن نداشته باشند، اما به اين معني نيست که ارزش بررسي هم ندارند. گاهي اوقات با دنبال کردن علاقه تان ممکن است از جريان زندگي عقب بيافتيد. افراد زيادي هستند که اين کار را کرده اند. اما هيچ تاجر موفقي تا به حال از جمع پيروي نکرده است. افراد موفق خارج از مردم زندگي مي کنند تا آنها را به حرکت وادارند. اما بايد حواستان باشد که خيلي هم از جمعيت دور نيفتيد. 4- اعتماد به نفس داشته باشيد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چه تجارتي را بچرخانيد، چه محصولاتي را بفروشيد يا در تلاش براي به پول رساندن ايده تان باشيد، داشتن اعتماد به نفس کليد و رمز اساسي است. اگر اعتماد به نفس نداشته باشيد، زياد پيشرفت نخواهيد کرد. اما فقط اين کافي نيست. اعتماد به نفس باعث مي شود که آدم هاي با ارزش در کنار خود داشته باشيد که به شما براي پيشرفت کمک مي کنند. اين رمز موفقيت جک ولش، رئيس سابق شرکت جنرال الکتريک بود. او کاري کرد که همه ما بايد ياد بگيريم: بهترين افراد را کنار خود قرار داد، هدف را به آنها داد و اجازه داد که کارها را انجام دهند. 5- احساسات را کنار بگذاريد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به ياد داشته باشيد، اين کار است، مسئله شخصي نيست. بسياري افراد شکست مي خورند چون کار را با مسائل شخصي قاطي مي کنند. ممکن است دوستي به شما بگويد که ايده تان اصلاً به درد نمي خورد. به جاي اينکه حالت دفاعي به خود بگيريد، ببينيد چرا او چنين حرفي زده است. و هيچگاه اجازه ندهيد که انتقاد ديگران شما را سست کند. هر چه موفقيت بيشتري به دست آوريد، انتقاد هاي بيشتري هم به سمت شما خواهد بود. موفق باشيد ! ــــــــــــــــــــــ بسيار خوب، شما همه اين خصوصيات را در خود نمي بينيد؟ اشکالي ندارد. فقط افراد کمي هستند که تمام اين خصوصيات را در خود دارند. نکته مهم اين است که نقاط ضعف خود را پيدا کنيد. اگر در يک مسئله ضعيف هستيد، با خود صادق باشيد و آن ضعف را برطرف کنيد. يا شريکي پيدا کنيد که بتوانيد به او اعتماد کنيد و نقاط ضعف و قدرتتان را نشان دهد.

3 گام تا رسيدن به موفقيت

همه ي انسان ها خواهان موفقيت اند. بعضي افراد هر صبح که بيدار مي شوند، در تلاش براي رسيدن به آن هستند، و در اين راه حتي حاضرند به ضرر و زيان ساير افراد نيز کار کنند. براي سايرين، کسب موفقيت به نظر غير ممکن مي رسد. آنها تصور مي کنند که فقط افراد کمي قادرند به آن دست يابند و بقيه بايد به همان چيزي که دارند شاد و راضي باشند. اين حرف ها خيلي هم دور از واقعيت نيست. اگر شما با قصد و هدف ناپاک و اشتباه به دنبال موفقيت باشيد، هيچگاه به آن نخواهيد رسيد. مثل اين است که بدون در دست داشتن نقشه، به شهري غريب سفر کنيد. زيگ زيگلار مي گويد: "موفقيت مراحل متداوم دارد، يک اتفاق ناگهاني نيست." "يک مسافرت است نه يک مقصد." جيم روهن موفقيت را اينگونه توصيف مي کند: "...موفقيت بايد به طرف شما بيايد، نه اينکه شما به دنبال آن باشيد." آيا نقشه ي کار دستتان آمد؟ نبايد براي به دست آوردن آن عجله کنيد، و اين را هم بدانيد که با شانس نيز به دست نمي آيد. موفقيت را از کسي به ارث نمي بريد، و نمي توانيد آن را به زور از کسي بگيريد. براي دستيابي به موفقيت بايد زماني طولاني به شدت و سختي تلاش کنيد. دستيابي به آن قيمتي دارد و گاهي اوقات قيمتش بسيار بالاست. و معمولاً اکثر افراد آمادگي يا توانايي پرداخت اين قيمت را ندارند. اگر مي بينيد که خيلي وقت است موفقيت از شما دوري مي کند، بدانيد که ممکن است هدفتان نادرست بوده باشد. بايد قبول کنيد که: (1) براي دستيابي به موفقيت بايد مراحلي متداوم را از سر بگذرانيد، که صبر و زمان مي طلبد. هيچ راه ميانبري براي رسيدن به آن وجود ندارد. موفقيتي که بادوام باشد و به جاي غم و غصه، برايتان شادي به ارمغان بياورد، نيازمند گذراندن مراحل آموزشي است. زماني که طي آن عادات قديم خود را کنار گذاشته و عاداتي جديد پيدا کنيد. در اين زمان بايد ياد بگيريد که چه چيز به کار مي آيد و چه چيز بي فايده است. بايد بدهي هاي خود را بپردازيد، کامل و سر موقع! پس عجله نکنيد. (2) براي جلب موفقيت به سمت خودتان، لازم است که مهارت ها و خصوصيات ويژه اي کسب کنيد. براي شما موفقيت چه مفهومي دارد؟ سعي کنيد موفقيت را براي خود معنا کنيد. و ببينيد براي رسيدن به اين اهداف، چه مهارت ها و خصوصياتي نياز داريد؟ اهداف خود را به دقت بررسي کنيد. به دنبال کسب مهارتهايي باشيد که براي رسيدن به آن هدف مورد نياز است. ياد بگيريد که براي رسيدن به جايي که مي خواهيد برسيد، هميشه کاري را انجام دهيد، که بايد انجام شود. ببينيد افرادي که به آن هدف دلخواه شما نائل شده اند. چه خصوصياتي دارند، چه کارهايي انجام مي دهند و چه کارهايي انجام نمي دهند؟ اگر شما نيز همان کارها را انجام دهيد و از آنچه آنها اجتناب ميکنند، دوري کنيد، مطمئناً به جايي که آنها رسيده اند، خواهيد رسيد. 2 يا 3 نفر پيرامون خودتان پيدا کنيد که به هدف دلخواه شما رسيده باشند. خصوصيات، ويژگي ها و مهارتهاي آنان را جايي يادداشت کنيد. سعي کنيد از اين ويژگي ها تقليد کنيد. از همين امروز شروع کنيد! زمانيکه فهميديد چه بايد بکنيد، شايستگي لازم را به دست آورده ايد. و اين زماني است که موفقيت به سمتتان خواهد آمد. شما الزامات کار را فراهم آورده ايد و حالا موفقيت است که به دنبالتان افتاده است. پنجره ي فرصت هاي مختلف به سوي شما گشوده شده و شما آماده براي به چنگ آوردن آنها هستيد. (3) بايد براي سفر کردن در جاده ي موفقيت آماده باشيد، البته اکثر مواقع اين سفر بايد به تنهايي انجام شود و هيچ همسفري نداريد. گفته شده: "در بعضي مواقع، دنبال کردن اهدافتان در درجه ي دوم اهميت قرار مي گيرد، و تغييراتي که در اين روند در شما ايجاد شده، مهمترين مسئله مي گردد....مهم مقصدي نيست که پيش به سوي آن داريد، خود رفتن مهم تر است..!" پدرها و مادرها، آيا زماني را که مي خواستيد به فرزندانتان خزيدن را آموزش دهيد به خاطر داريد؟ اسباب بازي مورد علاقه شان را جلويشان مي گذاشتيد و آنها را ترغيب مي کرديد که براي به دست آوردن آن خود را جلو بکشانند. ولي همان اسباب بازي بود که براي اولين دفعه، به آنها انگيزه داد. اما شما مي خواستيد ماهيچه هاي آنها را قوي تر کرده و مهارت جديدي به آنها آموزش دهيد. وقتي آنها توانستند به اسباب بازي برسند، خزيدن را به خوبي ياد گرفته بودند. پس از آن، آنها ديگر مي توانستند به هر مقصد با هر مسافتي که بود بروند، حتي بدون نياز به هيچ اسباب بازي يا حتي بدون نياز به شما! مقصد ديگر اهميت کمتري پيدا کرده بود، آنها فهميده بودند که اين مراحل را چگونه بگذرانند. اين مثال بسيار شبيه به سفر شما به سمت موفقيت است. همين است که شما را وادار مي سازد مهارتها و خصوصيات لازم براي دستيابي به موفقيت را ياد بگيريد. و حال که مهارتهاي لازم را به دست آورده و مراحل را گذرانيده ايد، پي در پي موفقيت کسب مي کنيد. اما اگر براي رسيدن به اين نقطه عجله مي کرديد و مراحل لازم را نمي گذرانديد، مطمئناً شکست مي خورديد. و براي هميشه در همان پله ي اول مي مانديد. همه مي توانند موفقيت را براي خود معنا کرده و به دنبال آن بروند. اگر بتوانيد به اندازه لازم تلاش کرده و صبر پيشه کنيد، مطمئناً موفق خواهيد شد. و به فردي تبديل خواهيد شد که به جاي افتادن به دنبال موفقيت، موفقيت خود به خود به او جلب خواهد شد. کاملاً بديهي است. وقتي شما براي موفقيت آمادگي هاي لازم را داشته باشيد، بدون هيچگونه تلاشي آن را به سمت خود جذب خواهيد کرد. اما اگر آمادگي نداشته باشيد، از شما فراري خواهد شد، و با هر سرعتي هم که به دنبال آن بدويد، به آن نخواهيد رسيد. حالا که با راه جذب کردن موفقيت آشنا شده ايد، چرا اين سفر را آغاز نمي کنيد؟ همه مي توانند موفق شوند، اما متاسفانه افراد کمي به آن مي رسند. اين شما هستيد که بايد انتخاب کنيد. شما مي توانيد به هر چه در زندگي آرزو داريد دست پيدا کنيد. اما بايد آمادگي پرداخت قيمت آن را داشته باشيد. پس سعي نکنيد با امتحان کردن راه هاي ميانبر، زمانتان را هدر دهيد. بايد به دنبال راه اصلي باشيد. از همين امروز شروع کنيد. موفقيت از آنِ شماست!

محل تبليغات شما !

ليست صفحات

تعداد صفحات : 2